دسته: جغرافیای منطقه

انتخاب محل مسجدالنبی درمدینه توسط رسول الله صلی الله علیه واله

انتخاب محل مسجد النبی در مدینه توسط رسول خدا (ص

خلاصه: رسول خدا(ص) در ورود به مدینه، محلی را برای زندگی و مسجد انتخاب کرد. دلیل این انتخاب چه بوده است؟ در این مقاله روی این نکته تأکید شده است که حکمت این انتخاب، قرار داشتن این نقطه در میانه جایی است که یثرب نامیده می‌شده است.
انتخاب محل مسجد النبی(ص) و در کنارش خانه حضرت، از طرف رسول خدا(ص) صورت گرفت. پیش از آن، حضرت حد اقل برای دوازده روز در قبا ماند، جایی که بسیاری از اصحابش در وقت آمدن به مدینه، در آن محل، درکنار طایفه بنی عمرو بن عوف مستقر شده بود. اما پس از تأسیس مسجد قبا و رسیدن امام علی(ع) با فاطمه بنت اسد و فاطمه دختر رسول خدا(ص)، آن حضرت از قبا حرکت کرده و به جایی منتقل شدند که امروزه مسجد النبی(ص) قرار دارد.
در وقت حرکت حضرت، بر اساس نقلهای بیشماری، طوایف مختلف که هر کدام در نقطه‌ای از نقاط محدوده یثرب � مابین احد و قبا در شمال و جنوب و حره غربی و شرقی � زندگی می‌کردند، خواستار آن بودند که حضرت میان آنان بماند.
پاسخی که به طور معمول داده شد این بود که �خلوا سبیلها فانها مأموره� افسار شتر را رها کنید که او مأمور است.
در نهایت جایی که انتخاب شد، محلی بود که بنی النجار زندگی می‌کردند. بنی النجار �اخوال� یا به عبارتی دایی‌های آن حضرت بودند. دلیلش هم آن بود که گفته می‌شد، هاشم در وقت سفر به شام در این جا مانده و زنی از این طایفه گرفته بود. عبدالمطلب محصول این ازدواج بود. بنابرین بنی النجار دایی‌های حضرت به شمار می‌آمدند.
این طبیعی به نظر می‌آمد که به هر روی، دایی‌ها، نوعی حمایت و دلدادگی نسبت به رسول خدا(ص) داشته باشند.
تا اینجا دو نکته در انتخاب این محل بود. یکی مأمور بودن شتر که اشاره به تقدیر الهی بود و دیگری انتخاب محل به دلیل داشتن نوعی نسبت فامیلی که می‌توانست حمایتی را به همراه داشته باشد.
اما در اینجا یک نکته مهم تر هم وجود دارد و آن این است که از رسول خدا(ص) روایت شده است که فرمود: اُمرُت بقَریه تأکُلُ القری، من به قریه‌ای مأمور گشته ام که سایر قریه‌ها را می‌خورد. پیداست که این یک مَثَل است.
به نظر ما و بر اساس موقعیت جغرافیایی محله بنی النجار در مجموع مدینه و حالت وسط قرار داشتن آن، می‌تواند مهم ترین دلیل برای انتخاب این محل باشد. این مطلبی است که در این روایت به آن تصریح شده است.
برای شرح این مطلب و اختلاف نظری که در باب این حدیث وجود دارد باید شرحی مختصر ارائه دهیم.
به طور معمول دنبال این حدیث و در شرح �قریه� این کلمات افزوده می‌شود: یقولون الناس یثرب وهی المدینه، تنقی الناس کما تنقی الکَیر خبثَ الحدید.
در برخی از نقلها، بلکه بیشتر آنها به جای �تنقی� �تنفی� آمده است (بنگرید: البدایه و النهایه: ۳ / ۲۰۵). معنای آن، نفی کردن یا تمیز کردن و تصفیه کردن باید باشد.
روایت نقل شده در عین حال، طعنه‌ای است به کسانی که � و به طور خاص منافقان – همچنان مدینه را یثرب می‌نامیدند. چیزی که به شدت از آن نهی شده است؛ چنان که از رسول خدا(ص) نقل شده است که فرمود: �من سمّی المدینه یثرب، فلیستغفر الله� (سبل الهدی: ۳/۲۹۶). گفته می‌شود منافقین، تا مدتها آن را همچنان یثرب می‌نامیدند.
حدیث �تأکل القری� محبوب مردم و محدثان مدینه بود؛ چنان که مالک بن انس آن را برای منصور عباسی خواند و این زمانی بود که وی به مدینه آمد. مالک تلاش کرد تا منصور را تحریک کند تا احسانی در حق مردم مدینه بنماید و او چنین کرد. پولی در اختیار مالک گذاشت و او هم به شاگردان مورد اعتمادش داد تا تقسیم کنند (الامامه و السیاسه: ۲ / ۲۰۴).
بدین ترتیب، این روایت، به عنوان یک فضیلت برای مدینه مورد استفاده قرار گرفته است. ابن کثیر ضمن بحث از روایاتی که در باب فضیلت مدینه وارد شده اشاره به این حدیث کرده و می‌گوید که مالک بن انس در این امر که مدینه از مکه افضل است، متفرّد است. سپس خود ابن کثیر این نظر را رد کرد و تنها مکانی را که استثناء می‌کند، همان مکان دفن رسول خدا(ص) است. (البدایه و النهایه: ۳ / ۲۰۵) اما در باره روایت نقل شده که آن را از شرایط خاص صدور آن منفک کرده و این که �تأکل القری� به چه معناست، شرحی نیاورده است.
روایت نقل شده، یک طریق اصلی بیشتر ندارد و آن روایتی است که از طریق ابوالحباب سعید بن یسار از ابوهریره از رسول خدا(ص) نقل شده است. این طریقی است که بخاری و احمد و مسلم (سبل الهدی: ۳/۲۹۶) و بیهقی هم در دلائل النبوه (۲ / ۵۱۹)، مالک در الموطاء (۲/۸۸۷) نیز فسوی (المعرفه و التاریخ: ۱/۳۴۸) از آن طریق، عین همان متن را آورده و ابن کثیر هم در منبع پیشگفته همان سند را آورده است.

توضیحی در باره �تأکل القری�
برای این که مقصود از �تأکل القری� روشن شود، بهتر است قبل و بعد روایت به طور کامل نقل شود.
شامی در سبل الهدی و الرشاد (۳/۲۷۱) روایت زیر را از مسند احمد (۲/۲۳۷، ۲۴۷، ۳۸۴) و بخاری (۱۸۷۱) و مسلم (کتاب الحج، ۴۸۸) از ابوبکر، از سعید بن منصور در مسندش از طریق عبدالله بن زبیر، از بیهقی به نقل از موسی بن عقبه، و از ابن اسحاق به نقل از عویم بن ساعده، و از یحیی بن حسن به نقل از عماره بن خزیمه چنین نقل می‌کند:
زمانی که رسول خدا(ص) خواست داخل مدینه شود، کسی را به سراغ بنی النجار که دایی‌های وی بودند � به دلیل این که مادر عبدالمطلب از آنان بود � فرستاد. آنان در حالی که شمشیر حمایل داشتند به ایشان و اصحابش گفتند: �ارکبوا آمنین مطاعین�. آن روز، روز جمعه بود. وقتی روز برآمد، رسول خدا(ص) راحله خویش را خواست، مسلمانان اجتماع کرده و سلاح پوشیدند. حضرت بر قُصوا سوار شد و مردم هم در اطراف وی، پیاده و سواره ایستاده بودند. در این وقت، عمرو بن عوف نزد آن حضرت آمده و گفتند: آیا رفتن شما از نزد ما از روی ملالت است یا خانه‌ای بهتر از خانه ما می‌طلبی؟ حضرت فرمود: انی امرت بقریه تأکل القری، فخلّوها � ای ناقته � فانها مأموره، من قریه‌ای را می‌خواهم که قرای دیگر را بخورد. ناقه من را رها کنید، او مأمور است.
بدین ترتیب می‌توان دریافت که سخن �انی امرت قریه تأکل القری� در چه ظرفی ابراز شده است. این ظرف تاریخی، دقیقا در وقت انتخاب محل اسکان دایمی از میان یکی از قرای یثرب یا اطراف آن بوده است؛ نه آن که میان یثرب یا مکه یا حبشه یا شهرهای دیگر جایی را انتخاب کند.
بنابرین تصور این که یک نام مدینه �اکّاله القری� باشد باید تأمل کرد.
اما مشکل اینجاست که شامی، آن نقل مفصل پیشگفته را از کدام یک از آن منابعی که در ابتدای روایت آورده، نقل کرده است؟ باید گفت، هیچکدام. این تصور که عین آن عبارت در مآخذ نامبرده وجود دارد، نادرست است. آن منابع، روایت ابوهریره را در حد همان �انّی اُمرت بقریه تأکل القری� آورده�اند.
روایتی از مالک بن انس که در متن فارسی شرف‏ النبى (ص ۴۲۵ باب چهل و یکم فضیلت مدینه و تربت رسول علیه السلام) آمده و پس از روایت نقل شده توسط ابوهریره است، چنین است که : مالک بن انس مى‏گوید که معنى آنچه مى‏گوید �تأکل القرى اى تفتح القرى�. رسول مى‏گوید مرا فرموده‏اند که به دیهى روم که همه دیهها را بخورد، یعنى اهل آن، دیهها را بگشایند. (همین نقل در فتح الباری: ۴/۷۵) آمده است.
در اینجا اَکّاله القری به معنای فتح شدن قبایل دیگر گرفته شده است، یعنی خوردن، کنایه از فتح شدن دانسته شده است.
آنچه مورد نظر مالک است، بر این مبناست که روایت نقل شده در باره تمامی مدینه در قیاس با شهرهای دیگر است؛ در حالی که اشاره کردیم که این حدیث در باره انتخاب محله‌ای از محلات یثرب قدیم برای اقامت و در پاسخ طایفۀ عمرو بن عوف است که از حضرت خواسته بودند در قبا بماند.
بیشتر منابع لغوی، از �تأکل� همان معنای فتح سایر قرای و به دست آوردن غنائم را آورده‌اند. برای نمونه در لسان العرب (۱۱:۲۳) مصداق حدیث شهر مدینه دانسته شده و در تفسیر آن آمده است: ای یغلب أهلها و هم الانصار بالاسلام علی غیرها من القری و ینصر الله دینه بأهلها و یفتح القری علیهم و یغنمهم ایاها فیأکلونها.
یعنی اهالی آن که انصار باشند، به کمک اسلام بر قرای دیگر غلبه می‌کنند و خداوند به کمک آنان دینش را یاری می‌رساند و قریه‌ها را فتح کرده و آنان آنها را غنیمت گرفته آنها را می‌خورند. مانند همین معنا برای حدیث مزبور در لسان (۱۵:۱۷۷) آمده است. (نیز بنگرید: قاموس المحیط: ۳:۳۲۹؛ تاج العروس: ۷/۲۱۰٫ و همین معنا با تفصیل بیشتر در فتح الباری: ۴/۷۵).
نووی هم در معنای حدیث دو احتمال مطرح کرده است: یکی این که مدینه مرکز جیوش اسلام در ابتدای امر بوده و از آنجا بود که بلاد دیگر فتح شده و غنایم به دست آمد. معنای دوم آن این است که رزق و روزی آن از قرای فتح شده است و غنایم نقاط دیگر به آنجا سرازیر می‌شود (تنویر الحوالک: ۶۳۹).
شرح‌های دیگری هم در باره این حدیث داده شده که از آن جمله مطالبی است که در المحلّی (۷/۲۸۲) آمده است. ابن حزم تأکید دارد که این اِخبار از یک برهه خاص است نه آن که به معنای برتری مدینه بر مکه باشد. بصره هم زمانی مرکز فتوحات خراسان و فارس بوده است، اما کسی نمی‌گوید که بصره بر جایی برتری داشته است. این توضیحات، در ادامه همان معنا کردن �تأکل� به معنای فتح آمده است.
تفسیر �اکل� به معنای خوردن یعنی نابود کردن دیگر قُری، شواهد ادبی فراوانی هم دارد. شریف رضی در المجازات النبویه (۳۳۰) در این باره چندین شاهد مختلف آورده است. مثل این که گفته شود که �اکل فلان جاره� که وقتی گفته می‌شود که �عدا علیه� با او دشمنی کند.
معنای درست روایت
با این حال، باید توجه به شرایط صدور این روایت داشت. اکل به معنای غلبه بر دیگران است و البته نه لزوما همراه با فتح و نبرد و گرفتن غنایم. آنچه مهم است مرکزیت و داشتن شرایطی برای حفظ این شرایط مرکزیت است.
ابن حبان از ابوحاتم در تفسیر این روایت می‌گوید: این یک تمثیل است و مراد، آن که، ابتدای اسلام از مدینه خواهد بود و سپس بر قرای دیگر غلبه خواهد کرد و بر سایر ملک استیلا خواهد یافت (صحیح ابن حبان: ۹/۴۰).
زمخشری ضمن تفسیر آن به غلبه بر سایر بلاد و گرفتن غنائم، می‌گوید شاید هم کنایه از برتری این شهر بر دیگر شهرها باشد، مثل این که می‌گوییم: هذا حدیث یأکل الاحادیث (الفائق: ۱/۴۶)
سخن زمخشری هم اشاره به آن دارد که تمثیل به �اکل� لزوما به معنای فتح و گشودن دیگر بلاد نیست، بلکه به معنای نوعی برتری است.
به نظر می‌رسد اگر نقل سبل الهدی منبع اصیلی داشته باشد و روشن باشد که حضرت این جمله را در پاسخ طایفه عمرو بن عوف فرموده باشد، باید آن حدیث را به این معنا گرفت که حضرت در انتخاب محلی در مدینه، برابر درخواست طوایف مختلف، جایی را انتخاب کردند که پرجمعیت ترین نقطه باشد و در عین حال، به لحاظ مکانی، تناسب معقولی با مکان همه طوایف داشته باشد. نگاهی به محله بنی النجار جایی که مسجد ساخته شد دقیقا نشان می‌دهد که فاصله این نقطه از شمال تا احد و از جنوب تا قبا، شش کیلومتر بوده و در میانه راه است. از نظر غربی و شرقی هم که میان دو حرّه و شش کیلومتر است، باز مسجد در نقطۀ میانی قرار دارد. بنابرین مفهوم تأکل القری به معنای انتخاب جایی است که از آنجا امکان دسترسی به نقاط مختلف باشد.
شاید در تأکید این مطلب، نقل این عبارت از ابن زباله جالب باشد که می‌گوید: کانت یثرب ام قری المدینه، یثرب � همان جایی که پیامبر اقامت کرد � مادر قرای مدینه بوده است. وی در تعریف آن، محل دقیق یثرب را ما بین �قنات� و �جرف� در شمال و �مال� تا �زباله� می‌داند (الدره الثمینه، ۶۷).
سمهودی هم در وفاء الوفاء به نقل از اخبار المدینه یحیی الحسینی چنین نقل کرده است: وقتی رسول خدا(ص) از قبا بیرون آمد، بنوعمرو بن عوف اجتماع کرده گفتند: یا رسول الله، آیا از روی ملالت و خستگی از ما از نزد ما می‌روی یا بر آن هستی تا خانه و مسکن بهتر از خانه ما داشته باشی؟ حضرت فرمود: انی امرت بقریه تأکل القری فخلوها فانها مأموره بدین ترتیب حضرت از قبا خارج شد و قبایل انصار هر کدام آن حضرت را به سوی خود می‌خواندند و به او وعده نصرت و حمایت می‌دادند و حضرت می‌فرمود: خلوها فانها مأموره، تا آن که نماز جمعه را در میان بنی سالم خواند (وفاء الوفاء: ۲۵۶/۱) و زان پس به سمت جایی که مسجد و خانه اش را ساخت حرکت کرد.
این نص که از یک منبع کهن در تاریخ مدینه گرفته شده است، مؤید همان نکته‌ای است که ما اشاره کردیم. حتی توان گفت که معنای �مأمور بودن� هم در این روایت با این ترکیب متفاوت با آن چیزی است که معمولا از آن به ذهن می‌آید.
از رسول خدا(ص) جز این انتظاری نبود که انتخابی معقول برای تسلط بر تمامی این منطقه که تقریبا هفتاد و دو کیلومتر مربع بود داشته باشد.
برگرفته ازنوشته رسول جعفریان
منابع
ـ الامامه و السیاسه، ابومحمد عبدالله بن مسلم بن قتیبه دینوری، تحقیق علی شیری، بیروت، دارالاضواء، ۱۹۹۰/۱۴۱۰
ـ البدایه و النهایه، اسماعیل بن عرم بن کثیر (م ۷۷۴)، بیروت، درالفکر، ۱۴۰۷/۱۹۸۶
ـ تاج العروس، محمد مرتضی الزبیدی (م ۱۰۲۵)، بیروت، مکتبه الحیاه
ـ الدره الثمینه، محمد بن محمود بن حسن بغدادی، تحقیق صلاحب‌الدین بن عباس شکر، مدینه منوره، مرکز دراسات و بحوث المدینه المنوره، ۱۴۲۶
ـ دلایل النبوه، ابوبکر احمد بن حسین بیهقی (م ۴۵۸)، تحقیق عبدالمعطی قلعجی، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۹۸۵/۱۴۰۵
ـ سبل الهدی و الرشاد، محمد بن یوسف صالحی شامی (م ۹۴۲)، تحقیق عادل احمد عبدالموجود و علی محمد معوض، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۴/۱۹۹۳
ـ شرف النبی، ابوسعید واعظ خرگوشی، ترجمه نجم‌الدین راوندی، تصحیح محمد روشن، تهران، بابک، ۱۳۶۱
ـ صحیح ابن حبان بترتیب ابن بلبان، تصحیح شعیب الارنؤوط، بیروت، موسسه الرساله، ۱۴۱۴/ ۱۹۹۳
ـ فتح الباری، ابن حجر عسقلانی (م ۸۵۲)، بیروت، دارالمعرفه
ـ قاموس المحیط، مجدالدین محمد بن یعقوب فیروزآبادی، بیروت، موسسه الرساله، ۱۹۸۷
ـ کتاب بخاری، محمد بن اسماعیل بخاری (م ۲۵۶)، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۱
ـ کتاب مسلم، مسلم بن حجاج نیشابوری (م ۲۶۱)، بیروت، دارالفکر.
ـ لسان العرب، ابن منظور، داراحیاء الثراث العربی، ۱۴۰۵
ـ المجازات النبویه، سید رضی (م ۴۰۶) قم، مکتبه بصیرتی
ـ مسند احمد، احمد بن حنبل، بیروت، دارصادر
ـ المعرفه و التاریخ، ابویوسف یعقوب بن سفیان بسوی (م ۲۷۷)، تحقیق اکرم ضیاء العمری، بیروت، مؤسسه الرساله، ۱۹۸۱/۱۴۰۱
ـ الموطاء، مالک بن انس (م ۱۷۹) تصحیح فؤاد عبدالباقی، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ۱۴۰۶
ـ وفاء الوفاء، نورالدین علی بن احمد سمهودی، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ۱۹۹۵pic5

عربستان سعودی

المملکه العربیه السعودیه

پرچم نشان ملی عربستان سعودی

شعار ملی: There is no god but Allah, Muhammad is the messenger of Allah

پایتخت
– مختصات جغرافیایی ریاض

۴°۳۹′ N 46°۴۶′ E
بزرگ‌ترین شهر ریاض
زبان رسمی زبان عربی
نوع حکومت
• پادشاه
• شاهزاده سلطنت مطلقه
عبدالله بن عبدالعزیز
سلطان بن عبدالعزیز
استقلال
از فرانسه ۵ اوت ۱۹۶۰
مساحت
– کل

– آبها (%)
‪۲٬۱۴۹٬۶۹۰ km² ‫(۱۴ام)

جزئی
جمعیت
– برآورد ۲۰۰۵
– تراکم جمعیت
‪۲۷٬۶۰۱٬۰۳۸ ‫(۴۶ام)
‪۱۱/km² ‫(۲۰۵ام)
واحد پول ریال (‏SAR)
منطقه زمانی
– در تابستان (DST) AST (UTC)
DST
دامنه اینترنتی sa.
پیش‌شماره تلفن +۹۶۶+

پادشاهی عربستان سعودی یکی از کشورهای غرب قاره آسیاست. این کشور در شبه‌جزیره عربستان واقع شده و از شمال با عراق و اردن و کویت و از سوی خاور با امارات متحده عربی و قطر و خلیج فارس و در جنوب شرقی با عمان و از سوی جنوب با یمن هم‌مرز است. جایگاه‌های مهم دینی مسلمانان همچون کعبه و مسجد پیامبر اسلام در این کشور واقع شده‌است.

[ویرایش] تاریخچه

عربستان احتمالاً محل اولیه زندگی سامی‌ها بوده است , که از چهار هزار سال قبل از میلاد مسیح به بین النهرین و فلسطین مهاجرت نمودند و بعدا به آشوری ها , بابلی ها , کنعانی‌ها و آموری‌ها معروف شدند.

دوران باستان – در هزار سال اول قبل از میلاد – حکومت منائیان در منطقه عسیر و در جنوب حجاز در طول ساحل دریای سرخ برقرار شده بود . در قرن اول قبل از میلاد , منائیان از مرکز تجارت خود در ددان (الاولی) دست کشیدند . منائیان یک مرکز تجاری در قسمت شمال مدائن تأسیس نمودند . در قسمت شرقی کشور دیلمون قرار داشت که ظاهراً یک مرکز سیاسی – فرهنگی واقع در کرانه خلیج فارس بود. برخی این محل را همان جزیره بحرین دانسته‌اند اگرچه بخش‌هایی از قطعه اصلی نیز جز ء آن بوده‌است و با قسمت‌های داخلی سرزمین که اکنون عربستان سعودی نامیده می‌شود روابط تجاری داشته‌است.

اسکندر مقدونی قبل از مرگ نابهنگام خود در سال ۳۲۳ قصد داشت عربستان را تصرف نماید . و بعد از مدتی حاکمان بطالسه مصر تا حدودی بر ینبع سلطه یافتند . ولی نبطیان مانع از سلطه آنها شدند. سپس کشور در معرض مبارزات سلطه طلبانه حبشی‌ها و پارسها قرار گرفت . در قرن پنجم بعد از میلاد, مکه از نظر اهمیت جایگزین شهر پترای در دوره نبطیان شده بود.

اعراب قبل از اسلام یک زندگی بدوی داشتند و قبائل عرب که برای امرار معاش به چوپانی وابسته بودند در جستجوی آب و چراگاه از جائی به جائی کوچ می‌کردند. کمبود آب و چراگاه موجب بروز رقابت و در نهایت جنگ و درگیری بین قبائل می‌گردید . برحسب فرمایش قرآن کریم این سرزمین از زمان بنا شدن خانه خدا بوسیله حضرت ابراهیم مورد توجه خداپرستان بوده‌است . در دوران بت پرستی نیز بتهای بزرگ در آن نگهداری می‌شده. با ظهور محمد ، عربستان مرکز پایه گذاری تمدنی وسیع اسلامی شد.در زمان زندگی محمد اولین نظام سیاسی و اجتماعی پیشرفته برقرار شد. دین اسلام طی حیات او تقریبا درتمام عربستان رواج یافت. پس از مرگ محمد ، دوره خلفای راشدین (ابوبکر ، عمر ، عثمان و علی) آغاز شد . و در زمان خلفای راشدین حکومتی همراه با قوانین و مقررات بوجود آمده بود, که رونق آن در سراسر جهان شهرت یافت , نفوذ این حکومت بواسطه برخورداری از عدالت, صلح و مساوات به شرق و غرب نیز رسید.

حکومت عربستان سعودی در سال ۱۷۵۰ به وسیله محمد بن سعود پایه‌ریزی شد. پس از وی عبدالعزیز بن سعود با پشتیبانی شیخ محمد بن عبدالوهاب شهر ریاض را به تصرف درآورد. در عهد عبدالعزیز، عسیر ، تهامه ، حجاز ، عمان ، احساء، قطیف ، زیاره ، بحرین ، وادی الدّواسر خرج ، محمل وشم ، سُدَیر قصیم ، شمّر ، مجمعه، منیح ، بیشه ، رنیّه ، و ترابه تحت تصرّف وهابیان درآمد. سعود بن عبدالعزیز ، فتوحات وهابیان را در شبه جزیره تا خلیج فارس ادامه داد. در زمان ابراهیم بن سعود عربستان از مصر شکست خورد و طوسون پاشا فرمانده سپاه، مکّه را فتح کرد اما نتوانست در مدینه پیشروی کند و به قاهره بازگشت . پس از طوسون پاشا ، برادرش ، ابراهیم پاشا نجد را تصرّف کرد، خود را به درعیّه رسانده ، پایتخت آل سعود را به محاصره درآورد و مقاومت وهابیان را بار دیگر در هم شکست . دوران حکومت عبدالله بن سعود ، اوج نفوذ فرهنگ اروپا در عربستان بود تا این که عبدالله بن سعود شکست خورده ، به دستور ابراهیم پاشا ، محکوم به اعدام شد.

اولین تلاش در زمینهٔ برپایی مجدّد حکومت آل سعود توسط مشاری بن سعود بود . پس از وی ترکی بن عبدالله ریاض را تصرف کرد . فیصل بن ترکی تشکیل حکومت دوم آل سعود را اعلام نمود . خالد بن سعود به حکومت نجد منصوب شد امّا اعراب بر وی شوریده ، او را از ریاض بیرون کردند . در دوران حکومت عبدالله بن ثنیان مصر ارتش خود را از عربستان فراخواند. عبدالله بن فیصل با همدستی قبیلهٔ عجمان و سعود، به منطقه احساء حمله کرد.سعود بن فیصل قطیف را دوباره به فتوحات سعودی افزود . عبدالرحمن بن فیصل به درگگیری با حکومت آل رشید پرداخت و سرانجام از آن‌ها شکست خورد و دولت دوم سعودی نیز از بین رفت.

دولت سوم سعودی را عبدالعزیز بن عبدالرحمن بنیان نهاد . پس از مرگ عبدالعزیز ، سه پسر دیگرش با نام‌های ملک فیصل و ملک خالد و ملک عبدالله در چند دوره به حکومت رسیدند . با مرگ خالد ، برادرش فهد ، به طور رسمی پادشاه عربستان شد و لقب خادم الحرمین الشریفین را برای خود برگزید . وی برای ترویج آیین وهابیت کوشش بسیار نمود و روابط و مناسبات سیاسی با غرب برقرار کرد. با مرگ فهد، برادرش عبدالله بن عبدالعزیز به پادشاهی عربستان برگزیده شد.

جغرافیا

وادى نجران

کشور عربستان در خاورمیانه و هم مرز با خلیج فارس و دریای سرخ واقع است. در جنوب این کشور ، یمن قرار دارد. این کشور هم چنین با عراق ، اردن ، کویت ، عمان ، قطر ، امارات متحدهٔ عربی مرز مشترک دارد . آب و هوای این منطقه، گرم و خشک است. تفاوت دمای شب و روز زیاد است. اکثر زمین آن را بیابان‌های ماسه‌ای تشکیل می‌دهد . ربع الخالی که یک چهارم مساحت عربستان را تشکیل می‌دهد خالی از سکنه‌است. بلندترین نقطهٔ عربستان کوه سوداء با سه هزار و پانصد و پنجاه متر ارتفاع است.

منابع طبیعی

این کشور از نظر منابع طبیعی چون طلا و مس ، نفت ، گاز ، و آهن غنی ست. هر چند از نظر جنگل و مناطق جنگی ، کشتزار دائمی و زراعت با فقر روبه روست . مخاطرات طبیعی چون طوفان‌های شن بسیار اتفاق می‌افتد . اغلب گیاهان در واحه‌ها می‌رویند. شتر در زندگی سنتی عربستان نقش مهمی ایفا می‌کند. حیوانات اهلی از جمله شتر ، گوسفند و بز بیش از حیوانات دیگر دیده می‌شوند. روباه ، خرگوش ، موش صحرایی، جوجه‌تیغی عقاب ، کرکس ، و جغد در عربستان دیده می‌شوند اما نسل شترمرغ و شیرآفریقایی در آن جا منقرض شده‌است . فلامینگو ، پلیکان ، حواصیل ، و پرندگان آبزی در نواحی ساحلی عربستان وجود دارند. مارهای کشندهٔ بیابانی از جمله مارکبرا و افعی شاخدار در بعضی مناطق فراوانند.

شهرها

از مهم‌ترین شهرهای عربستان می‌توان از شهرهای زیر نام برد:

تقسیمات کشوری

شهر ریاض

کشور عربستان‌ سعودی متشکل از ۱۳ استان می‌ باشد:
۱. باحه
۲. مرزهای شمالی
۳. جوف
۴. مدینه
۵. قصیم
۶. ریاض
۷. منطقه شرقی
۸. عسیر
۹. حائل
۱۰. جیزان
۱۱. مکه
۱۲. نجران
۱۳. تبوک

مذهب

اسلام تنها دین رسمی آن کشور است,مذهب رسمی کشور عربستان حنبلی می‌باشد که یکی از مذاهب معتبر اسلامی و مذاهب اهل سنت می‌باشد. مذاهب دیگر اهل تسنن و نیز مذهب شیعه نیز در عربستان رواج دارد. ارزش‌های دینی در عربستان سعودی ، فرهنگ ، و سیاست را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

دانستنی‌ها
فروش سگ و گربه در این کشور ممنوع است.[۱]
ورود غیر مسلمان بنا به حرمت اماکن اسلامی،به مناطق حجاز( شهرهای مکه ومدینه) ممنوع است.معمار بهترین هتل مکه (هتل هیلتون) که غیر مسلمان است. مجبور شدازطریق دوربین وبرروی یکی از تپه‌های اطراف شهر پروژه ساخت هتل را نظارت وپیگیری کند.[۲]
سالن سینما در عربستان وجود ندارد.[۳]
عکسبرداری در بیشتر اماکن عمومی ممنوع است.[۴]
جادوگران گردن زده می‌شوند.[۵]
بعضی از علمای مذهبی عربستان خواهان قانونی شدن برده داری هستند.[۶]
در اماکن عمومی وغذاخوری‌ها جداسازی جنسیتی به شدت اجرا می‌شود.[۷]
براثر فشار بیش ازحد برروی زنان، آمار خودکشی زنان بالاست.[۸]
در عربستان مجازات اسلامی اجرا می‌شود که شامل حدودو قوانین تعزیراتی است بعنوان مثال ، چهار انگشت فرد سارق بریده می‌شود.همچنین در بعضی موارد وبرای قصاص اعضای دیگر بدن نیز بریده می‌شود.[۹] در این کشور افراد مجرم در ملأ عام گردن زده می‌شوند.
تاکنون میلیونها کتاب مذهبی اقلیت مذهبی توقیف وآتش زده شده‌است.[۱۰]

سیاست

از سال ۱۹۳۲ که سلطنت سعودی بنیان نهاده شد ، این کشور پادشاهی مطلقه داشته‌است . در این کشور حزب سیاسی ، پارلمان ، و انتخابات وجود ندارد . دین از قدرتمندترین نهادهای جامعه‌است و نظام قضایی وابسته به دولت ونیروی انتظامی(شرطه) آن کشورموظف به اجرای قوانین امربه معروف ونهی از منکر است. خانوادهٔ سلطنتی خواستار سلطهٔ کامل سیاسی بر عربستان بوده‌اند . هم اکنون نیز قدرت در عربستان سعودی در دو قطب کبارالعلما و پادشاه متمرکز است.

حکومت

نوع حکومت در این کشور به صورت پادشاهی در دست خاندان آل سعود است. پادشاه باید برای اغلب تصمیم‌هایی که می‌گیرد تأیید علما و رهبران دینی کشور را کسب کند. پادشاه مسؤول حفظ و حراست مسجدالحرام در مکه و مسجد النبی در مدینه (معروف به حرمین شرفین) است.

در عربستان سعودی زعما و مدرسان طراز اول دین اسلام ، همواره نقش مهمی در کشور ایفا کرده‌اند و قدرت سیاسی نامحدودی دارند . علمای عربستان سعودی شامل دانشمندان دینی ، قضات ، وکلا ، مدرسان، و پیشنمازان هستند. در عربستان سعودی ، شورای علمای اعظم قدرت عزل و نصب پادشاه را دارند . این گروه به صورت هفتگی با شاه ملاقات می‌کنند. در بسیاری از موارد حکومتی ، شاه با علما مشورت می‌کند. اغلب علمای عربستان سعودی به خاندان بزرگ الشیخ تعلق دارند که از نوادگان محمد بن عبدالوهاب بنیانگذار فرقهٔ وهابیت هستند. این علما ، با خانوادهٔ سلطنتی پیوند نزدیکی دارند.

اقتصاد

اقتصاد عربستان ، موفق و مبتنی بر نفت است. دولت بر فعالیت‌های عمدهٔ اقتصادی کنترل دقیق دارد. حدود ۳۵ درصد محصولات عمدهٔ داخلی به بخش خصوصی تعلق دارد. تقریباً ۴میلیون کارگر خارجی در اقتصاد عربستان، به خصوص در بخش نفت و خدمات ، نقش مهمی ایفا می‌کنند. کاهش شدید قیمت نفت در سال ۱۹۹۸ ضربهٔ شدیدی بر اقتصاد عربستان بود که سبب شد محصولات عمدهٔ داخلی به میزان ۱۱ درصد کاهش یابد و کسری بودجه به ۳/۱۲ میلیارد دلار برسد . در سال ۱۹۹۹ به دلیل قیمت کم نفت، دولت برنامه‌هایی را برای کاهش هزینه اعلام کرد و قسمت بیش تری را از اقتصاد به بخش خصوصی سپرد. کمبود آب و رشد سریع جمعیت تلاش‌های دولت را برای خوداتکایی در زمینهٔ کشاورزی محدود کرده‌است. عربستان با تورم ۵/۱ درصدی کم ترین میزان تورم در خاورمیانه را داراست. عربستان در تولید نفت خام، پالایش نفت ، پتروشیمی ، سیمان ، فولاد ، کودشیمیایی و پلاستیک صنعت موفقی داشته‌است.

عمده ترین محصولات کشاورزی عربستان عبارت‌اند از گندم ، جو ، گوجه فرنگی هندوانه خرما ، لیمو، تخم مرغ، شیر

عربستان از عمده ترین قطب‌های گردشگری مذهبی است.به دلیل واقع شدن خانهٔ کعبه ، در این کشور ، بسیاری از مسلمانان جهان، به عربستان سفر می‌کنند . عمده ترین بازارهای جهانگردی عربستان ، اندونزی ، مصر ، ایران و پاکستان است.

عربستان برای بازسازی لبنان در سال ۱۹۹۰ ، ۱۰۰ میلیون دلار کمک اقتصادی نموده‌است. هم چنین از سال ۱۹۹۳ ، ۲۰۸ میلیون دلار را برای کمک به مسلمانان فلسطین اختصاص داده‌است.

واحد پول این کشور ریال سعودی است. هر دلار آمریکا برابر با ۷۴/۳ ریال عربستان است . این نرخ از سال ۱۹۸۵ تا کنون ثابت مانده‌است.

وضع زنان

بحران هویت زنان سعودی پس از چندین دهه بررسی و به دنبال به وجود آمدن مشکلات مربوط به هویت، وزارت کشور عربستان در آوریل ۲۰۰۵ با حق زنان سعودی برای داشتن کارت شناسایی در صورت درخواست خود آنها موافقت کرد.

بسیاری از زنان تصمیم گرفتند از داشتن کارت شناسایی صرف نظر کنند نه به این دلیل که آنها نمی¬خواستند کارت شناسایی داشته باشند ، بلکه این محرومیت به این دلیل بود که پدر ، همسر یا برادر آن‌ها به دلیل چاپ عکس زنان بر روی کارت شناسایی ، با اعطای کارت شناسایی به زنان مخالفت می¬کردند . این مخالفت با تکیه بر این اصل اسلامی که مردان سرپرست زنان هستند و در نتیجه آنها به داشتن هویت رسمی نیاز ندارند ، توجیه می¬شد.[۱۱][پیوند مرده]

در هرحال ، امروزه زنان بسیاری دارای کارت شناسایی هستند . واقعیت این است که بخش‌های دولتی بسیاری وجود دارند که کارت شناسایی را نمی¬پذیرند .

این ادارات دولتی برای شناسایی فرد (زنان) کارت شناسایی خانوادگی یا دو شاهد برای تأیید هویت زنان درخواست می‌کنند.

در واقع ، یکی از بخش‌هایی که گفته می‌شود با کارت شناسایی زنان مخالفت می‌کند، دستگاه قضایی است.

رانندگی برای زنان سعودی رانندگی زنان در عربستان سعودی ممنوع است و با وجود برخی تلاشهای انجام شده برای لغو این ممنوعیت ، به دلیل مخالفت مقامات روحانی این کشور ، این تلاشها به نتیجه نرسیده‌است.

در ۲۴ اوت ۲۰۰۶ یکی از نمایندگان مجلس مشورتی عربستان در مورد اعطای حق رانندگی به زنان این کشور رد شد. رییس مجلس این کشور در این مورد گفت: موضوع رانندگی زنان بر اساس فتوای مقامات مذهبی کشور ممنوع است و مجلس حق دخالت در این مورد را ندارد . آل زلفه ، نماینده‌ای که موضوع لزوم اعطای حق رانندگی به زنان را مطرح کرده بود ، می‌گوید:چنانچه زنان حق رانندگی داشته باشند مجبور به استخدام مردان خارجی به عنوان راننده نیستند و این مسئله علاوه بر حل مشکلات اجتماعی به اقتصاد خانواده نیز کمک می‌کند.

در سال ‪۱۹۹۰‬میلادی چهار زن [آلمانی]] الاصل مقیم سعودی با نادیده گرفتن این ممنوعیت اقدام به رانندگی در سطح شهر ریاض کردند که بلافاصله توسط پلیس دستگیر شدند . روزنامه‌های محلّی مطلب توهین آمیزی علیه آنان انتشار دادند و خواستار اخراج آن‌ها از شهر شدند.

علمای عربستان نیز بر حرام بودن رانندگی زنان به دلیل ایجاد فساد و آسیب رساندن به عفت پافشاری کردند.[۱۲]

از سوی دیگر ، سازمان رانندگی عربستان اعلام کرد که علّت ممنوعیت رانندگی زنان این است که زنان اگر نقاب را رعایت کنند ، به سختی می‌توانند رانندگی کنند و این احتمال تصادفات را افزایش خواهد داد.

حق رای برای زنان سعودی دولت‌ عربستان‌ اعلام‌ کرده‌ که‌ زنان‌ نمی‌توانند در نخستین‌ انتخابات‌ سراسری‌ این‌ کشور که انتخابات شورای شهر است رای‌دهند . علما این تصمیم دولت را تایید و رای دادن زنان را موجب فساد و خلاف عفت دانستند . عمر هیاج الزین به عنوان رییس دولت اعلام کرد که زنان فاقد صلاحیت لازم برای قضاوت دربارهٔ کاندیداهای انتخاباتی هستند. هر چند برخی دیگر اعلام این ممنوعیت را مشکل هویت زنان می‌دانستند و این که اکثر زنان کارت شناسایی ندارند.

تحصیلات و آموزش با این که دولت سعودی دختران را از آموزش منع نکرده‌است، و حتی آموزش رایگان نیز برای ایشان در نظر گرفته‌است، حضور دختران در آموزشگاه‌ها و مدارس بسیار محدود است . طبق آمار رسمی دولت سعودی ۵۵ درصد دانش آموزان ابتدایی ، ۷۹ درصد دانش آموزان متوسطه و ۸۱ درصد دانش آموزان دبیرستان پسر هستند. دیدگاه‌های سنتی در عربستان باعث شده‌است که بسیاری از دختران در سنین پایین مدرسه را ترک می‌گویند. در عربستان ، مدارس و دانشگاه‌های متفاوت برای دختران و پسران وجود دارد و هیچ مدرسهٔ مختلطی در آن جا یافت نمی‌شود . با این حال بسیاری معتقدند ، مدارس و دانشگاه‌های مربوط به زنان از کیفیت آموزشی پایین تری برخوردارند. تحصیل زنان در کلیهٔ رشته‌های فنی و مهندسی ، و نیز رشتهٔ حقوق ممنوع می‌باشد.[۱۳]

فعالیت اقتصادی برای زنان در قوانین سعودی، اشتغال زنان به هر کاری جز تدریس و پرستاری ممنوع گشته‌است.

تدریس برای زنان محدود به کلاس‌های دختران می‌شود و آن‌ها حق تدریس برای پسران را ندارند . با این حال باز هم شرکت زنان در مشاغل بسیار محدود است و برای این کارها نیز اجازهٔ رسمی شوهر یا ولی شرط محسوب می‌شود.[۱۴]

علما اشتغال زن به هر کاری که باعث همکاری و ارتباط با مردان نامحرم می‌شود ، را حرام اعلام کرده‌اند.

جداسازی زنان و مردان ورود زنان بدون همراهمی محرم به بسیاری از اماکن عمومی سعودی از جمله بانک‌ها ، رستوران‌ها ، فروشگاه‌ها ممنوع است.

رستوران‌های سعودی معمولاً دو بخش جدا برای مجردها و خانواده‌ها دارند . بخش خانوادگی رستوران‌ها به غرفه‌های کوچک تنظیم شده‌است که زنان می‌توانند در آن نقاب را برداشته و غذا بخورند، بدون این که مرد نامحرمی وارد شود.[۱۵]

شرکت زنان در مجامع عمومی حتی در مسجد بسیار محدود است.

از زنان سعودی انتظار می‌رود هنگام خروج از خانه ، حتماٌ با مرد محرم همراه باشند.

حق سفر علمای حنبلی سفر زنان را بدون همراهی مردی از محارمش ممنوع می‌دانند . در عربستان سعودی این قانون به دقت اجرا می‌شود و به زنانی که محرم به همراه ندارند، اجازهٔ خروج داده نمی‌شود. این قانون هم در سفرهای درون کشور و هم در سفرهای برون کشوری صادق است.[۱۶]

قوانین حقوقی

قوانین حقوقی عربستان برگرفته از تفسیر احمد حنبل از احکام قرآن است. مردان مجاز به ازدواج با چهار زن هستند ، طلاق دادن زنان بسیار ساده انجام می‌گیرد. مجازات زنا در کشور سعودی ، سنگسار است.

حجاب برداشت علمای سعودی از حجاب اسلامی، پوشاندن تمام بدن از جمله صورت و دست هاست. پلیس مذهبی عربستان همواره بر این نوع پوشش زنان تاکید داشته و زنانی را که چهره خود را در انظار عموم می‌گشودند ، به حبس و تازیانه محکوم می‌کرده‌است. قانون حجاب از عوامل محدود کنندهٔ زنان سعودیست.

زنان عربستان سعودی به اطلاعات فراوانی که می‌توان در اینترنت یافت اجازهٔ دسترسی دارند.

فرهنگ نقاب

پوشش زنان سعودی در مجامع عمومی چادر سیاه گشادی است که از سر تا پا را در بر می‌گیرد و عبایه گفته می‌شود . پوششی که صورت زنان سعودی را فرامی گیرد نقاب (روبنده) نام دارد.

نقاب‌ها در عربستان به سه شکل هستند . نقاب کامل که معمولاً به وسیلهٔ یک یا چند پردهٔ نیمه شفاف یا مشبّک چشم‌های زن را هم می‌پوشاند ، نقاب درزدار یا نقاب مُشِقّ که دو یا شکاف برای چشم‌ها در آن در نظر گرفته شده‌است، نوع سوم نیم نقاب است که علاوه بر چشم‌ها، پیشانی و ابروی زن را نیز نمایان می‌کند .(علما این نوع نقاب را حرام دانسته‌اند)

علمای عربستان سعودی از جمله شیخ ابن عثیمین، شیخ ابن باز، شیخ صالح المنجّد و عبدالعزیز الشیخ که از مذهب حنبلی و دعوت محمد بن عبدالوهاب مشهور به سلفیه پیروی می‌کنند اجماعاً معتقد به واجب بودن پوشانیدن صورت(به جز چشم‌ها) هستند.

پوشاندن دست‌ها و صورت برای تمام دخترانی که به بلوغ رسیده‌اند اجباری ست. مدارس سعودی تمام دخترانی را که بیش از ده سال سن دارند مجبور به پوشیدن نقاب می‌کنند.

از زنان و دختران انتظار می‌رود هنگام خروج از خانه صورت و دست‌های خود را به طور کامل بپوشانند . پلیس مذهبی عربستان که مطوعین نام دارد بر رعایت حجاب نظارت دقیق دارد.

نیروهای مطوعین در مراکز خرید، رستوران‌ها، فروشگاه‌ها، معابر و گذرگاه‌ها، گشت می‌زنند و زنانی را که حجاب موافق مقررات شرعی ندارند ، دستگیر می‌نمایند.

در سال ۲۰۰۳ ، پافشاری پلیس مذهبی عربستان دربارهٔ رعایت نقاب به مرگ پانزده دختر نوجوان در آتش سوزی یک مدرسهٔ راهنمایی دخترانه در مکّه انجامید.

عوامل وابسته به دولت ریاض، در این سانحه، مانع از آن شدند که دخترانی که صورت خود را نپوشانده بودند، از کام آتش بگریزند.

روزنامه نگارهای عربستان در خارج کشور از این کار نیروهای مطوعین ابراز نفرت و انزجار کردند . مرگ این دختران جنجال بزرگی در عربستان سعودی به راه انداخت و مقامات سعودی را بر آن داشت تا کنترل کامل مدارس دخترانه را دوباره بازپس بگیرند.

از یک سو این روی داد باعث انتقاد اصلاح طلبان به سیاست‌های مذهبی کشور عربستان شد، عبدالکریم قلعاد گفت که اجبار زن برای پوشاندن صورتش در دین نیست . با این حال این انتقادات، تأثیر قابل توجّهی نداشته‌است و حاکمیت مذهبی عربستان مخالفت خود را با هرگونه آزادی بیشتر زنان اعلام نموده‌است. پلیس مذهبی تا به حال برخی از زنان سعودی تحصیل کردهٔ خارج را برای جرایمی چون نداشتن پوشش کامل به تازیانه محکوم کرده‌است.

در پایان سال ۲۰۰۴ ، زنان که تا کنون شناسنامه مستقل نداشتند، و فقط اسمشان در شناسنامهٔ پدر ذکر می‌شد، دارای شناسنامهٔ مستقل گردیدند، امّا عبدالعزیز الشیخ با پافشاری بر حرام بودن گشودن چهره زنان، مخالفت خود را با عکس دار کردن شناسنامه‌ها اعلام کرد.

رعایت نقاب در عربستان، پشتوانهٔ قوی فرهنگی و اجتماعی دارد . زنان سعودی خود را ملزم به پوشیدن نقاب می‌دانند. ارزش‌های سنتی اسلامی جایگاه اصلی و اساسی را در خانواده‌های سعودی ایفا می‌کند. دولت عربستان رعایت حجاب را در دو شهر جّده و ریاض آزاد اعلام کرده‌است.
مجتبی منصور آبادی

تاریخچه بقیع

پیشینه‎ی تاریخی بقیع به دوران قبل از اسلام می‌رسد ولی در کتب تاریخی به روشنی قدمت تاریخی آن مشخص نشده‌است. بعد از هجرت مسلمانان به مدینه، بقیع

تنها قبرستان مسلمانان گردید. مردم مدینه قبل از آمدن مسلمانان به آن‎جا اجساد مردگان خود را در دو گورستان «بنی‎حرام» و «بنی‎سالم» و گاهی نیز در منازل و خانه‌های‎شان دفن می‌کردند و در واقع بقیع اولین مدفن و مزاری است که به دستور پیامبر اسلام توسط مسلمین صدر اسلام به وجود آمده‌است.

اولین کسی که در آنجا به توصیه وی دفن شد عثمان بن مظعون بود که از دوستان نزدیک پیامبر و علی بن ابیطالب به شمار می‌رفت؛ علی در سخنانش او را بسیار یاد می‌کرد و از روی علاقه‌اش به او، نام یکی از فرزندانش را عثمان نهاد. رسول الله برخی از شهدای اُحُد و نیز فرزندش، ابراهیم، را در آنجا دفن کرد و به این ترتیب بر شرافت آن افزود. بعدها که عثمان پسر عفان در قبرستان یهودی‌های مدینه به اسم حس کوکب دفن شد، معاویه بقیع را به قدری گسترده ساخت که قبر عثمان در بقیع قرار گیرد.

بقیع هم‌اینک مدفن ۴ امام شیعه (امام حسن مجتبی، امام سجاد، امام باقر و امام صادق) است. همچنین قبر بیشتر زنان پیامبر و نیز عباس عموی پیامبر و فاطمه بنت اسد، مادر امام علی و برخی دیگر از بزرگان در این قبرستان قرار دارد. بقیع قبرستانی است مورد احترام همه فرقه‌های اسلامی، و اکنون در چند قدمی حرم پیامبر قرار دارد.
ویژگی‌های بقیع

قبرستان بقیع دارای دو درب ورودی بوده که یک درب همیشه بسته، و درب دیگر، از صبح تا غروب هر روز بر روی زائران باز بوده‌است. حرم بقیع حالت هشت ضلعی داشته‌است. میرزا محمدحسین فراهانی در سفرنامه‌اش این‎گونه آورده‌است که:

اول چهار نفر از ائمه‎ی اثنی‎عشر صلوات‎الله‎ علیهم است که در بقعه‎ی بزرگی که به صورت هشت‎ضلعی ساخته شده و اندرون و گنبد آن سفیدکاری است.

ویژگی بعدی، داشتن محراب است و این که حرم، خادمانی نیز داشته‌است. حرم ائمه‎ی بقیع مانند سایر حرم‌ها دارای ضریح، روپوش، چلچراغ، شمعدان و فرش بوده‌است. ابن‎جبیر می‌نویسد: قبرشان بزرگ و از سطح زمین بلندتر و دارای ضریحی از چوب می‌باشد که بدیع‎ترین و زیباترین نمونه‌است از نظر فن و هنر. و نقوشی برجسته از جنس مس بر روی آن ترسیم شده و میخ‌کوبی‌هایی به جالب‌ترین شکل در آن تعبیه شده که نمای آن را زیباتر و جالب‌تر نموده‌است.

محمد لبیب مصری که در سال ۱۳۲۷ هـ.ق به مدینه سفر کرده، می‌نویسد:
در آن‎جا گنبدی معروف به «قبه‎البین» قرار دارد که حجره‌ای در آن وجود دارد و در میان آن گودالی است که ادعا می‌کنند، جایگاه افتادن دندان پیامبر است. و ضریح امام حسن در داخل قبه‌ای است و از فلز ساخته شده‌است و خطوط فارسی بر آن نقش بسته‌است. به گمانم از آثار شیعیان عجم باشد.

ویرانی قبور

وهابیان در ۸ شوال سال ۱۳۴۳ (هجری قمری) قبور ائمه بقیع را ویران کردند.

تا آن زمان بر روی قبور پیشوایان و سایر بزرگان اسلام که در مدینهمدینه‌ آن‌ها ضمن تخریب قبور آثاری که بر روی قبور قرار داشت را نیز از بین بردند. در جریان این واقعه بارگاه امام حسن مجتبی، امام سجاد، امام محمد باقر و امام جعفر صادق نیز ویران شد. مدفون بودند گنبدها و بناهایی قرار داشت. ائمه بقیع در بقعه بزرگی که به‏ طور هشت ضلعی ساخته شده بود و اندرون و گنبد آن سفیدکاری شده بود مدفون بودند. پس از تسلط وهابیان بر

این حرکت وهابیان اعتراضاتی در پی داشت. علاوه بر ویرانی قبور امامان شیعه، مزار عبدالله بن عبدالمطلب و آمنه پدر و مادر پیامبر اسلام عباس عموی پیامبر و اسماعیل از فرزندان امام جعفر صادق نیز به طور کامل ویران شد.
نوشته شده توسط مسیح الله آصفی

موقعیت جغرافیایی حجراسماعیل

حجر اسماعیل میان رکن شامی و رکن غربی مکه قرار دارد. حجر به معنای پناه و دامن است و از این رو به حضرت اسماعیل (ع) منسوب شده چون دیوارهای کعبه بدست او و پدرش بنا شد.

وی برای پناه بردن از گرمای خورشید در سایه و کنار این دیوار می نشست و سایبانی کنار آن برای خود برافراشته و در آنجا پناه می گرفت.

چون از گرمای مکه نزد خداوند شکوه کرد، خدا به او وحی فرمود که من در این مکان برای تو روزنه ای به بهشت می گشایم تا روز قیامت از آن نسیم روح افزا بر تو بدمد. حضرت اسماعیل (ع) چون درگذشت او را در همان مکان دفن کردند.
عبدالله بن زبیر هنگام تجدید بنای کعبه، حجر را حفر کرد و در آن سنگی به رنگ سبز یافت. از قریش در اینباره پرسید، عبدالله بن صفوان گفت این قبر حضرت اسماعیل است، به آن دست نزن …

گفته می شود غیر از حضرت اسماعیل (ع)، مادر آن حضرت هاجر و دختران وی نیز در این مکان دفن شده اند.

حجر اسماعیل بخشی از خانه کعبه بوده که طی چند نوبت در دورانهای مختلف در جریان تعمیر و بازسازی کعبه، از خانه خارج شده است.

حجر اکنون با نیم دایره ای کوتاه محصور است که ارتفاع دیواره آن ۳۰/۱ متر بوده و فاصله آن از دیوار کعبه بیش از دو متر است .

بر حسب موقعیت جغرافیایی حجر اسماعیل در سمت شمال شرقی کعبه جای دارد. در برخی روایات آمده که پیامبران زیادی(۷۰ پیامبر) در اینجا مدفون شده اند.

از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمود: الحِجرُ بَیتُ إِسمَاعِیلَ وَ فِیهِ قَبرُ هَاجَرَ وَ قَبرُ إِسمَاعِیلَ؛ حجر، خانه اسماعیل و محل دفن هاجر و اسماعیل است. (کافی، ج۴، ص۲۱۰)

گویا برای نخستین بار، منصورعباسی حجر اسماعیل را با سنگ های سفید پوشاند.

براساس روایتهای تاریخی تصمیمات بسیاری دراین مکان گرفته شده است از جمله درخواست شق المقمر از پیامبر اسلام(قطب راوندی)، مکانی برای پاسخگویی پیامبر(ص) به سؤالات، سوء قصد به پیامبر اسلام، طرح توطئه های مختلف دشمنان علیه پیامبر(ص) .

برگرفته ازسایت رجانیوز