دسته: روایات

حدیث حج ۱

. اهمیت حج
قال علی علیه السلام:
الله الله فی بیت ربکم لا تخلوه ما بقیتم فانه ان ترک لم تناظروا.
علی(ع) فرمود:
خدا را! درباره خانه پروردگارتان در نظر داشته باشید تا هستید، آن را خالی نگذارید. زیرا اگر حج متروک شود نظر رحمت خدا از شما قطع خواهد شد.
بحارالانوار ج ۹۶ ۱۶

حجراسماعیل

hejr_esmaeel

در فاصله میان رکن عراقى (شمالی) و شامى(غربی)، دیوارى است با ارتفاع ۳۰/ ۱ متر که قوسى شکل بوده وحجر اسماعیل نامیده مى‏شود.«حِجْر» به معناى پناه و دامن است و از این رو به اسماعیل علیه السلام منسوب کرده ‏اند که وقتى دیوارهاى کعبه بر افراشته شد، او براى پناه بردن از گرماى خورشید، در سایه و کنار این دیوار مى‏ نشست و یا این‏که سایبانى کنار آن براى خود مى‏ ساخت و در آن پناه مى ‏گرفت.حجر اسماعیل یادگار زمان ابراهیم و اسماعیل علیه السلام است. بنابراین، قدمت و پیشینه آن به زمان بناى کعبه به دست ابراهیم علیه السلام مى‏ رسد.
نقل‏ هاى تاریخى حکایت از آن دارد که اسماعیل علیه السلام در همین قسمت زندگى مى‏ کرد و خیمه‏ گاه او در این سوى بوده است. مادرش هاجر نیز با وى در همین جا مى‏ زیست و پس از رحلت، در حجر دفن شد. از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمود: «الحِجْرُ بَیْتُ إسماعیل، وَ فِیهِ قَبْرُ هاجَر و قَبْرُ إسْماعِیل.» «حجر، خانه اسماعیل و محل دفن هاجر و اسماعیل است.». در برخى از روایات آمده است که پیامبران زیادى در اینجا مدفون شده ‏اند.
منشا پیدایش حجر
این مکان با راهنمایى جبرئیل امین، محل نزول ابراهیم خلیل علیه السلام و همسرش هاجر و کودک شیر خواره‏ اش اسماعیل علیه السلام شد و به امر الهى خانه و مأواى اسماعیل و مادرش گشت. بر طبق نقلى که شیخ کلینى از امام صادق علیه السلام آورده است، هنگامى که اسماعیل ولادت یافت، ابراهیم علیه السلام او و مادرش را بر الاغى سوار کرد و با راهنمایى جبرئیل حرکت کردند تا به جایگاه حجر رسیدند. آنان مقدارى غذا و آب به همراه خود داشتند. محل کعبه به صورت تپه اى کوچک و تلى از خاک سرخ مملو از کلوخ بود، ابراهیم روى به جانب جبرئیل کرد و پرسید: آیا بدین‏جا ماموریت یافته‏ اى؟ در پاسخ شنید: آرى!
ابراهیم علیه السلام با راهنمایى جبرئیل علیه السلام، آن دو را در کنار حِجر اسماعیل‏ کنونى جاى داد و سایه‏ بانى براى آنان فراهم کرد و گفت: رَبَّنا إِنِّی أَسْکَنْتُ مِنْ ذُرِّیَّتِی بِوادٍ غَیْرِ ذِی زَرْعٍ عِنْدَ بَیْتِکَ الْمُحَرَّمِ؛ «خدایا! من ذُرّیّه خود را در این سرزمینِ بى‏کشت و زرع، در کنار خانه‏ات جاى دادم.»
و بدین‏ سان اینجا خانه اسماعیل شد بیش از آنکه نام حجر اسماعیلبه بخود گیرد. از همین روست که مى ‏بینیم گاهى در روایات از آن تعبیر به منزل و بیت اسماعیل مى ‏شود؛ مثل روایتى که مفضل بن عمر از امام صادق علیه السلام نقل کرده است که: حجر خانه اسماعیل است. اسماعیل در این خانه پرورش یافت و رشد کرد و منشأ آثارى جاویدان شد.
حجر قسمتی از کعبه
حجر در بناى معروف به بناى ابراهیم، داخل کعبه بود، قریش در بازسازى کعبه، حجر را به خاطر عدم توانایى مالى در بازسازى کامل، از کعبه بیرون گذاشتند؛ یعنى حدود سه متر. بنابراین، از دیوار کعبه تا ۳ متر در طول، جزو کعبه است. طول حِجر ۸۰/ ۶ متر است. یاقوت حموى انتخاب نام حِجر را هم براى آن از همین‏ روى مى‏ داند که در بناى قریش آن را بیرون گذاشته اما حدود آن را مشخص کردند. به همین دلیل است که حجر مى ‏باید در داخل محدوده طواف باشد و نمى‏ بایست کسى آن را از طواف خارج کند.
پیامبرصلى الله علیه و آله به عایشه فرمودند: هرگاه خواستى درکعبه نماز بگزارى، درحجرنمازگزار که بخشى از کعبه است، لیکن قوم تو آنگاه که کعبه را مى ‏ساختند، از طول آن کاستند و آن را بیرون کعبه قرار دادند. این گفته پیامبرصلى الله علیه و آله نیز سندى است براى این که طواف در داخل حجر جایز نیست.
مدفونین در حجر

عده‏ اى از پیامبران‏

این مکان مدفن عده‏اى از پیامبران الهى است و سرانجام محلى که به امر خداوند و هدایت جبرئیل امین به عنوان خانه اسماعیل مشخص شده بود، آرامگاه و مضجع عده ‏اى از رادمردان متصل به رشته وحى خداوندى گردید تا از نو منشأ نور و هدایت گردد و عنوان آیت پروردگارى به خود گیرد و بازتابش جهان را فراگیرد.
در پایانِ روایتى که شیخ کلینى به سندش از معاویه بن عمار از حضرت امام صادق علیه السلام دربارهحجر اسماعیل نقل کرده، چنین آمده است: .. فیه قبور الأنبیاء؛در آن قبرهاى پیامبران است.
از جمله پیامبرانى که احتمال دفن او درحجر اسماعیل داده شده است، حضرت هودعلیه السلام است. این مطلب را علامه مجلسى به عنوان یکى از اقوالى که در محل دفن این پیامبر گفته شده است، نقل مى ‏کند و پس از آن، دیگر اقوال را که عبارت از دفن آن حضرت در حضرموت و یا در نجف اشرف، در نزدیکى قبر امیرمؤمنان علیه السلام است نقل کرده و بعد به صورتى جمع مى‏ کند. هم اکنون در وادى السلام نجف اشرف قبر هود و صالح وجود دارد که زیارتگاه مؤمنان است.

مادر اسماعیل‏

ظاهراً نخستین کسى که پیکر او در این مکان به خاک سپرده شده، هاجر مادر اسماعیل است و همان‏گونه که گفتیم، اسماعیل پس از دفن مادر، اطراف آن را سنگ‏چین کرد تا زیر پاى مردم قرار نگیرد. این کار او شدت علاقه‏ اش را به مادر رنج کشیده‏ اش نشان مى‏ دهد.
شیخ صدوق در علل الشرایع به اسنادش از ابوبکر حضرمى از امام صادق علیه السلام نقل مى‏ کند: اسماعیل مادر خود را در حجر دفن کرد و قبر او را بالا آورد و بر آن دیوارى ساخت تا قبر مادرش زیر پاى قرار نگیرد. اصل دفن مادر اسماعیل در حجر را بسیارى از مورخان، از جمله ابن‏ هشام در السیره النبویه و دیگران نقل کرده‏اند.
بر حسب نقل ابن‏ سعد در الطبقات الکبرى اسماعیل هنگام مرگ مادر، جوانى بیست ساله بود و مادرش در نود سالگى وفات یافت و اسماعیل وى را در حجر دفن کرد.
۳٫ اسماعیل‏
و تقدیر چنین بود که سرانجام مدفن اسماعیل در کنار بیت الهى قرار گیرد و خانه او جایگاه دفن پیکر وى گردد و در جوار قبر مادر زجر کشیده‏ اش بیارامد. دفن اسماعیل در حجر را در کتاب‏هاى روایى و تاریخى و برخى‏ تفاسیر آورده‏ اند؛ از جمله: شیخ کلینى به سندش از مفضل بن عمر از امام صادق علیه السلام روایت کرده است: حجر خانه اسماعیل است و در آن قبر هاجر و قبر اسماعیل است. در وسائل الشیعه به نقل از علل الشرایع از امام صادق علیه السلام روایت شده است: اسماعیل بعد (از پدرش ابراهیم) وفات یافت در حالى که ۱۳۰ سال داشت و در جوار مادرش در حجر دفن شد.
عبداللَّه بن زبیر، هنگام تجدید بناى کعبه، حِجر را حفر کرد و در آن سنگى به رنگ سبز یافت؛ از قریش در این باره پرسید، عبداللَّه بن صفوان گفت: گور اسماعیل علیه السلام است؛ لذا
ابن زبیر
آن را به حال خود رها کرد. او در این حفریات پایه‏ هاى کعبه در زمان ابراهیم علیه السلام را کشف کرد و آن را بر همان اساس بازسازى کرد. بنابراین، حِجر اسماعیل کنونى، در دوران وى جزو بیت قرار گرفت.
۴٫ دختران اسماعیل‏
چند تن از دختران اسماعیل، از جمله کسانى هستند که درحجر اسماعیلبه خاک سپرده شدند. در کافى به نقل از امام صادق علیه السلام روایت شده است: در حجر نزدیک رکن سوم کعبه (غربى) تنى چند از دختران اسماعیل دفن شده‏ اند.
فضیلت حجر اسماعیل
بر اساس روایاتی که شیخ حر عاملى در وسائل الشیعه عنوانى را برای آنها باز کرده است فضیلت و استحباب نماز درحجر اسماعیل پس از حطیم، مقام ابراهیم، قرار دارد و پس از آن هر جایى که نزدیک‏تر به کعبه باشد.
حسن بن جهم مى‏ گوید: از امام رضاعلیه السلام درباره بهترین جا در مسجدالحرام که نماز در آن فضیلت دارد پرسیدم، حضرت فرمود:حطیم که در حد فاصل‏ بین حجرالاسود و در کعبه واقع است. پرسیدم: پس از آن کجاست؟ فرمود: نزد مقام ابراهیم؛ عرض کردم: پس از آن؟ فرمود: در حجر (اسماعیل)؛ پرسیدم: پس از آن؟ فرمود: هر جا که به کعبه نزدیک‏تر باشد.
اما از برخى دیگر از روایات دانسته مى‏ شود که این فضیلت در رتبه دوم قرار دارد؛ مانند روایتى که شیخ صدوق (ره) از حضرت امام صادق علیه السلام نقل کرده است: اگر بتوانى که همه نمازهاى واجب وغیر واجب را درحطیم به جاى آورى، به جاى آور، که بهترین جاى روى زمین است و بین درِ کعبه وحجر الاسودواقع است و اینجاست که خداوند توبه آدمرا پذیرفت. پس از آن نماز در حجر افضل است و پس از آن در حد فاصل رکن عراقى و درِ کعبه که جایگاه اول مقام ابراهیم بوده است، و پس از آن نماز در پشت مقام ابراهیم(در جایگاه فعلى آن) و هر چه که به کعبه نزدیک باشى افضل است.
گفتنى است استحباب نماز درحجر اسماعیل مربوط به غیر از نماز طواف واجب است؛ چه آنکه نماز طواف واجب باید در نزد مقام بجا آورده شود.
حِجر در گذر زمان
تا پیش از دوره منصور دیوار حجر، با سنگ‏هاى معمولىِ روى هم چیده شده بنا شده بود، اما نخستین بار منصور عباسى،حجر اسماعیل را با سنگ‏هاى سفید پوشانید. پس از آن در دوره مهدى و نیز هارون عباسى این سنگ‏ها تعویض و نو شدند و این کار در دوره‏ هاى مختلف ادامه یافت.
چراکسه حِجْر اسماعیل‏ را هم با سنگ مرمر تعمیر کردند و براى آن پرده‏اى از حریر مشکى که آن را از داخل و خارج بپوشاند، فرستادند. این نخستین پرده در نوع خود براى حجر اسماعیل‏ و آخرین آن بود.
در دوره منصور عباسى، زمین آن با سنگ مرمر پوشیده شد و در سال‏هاى ۱۶۱ ق. و ۲۸۳ ق. و سال‏هاى بعد نیز همواره سنگ‏هاى حِجْر را تعویض و ترمیم مى‏کرده‏ اند و اکنون نیز با سنگ مرمر مفروش است.
آخرین بار در سال ۱۴۱۷ ق در جریان بازسازى اساسى کعبه، سنگ‏هاى آن و نیز فانوس‏هایى که روى آن قرار دارد تعویض شدند.
حِجر که اکنون با نیم دایره‏اى کوتاه محصور شده، داراى دیوارى به ارتفاع ۳۲/ ۱ متر و پهناى ۵/۱ با دو ورودی شرقى و غربى است. طول آن از دیوار کعبه (زیر ناودان طلا) تا دیوار حِجر، حدود ۸۰/۶ متر و عرض آن میان دو در شرقى و غربى ۷۷/ ۸ متر است. از این مقدار سه متر آن، که از دیوار کعبه آغاز مى ‏شود، در طول، جزو کعبه و بناى اصلى است.
حجراسماعیل در فقه
حجر اسماعیل‏، در نگاه فقه حرمت خاصى یافته است، وبا آنکه جزء کعبه نیست، لیکن باید چون کعبه مورد طواف قرار گیرد، ومسلمانان باید آن را بسان کعبه، در طواف خود قرار دهند، ودر طواف حق داخل شدن در آن وحتى حرکت بر دیوار آن را ندارند، گویا حِجْر، کعبه است وهمچون کعبه باید دل نزد آن سپرند، وبه هنگام احرام بستن براى حج،احرام بستن از درون آن مستحب شمرده شده است. اکنون گذرا برخی از مباحثی را که در فقه پیرامون حجر مطرح شده است را بازگو می نماییم:
۱٫ نماز در حجر اسماعیل‏
هماننطور که ذکر شد حجراسماعیل دومین یا سومین مکانی است که در مسجدالحرام از جهت اهمیت و ثواب برایاقامهنماز معرفی شده است. البته در خود حجر نیز زیر ناودان رحمت از امتیاز بیشتری برخوردار است.
۲٫ لزوم طواف در خارج حجر اسماعیل‏
از آنجا که حجر را جزو کعبه دانسته اند لذا طواف از داخل آن باطل است
۳٫ جایز نبودن حرکت روى دیوار حجر در طواف‏
۴٫ جایز نبودن خواندن نماز طواف واجب در حجر
ذکر شد که ( برابر فتوای عموم مراجع و مشهور ) نماز طواف واجب را حتما باید پشت مقام ابراهیم اقامه نمود.
۵٫ استحباب نماز پیش ازاحرامحج در حجر
مستحب است حاجی پیش ازاحرامحج دو رکعت نماز پشت مقام یا در حجراسماعیل بجا آورد.
۶٫ استحباباحرامحج در حجر اسماعیل‏
هشتم ذى ‏الحجه را روز ترویه گویند. بیشتر حاجیان در این روز محرم شده و آماده حرکت به سوى عرفات مى‏شوند. باید در مکهاحرامبست، اما فضیلت آن،احرام بستن از مسجد الحرام از کنارمقام ابراهیم یا در میان حجر اسماعیل است.
۷٫حجر اسماعیل محل اعلام‏
هدایاى کعبه و چگونگى مصرف آن، یکى از مسائلى است که در فقه مطرح است. شیخ صدوق (ره) روایت کرده است: کعبه نمى‏ خورد، و نمى ‏آشامد هر چه که براى آن هدیه آورده شود براى زائران کعبه است. همچنین روایت کرده است:بر روى حجر ندا شود: هر کس که خرجى او تمام شده است حاضر شود، آن‏گاه از هدیه کعبه به او داده شود.
۸٫ ناودان حجر و قبله مدینه‏
در مباحث مربوط به ناودان گذشت که پیامبر فرمودند : محرابی علی المیزاب یعنی محراب ایشان به سمت این ضلع از کعبه و در واقع به سمتحجر اسماعیلاست.
سیرى در برخى از وقایع حجر اسماعیل‏
حجر اسماعیل از جمله مکان‏هایى است که حوادث بسیارى را به خود دیده است، و مجموعه‏اى از خاطرات تلخ و شیرین را در خود گرد آورده است که برشمارى کامل آن در دوره‏هاى مختلف تاریخى مجال و فرصتى دیگر مى‏ طلبد. آنچه که مورد توجه است، بررسى آن در برهه‏اى از زمان و مربوط به وجود مقدس پیامبر بزرگ اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و امامان معصوم علیهم السلام است که به مناسبت، برخى از قضایاى مربوط به شمارى از نیاکان و خاندان ایشان را مطرح مى ‏کنیم.
عبدالمطلب در حجر اسماعیل‏
۱٫رؤیاى صادق عبدالمطلب در باره چاهزمزمدر حجر
رویای صادق ایشان در مباحث مربوط بهزمزمذکر گردید.
۲٫ رؤیاى صادق عبدالمطلب درباره پیامبرصلی الله علیه و آله و سلمدر حجر
در امالى صدوق از جناب ابوطالب به نقل از حضرت عبدالمطلب چنین روایت شده است: در میان حجر به خواب رفته بودم. خوابى عجیب دیدم که بر اثر آن ترس مرا گرفت. از جا برخاستم و براى فهم تفسیر و تعبیر آن سراغ پیش‏گوى قریش رفتم. رنگ چهره‏ ام عوض شده بود. او که حالت مرا دید به من گفت: آقاى عرب را چه شده است که او را پریشان چهره مى ‏بینم؟! آیا امرى ناگوار واقع شده است؟
گفتم: آرى، امشب خوابى را در حجر دیده‏ ام که حالت مرا دگرگون ساخته است. در عالم رؤیا دیدم که مانند درختى بر کمرم روییده شده است که بلندى آن به آسمان، و شاخه‏ هایش شرق و غرب را فراگرفته است و از میان آن نورى را دیدم بسیار شدید، که هفتاد برابر نور خورشید بود. عرب و عجم را دیدم که در برابر او به سجده افتاده‏اند و مرتب بر شدت نور افزوده مى‏ شد.
عده‏ اى از قریش را دیدم که مى ‏خواهند آن درخت را قطع کنند که ناگاه جوانى زیبارو و پاکیزه ‏لباس در برابر ایشان قد علم کرد و کمر آنان را شکست و چشم‏هایشان را از حدقه بیرون آورد. وقتى که تمام خواب را براى او بازگو کردم رنگ چهره او نیز دگرگون شد و گفت: اگر راست بگویى از نسل تو فرزندى به وجود خواهد آمد که حکومت او، شرق و غرب را فراخواهد گرفت و او پیامبر در بین مردم خواهد بود. پس از شنیدن این سخن، غم و اندوه از دلم بیرون رفت.
ابوطالب که پس از بعثت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم این سخن و روایت را نقل مى ‏کرد مى‏گفت: به خدا سوگند که آن درخت ابوالقاسم امین است. و ما مى ‏افزاییم که آن جوان زیباروىِ پاکیزه لباسِ مدافع از حریم رسالت نیز، فرزند برومند او امیرمؤمنان على بن ابیطالب علیه السلام است.
۳٫ جایگاه عبدالمطلب در حجر
در اخبار مکه از ابن عباس، و او نیز از پدرش عباس بن عبدالمطلب (عموى پیامبر) چنین نقل شده است: عبدالمطلب داراى قدى بسیار رشید و بلند، صورتى بسیار زیبا بود که هیچ‏یک از مردم به پایه او نمى‏رسیدند و هر کس که او را مى‏دید شیفته او مى‏شد. براى او در حجر محلى بود که تنها براى وى فرش مى‏شد و هیچ کس با او در آن فرش نمى‏نشست و دیگر شخصیت‏هاى قریش هر یک به حسب موقعیت و شخصیتى که داشتند به ترتیب در اطراف جایگاه و وى مى‏نشستند. یک روز در حالى که عبدالمطلب در جایگاه خود نشسته بود و اطرافیان دور او حلقه زده بودند، رسول خداصلی الله علیه و آله و سلم که کودک خردسالى بود و تازه به راه افتاده بود، آمد تا در کنار پدر بزرگش روى فرش او بنشیند. اطرافیان او را کشیدند. او به گریه افتاد. عبدالمطلب که در آن هنگام بینایى خود را از دست داده بود، وقتى صداى گریه نواده خود را شنید گفت: فرزندم را چه شده است که مى‏گرید؟ گفتند: او مى‏خواست با شما روى فرشتان بنشیند و چون دیگران مانع گشتند گریه مى ‏کند. عبدالمطلب گفت: بگذارید بیاید و مانع او نشوید. امید دارم آن‏چنان بزرگى و شرافت یابد که هیچ عربى بدان اندازه نرسد.
ابوطالب در حجر اسماعیل‏

رؤیاهاى صادق ابوطالب در حجر

ابن شهراشوب در المناقب به نقل از کتاب مولد امیرالمؤمنین علیه السلام از ابن بابویه آورده است: ابوطالب در حجر به خواب رفته بود. در خواب دید که درى از آسمان به روى او گشوده شده و از آن نورى نازل شد و وجود او را فراگرفت. از خواب بیدار شد و براى تعبیر آن، نزد راهب جحفه رفت و آنچه را که دیده بود بازگو کرد. راهب به وى بشارت ولادت فرزندى آقا، شجاع و یارى فداکار براى پیامبر آخر زمان صلی الله علیه و آله و سلممى‏ دهد.
ابوطالب به سمت کعبه بازگشت و در حالى که به طواف مشغول شده بود این اشعاری را گفت: مضمون آنها بر دیدن آن فرزند بزرگوار جهادگر با مشرکان است.
ابوطالب به حجر باز آمد و دوباره در میان آن آرمید. در عالم رؤیا دید که گویى لباسى از یاقوت و پیراهنى بسیار زیبا بر تن کرده است و در آن حال کسى که به وى مى ‏گوید: ابوطالب، چشم‏هایت روشن باد و دست‏هایت پیروز و دیدارت نیکو! فرزندى ارجمند و بسیار برومند به تو عنایت شده است؛ گرچه حسودان را ناخوش آید.
ابوطالب که به وجد و شعف آمده بود و از خوشحالى در پوست خود نمى‏ گنجید، از خواب بیدار شد و به طواف خانه پرداخت.
ابوطالب دوباره به حجر بازگشت و در عالم رؤیا عبدمناف را دید که به او مى ‏گوید: چرا با دختر اسد ازدواج نمى‏ کنى؟ ابوطالب پس از این رؤیا به خواستگارى فاطمه بنت اسد رفت و سرانجام، این ازدواج با برکت صورت گرفت. آن‏گاه به طواف کعبه آمد.
آرى، ابوطالب در کنار کعبه خوابى صادق درباره فرزند برومندش علىعلیه السلامدید و دیرى نپایید که علىعلیه السلام، در درون کعبه ولادت یافت. رابطه علىعلیه السلامبا کعبه شگفت ‏آور است. بشارت ولادتش در کنار کعبه بود و خود زاده کعبه شد و سرانجام بت‏شکن کعبه گشت و در نهایت شهادتش در مسجد و رو به سوى کعبه، در حالى که مى ‏گفت: فزت و ربّ الکعبه؛ به خداى کعبه سوگند، رستگار شدم.
۲٫ گفتگوى ابوطالب با مشرکان در حجر اسماعیل‏
علامه مجلسى به نقل از خرائج راوندى مى‏نویسد: بنى‏هاشم حدود سه سال در شعب ابى‏طالب زندگانى بسیار سخت و همراه با گرسنگى را سپرى کردند که در آن فاصله زمانى ابوطالب و خدیجه تمام سرمایه‏شان را خرج آنان کردند. پیامبر خداصلی الله علیه و آله و سلمبه ابوطالب خبر مهمى را مى‏ دهد که بر اساس آن با اراده الهى صحیفه و پیمان‏ نامه مشرکان را موریانه خورده است و از آن چیزى جز اسم اللَّه باقى نمانده است. پس از این خبر تمامى بنى‏ هاشم از شعب بیرون آمدند. قریش گفتند: فشار گرسنگى آنان را مجبور ساخت که از شعب بیرون آیند و بزرگان قریش براى بررسى ماجرا به میان حجر آمدند(البته برخی معتقدند این جلسه در دارالندوه منعقد شده است.) و در آنجا گرد هم جمع شدند. ابوطالب در جلسه حاضر بود. آنان رو به ابوطالب کردند و گفتند: الان وقت آن فرارسیده است که ماجراى خویشانت را پایان دهى (کنایه از اینکه الان وقت ضعف آنان فرارسیده است و باید از ادعاى خود درباره رسالت پیامبرصلی الله علیه و آله و سلمو اعلان دین جدید دست بردارند و باید ابوطالب در این جریان پادرمیانى کند).
ابوطالب گفت: خبرى براى شما دارم، برخیزید و صحیفه خودتان را به نزد من بیاورید، امید است که به واسطه آن بین ما و شما مصالحه ‏اى صورت پذیرد.
مشرکان این پیشنهاد را پذیرفتند. پیمان‏ نامه قبلًا در کعبه بود، و از ترس دستبرد مکان آن را تغییر دادند و در نزد ام ابى ‏جهل قرار دادند. آنان کسانى را براى آوردن صحیفه به نزد وى فرستادند. و ایشان پیمان‏ نامه را در حالى که مهرهاى قریش بر آن زده شده بود و مهر و موم شده بود، آوردند و در مقابل‏ آنان قرار دادند.
ابوطالب گفت: شما درباره این پیمان‏ نامه حرفى ندارید؟ گفتند: خیر. ابوطالب گفت: پسر برادرم به من خبر داده است- و او هیچ گاه خلاف واقع سخن نمى ‏گوید- که خداوند به موریانه مأموریت داده است که این صحیفه را بخورد و موریانه آن را خورده است و از آن جز نام اللَّه چیزى باقى نمانده است. (ما این پیمان‏ نامه را مى ‏گشاییم و اگر او راست گفته باشد معلوم مى ‏شود که در ادعاى خود راستگو است) و شما دیگر دست از ظلم و تعدى نسبت به ما بردارید، وگرنه ما او را به شما وامى ‏گذاریم که او را بکشید.
وقتى ابوطالب این پیشنهاد را داد همه فریاد برآوردند که اى ابوطالب، انصاف به خرج دادى (و نیکو داورى کردى). پیمان‏ نامه را گشودند آن را همان‏گونه یافتند که رسول خداصلی الله علیه و آله و سلمخبر داده بود. در این هنگام مسلمانان تکبیر گفتند و رنگ چهره مشرکان از ناراحتى و غم دگرگون شد.
پیامبر در حجر اسماعیل
پیامبرصلی الله علیه و آله در حجر اسماعیل
تاریخ صحنه‏ هاى گوناگونى را از حضور پیامبر بزرگ اسلام حضرت محمد مصطفىصلی الله علیه و آله و سلمدرحجر اسماعیلضبط و نقل کرده است. در یک نگاه،حجر اسماعیل جایگاه او، محل اعلام رسالت، جایگاه تلاوت قرآن کریم، تریبون سخنرانى، عبادتگاه، مکان پاسخ‏ دهى به پرسش‏ها و محل انجام و دیده شدن برخى از معجزه‏ هاى پیامبرصلی الله علیه و آله و سلمبوده است که با مرور به برخى از وقایع تاریخى، اهمیت این مکان بیش از پیش روشن مى‏ شود.
۱٫ تلاوت قرآن در حجر اسماعیل‏
در تفسیر قمى در ذیل آیه‏ «ذَرْنِی وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحِیداً» چنین آمده است: این آیه در باره ولید بن مغیره که پیرمردى دنیا دیده و باتجربه و زیرک بود و از دشمنان و مسخره ‏کنندگان ساحت مقدس پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلمبه شمار مى ‏آمد نازل شد. رسول خداصلی الله علیه و آله و سلمدر میان حجر مى‏ نشست و به تلاوت و قرائت قرآن مى ‏پرداخت.
روزى قریش نزد ولید بن مغیره آمده و گفتند: ابوعبد الشمس! این مطالب و سخنانى که محمد مى‏ خواند چیست؟ آیا شعر است و یا آنکه جادو است؟ و یا خطابه؟ ولید گفت: مهلتى دهید تا که خود سخن او را بشنوم. ولید نزد پیامبر آمد، و گفت: اى محمد، مقدارى از اشعارت را برایم بخوان! پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلمفرمود: اینها شعر نیست، کلام خداوند است. ولید گفت: مقدارى از آن را برایم بخوان. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلمآیاتى را از سوره حم سجده خواند تا به این آیه رسید: «فَإِنْ أَعْرَضُوا فَقُلْ أَنْذَرْتُکُمْ صاعِقَهً مِثْلَ صاعِقَهِ عادٍ وَ ثَمُودَ»؛ اى رسول ما، اگر قریش از خدا روى گردانند به آنان بگو من شما را از نزول صاعقه‏ اى همانند آنچه که بر قوم عاد و ثمود نازل شد مى ‏ترسانم.
وقتى ولید این آیات را شنید بر خود لرزید. به اندازه ‏اى که موهاى بدن او بلند ایستاد. از جاى خود حرکت کرد و به جاى آنکه نزد قریش رود راه خانه را پیش گرفت و رفت. قریش نزدابوجهلآمده، گفتند: ابوالحکم! گویا ابوعبدالشمس (ولید) به اسلام گراییده باشد. مگر نمى‏ بینى که نزد ما بازنگشت.
ابوجهل نزد ولید رفت و گفت: عمو، تو ما را سرافکنده و رسوا و شاد کردى. آیا تو به دین محمد گراییده‏ اى؟ ولید گفت: خیر، ولى سخنى سخت از او شنیدم که پوست‏ها را به لرزه درمى ‏آورد.ابوجهلگفت: آیا کلام او خطابه است؟ ولید گفت: نه، خطابه سخنى متصل است، ولى کلام او نثر و جملات آن شبیه جملات خطابه نیست و بعضى از آن با بعض دیگر شباهت ندارد.ابوجهلپرسید: بنابراین آیا کلام او شعر است؟ ولید گفت: خیر، من انواع و اقسام اشعار عرب را شنیده‏ ام، سخن او شعر نیست.ابوجهلسؤال کرد: پس چیست؟ ولید که از جواب باز مانده بود و از طرفى سیاهى قلب و کورى دل او مانع اقرار به حقانیت پیامبرصلی الله علیه و آله و سلمشده بود، گفت: مرا تا فردا مهلتى ده که فکر کنم. فرداى آن روز قریش نزد ولید آمدند و پرسیدند: پاسخ پرسش ما چیست؟ ولید گفت: بروید و بگویید سحر است! کلام او قلب مردم را تسخیر کرده است. پس از آن بود که خداوند متعال این آیه را درباره او نازل کرد:«ذَرْنِی وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحِیداً» مرا با کسى که او را خود به تنهایى آفریده‏ ام واگذار!
۲٫عبادت پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم درحجر اسماعیل و سوء قصد دشمن‏
ابن شهراشوب از جابر وابن عباس چنین نقل کرده است: مردى از قریش گفت: من محمد را خواهم کشت. در این هنگام اسب او جستن گرفت و او را محکم بر زمین زد و گردن او شکست.
دشمنان به سراغ معمر بن یزید که شجاع‏ترین افراد بود و بنى‏ کنانه فرمانبردار وى بودند رفتند (تا که او خواسته ایشان را برآورد و پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم را از سر راه بردارد).
معمر گفت: این کار از دست من ساخته است و من شما را از وجود او راحت خواهم کرد. بیست‏ هزار سلاح‏ بدست فرمانبردار من‏اند و بنى‏ هاشم را توان رویارویى و جنگ با من نیست. اگر آنان پس از کشتن محمد خواهان خون‏بهاى او باشند، من دیه ده نفر را خواهم داد؛ چون وضع مالى و موقعیت اقتصادى من بسیار عالى است!
معمر در حالى که شمشیر بلند و پهن خود را برداشته بود، به سوى رسول خداصلی الله علیه و آله و سلم که درحجر اسماعیل به سجده افتاده بود حرکت کرد و هنگامى که نزدیک مى ‏شد ناگهان پاى او لغزید و صورتش محکم به سنگ برخورد کرد و پس از آن با صورتى پر خون از جاى خود برخاسته، دوان‏ دوان خود را به کنار آب رسانید.
قریش که نظاره‏ گر صحنه بودند اطراف او را گرفتند و صورت غرق در خون او را شستند. آن گاه به او گفتند: تو را چه شد (که به زمین افتادى)؟
معمر گفت: بیچاره واقعى کسى است که گول شما را بخورد! پرسیدند: مگر چه شده است؟ گفت: مهلتى دهید تا جانم به من بازگردد. هیچ روزى را همانند امروز ندیدم! پرسیدند: مگر چه پیش آمده است؟ گفت: وقتى که به او نزدیک مى ‏شدم از مقابل سر او دو مار بزرگ بى‏ مو دیدم که از دهانشان آتش بیرون زده بود و به سویم حمله‏ ور شدند.
۳٫ پاسخ به پرسش‏ها
حجر اسماعیل از جمله جاهایى بود که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در آنجا مى ‏نشستند و پاسخ‏گوى کسانى بودند که براى عرضه پرسش‏هاى خود به نزد ایشان مى ‏آمدند و ما این روش را در سیره دیگر امامان معصوم علیهم السلام نیز مى ‏یابیم.
۴٫ درخواست شق‏ القمر از پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم در حجر اسماعیل‏
فقیه محدث قطب الدین راوندى نقل مى ‏کند: شبى رسول خداصلی الله علیه و آله و سلم درحجر اسماعیل نشسته بود. قریش در محفلى مشغول افسانه ‏سرایى بودند. یکى از ایشان چنین گفت: ماجراى محمدصلی الله علیه و آله و سلم ما را بیچاره و وامانده ساخته است. ما نمى ‏دانیم درباره او چه بگوییم؟
کسى از آنها پیشنهادى را این گونه مطرح ساخت: بیایید همگى ما الآن از جا برخیزیم و نزد وى برویم و از او بخواهیم براى اثبات درستى ادعاى خود نشانه‏ اى از آسمان بیاورد و به ما نشان دهد؛ چرا که سحر او تنها در روى زمین کارگر است و او قدرت تأثیر بر آسمان را ندارد.
این پیشنهاد پذیرفته شد و همگى آنان مجلس را ترک گفتند و به سمت پیامبر خداصلی الله علیه و آله و سلم که در حجر نشسته بود رفتند و وقتى که خدمت حضرت رسیدند خواسته خود را بر ایشان عرضه کردند.
پیامبر خداصلی الله علیه و آله و سلم در حالى که اشاره به جانب ماه مى ‏نمود فرمود: آیا این ماه‏ را که در این شب چهاردهم آن، تمام آن روشن است، مى‏ بینید؟ گفتند: بلى.
فرمود: آیا دوست دارید که آن نشانه درخواستى در این ماه باشد؟ گفتند: پیشنهاد خوبى است.
پیامبر خداصلی الله علیه و آله و سلم با انگشت خود اشاره فرمود و ماه به دو نیم تقسیم شد و هر قسمتى به یک طرف افتاد و همه آنان به خوبى آن را دیدند. پس از آن ایشان خواهان به هم چسباندن ماه شدند. رسول خداصلی الله علیه و آله و سلم یک بار دیگر اشاره فرمود و ماه به صورت قبلى خود بازگشت. قریش سیاه دل به جاى آنکه ایمان آورند گفتند: سحر محمد نه در زمین که در آسمان هم کارگر است!
آنجا بود که این آیه نازل شد: «اقْتَرَبَتِ السَّاعَهُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ وَ إِنْ یَرَوْا آیَهً یُعْرِضُوا وَ یَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ»؛ آن ساعت نزدیک شد و ماه شکافته شد. اگر کافران آن را ببینند باز هم روى گردانده و مى ‏گویند که این جادویى همیشگى است.
۵٫ سخنرانى پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم بر روى حجر
در تفسیر قمى در ذیل آیه‏ «فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکِینَ إِنَّا کَفَیْناک الْمُسْتَهْزِئِینَ‏ آمده است: کسانى که پیامبر اسلامصلی الله علیه و آله و سلمرا مسخره مى‏کردند پنج نفر بودند که عبارت‏ اند از: ولید بن مغیره، عاص بن وائل، اسود بن عبدالمطلب، اسود بن عبد یغوث، حارث بن طلاله خزاعى. پس از آنکه خداوند اینان را هلاک فرمود رسول‏ خداصلی الله علیه و آله و سلماز منزل خارج شد و بر روى حجر ایستاد و فرمود:اى قریش، اى مردم عرب، شما را به اقرار به یگانگى خداوند و رسالت خود از جانب او فرا مى‏ خوانم و شما را به دورى از بت‏ها دستور مى ‏دهم. اگر درخواست مرا اجابت کنید بر عرب حکومت خواهید کرد و عجم برابر شما تسلیم خواهد شد و شما حکمرانان در بهشت خواهید بود.
این سخنرانى و خطابه از نخستین سخنانى است که از زبان مطهر پیامبر خداصلی الله علیه و آله و سلم پس از بعثت صادر شده است.
۶٫ بر زمین فکندن بتان در اطراف حجر اسماعیل‏
سید ابن طاووس در سعد السعود از تفسیر کلبى چنین نقل مى ‏کند: رسول خداصلی الله علیه و آله و سلم هنگام فتح مکه بت­های چیده شده را در اطرافحجر اسماعیلدید که هر کدام در مقابل قبیله پرستش‏ کننده آن قرار داشت. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در حالى که عصاى خود را در چشم و شکم بت‏ها قرار مى ‏داد، این آیه را مى‏ خواند:
«جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ کانَ زَهُوقاً»حق آمد وباطل نابود شد، آرى، باطل همواره نابود شدنى است. و در همان حال نیز بتان با صورت بر روى زمین مى‏ افتادند واهل مکه نیز از این رویداد شگفت‏ زده شدند.
۷٫ مانور قدرت برابر حجر
ازابن عباس پرسیدند: گروهى از مردم گمان مى ‏کنند که رسول خداصلی الله علیه و آله و سلم دستور داد در اطراف کعبه دوان‏دوان هروله ‏کنان حرکت کنند. آیا این ماجرا حقیقت دارد؟ابن عباس گفت: دروغ گفته ‏اند، و راست گفته‏ اند! راوى پرسید: چگونه چنین است؟!
گفت: رسول خداصلی الله علیه و آله و سلم هنگامى کهاهل مکه مشرک بودند، براى انجام عمره قضا داخل مکه شد. به آنها گفته بودند که یاران محمدصلی الله علیه و آله و سلم خسته و ناتوان‏ اند.
رسول خداصلی الله علیه و آله و سلم به یاران خود فرمود: خدا رحمت کند کسى را که توانایى و استوارى خود را به ایشان نشان دهد. آن‏گاه دستور داد که بازوان خود را بیرون آورده و دوان‏دوان کعبه را سه بار دور زدند، در حالى که رسول خداصلی الله علیه و آله و سلم سوار بر شتر خود بود و عبداللَّه بن رواحه افسار آن را به دست گرفته بود، و مشرکان در برابر ناودان کعبه نظاره‏ گر مسلمانان (و مبهوت قدرت و عظمت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلمو یاران از جان گذشته ‏اش) بودند. پس از آن سال رسول خداصلی الله علیه و آله و سلم به حج مشرف شد و در این بار، نه خود در اطراف دوان‏دوان حرکت کرد و نه به کسى چنین دستورى داد. پس آنها در گفته خود هم راست گفته ‏اند (که در یک جریانى به منظور قدرت‏ نمایى چنین دستورى صادر فرمود)، و هم دروغ (چون دستور ایشان همیشگى نبوده است، که به نحو سنت باقى بماند تا همه مسلمانان در حال طواف چنان کنند.)
توطئه‏ هاى دشمنان پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در حجر اسماعیل‏
چندین نقشه و توطئه حساب شده بر ضد رسول خداصلی الله علیه و آله و سلمچه در زمانى که در مکه بودند و چه پس از هجرت که در مدینه به سر مى‏ بردند، درحجر اسماعیلطرح ‏ریزى شد و در این مکان، سخن‏ها علیه ایشان گفته شد که با خواست و مشیت الهى آنها ناکام ماند؛ از جمله:
۱٫پیمان مشرکان درحجر اسماعیلبر کشتن پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم
۲٫ بدگویى مشرکان از پیامبر اسلامصلی الله علیه و آله و سلمدر حجر اسماعیل‏
۳٫ طرح ترور پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم در حجر اسماعیل‏
ائمه علیهم السلام در حجر اسماعیل‏
اهل بیت عصمت وطهارت علیهم السلام نیز هریک با حضور در حجر اسماعیل، از خود صفحات ماندگار ثبت کرده ‏اند واینجا را نه تنها عبادتگاه، بلکه مدْرس ودانشگاه خود قرار دادند، که با پاسخ‏ دهى به پرسش­هاى پرسشگران، دلهاى دلداگان را به نور حق جلا دادند.
امام حسین علیه السلام در حجر اسماعیل‏
در جواب شخصی که پرسیده بود خدا را برای من وصف کن به درحجر اسماعیلدرس توحید دادند.
امام زین العابدین علیه السلام در حجر اسماعیل‏
مناجات امام سجاد در حجر
حجر اسماعیل یکى از خلوتگاه‏هاى حضرت امام الساجدین زین العابدین على بن الحسینعلیه السلامبا خداى سبحان است و این مکان مقدس یکى از جاهاى راز و نیاز و گریه این عبد حقیقى با معبود است و آنقدر مناجات حضرت امام سجادعلیه السلاماهمیت دارد که فرزند برومندش قطب عالم امکان، حضرت امام مهدى‏ صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف توجهى خاص و عنایتى ویژه به آن دارد.
امام محمد باقرعلیه السلام در حجر اسماعیل‏
۱٫ عبادت‏
حجر اسماعیل یکى از جاهایى است که امام باقرعلیه السلام در آن به عبادت خداوند مى ‏پرداخت.
۲٫ پاسخ به پرسش‏ها
ابوعباد عمران بن عطیه از حضرت امام صادق علیه السلام نقل مى ‏کند: پدرم و من مشغول طواف بودیم. در این هنگام مردى بلندقامت به ما نزدیک شد و سلام کرد. ما جواب سلام او را دادیم. او متوجه پدرم شد و گفت: مسئله‏ اى دارم (که مى‏ خواهم بپرسم). پدرم فرمود: وقتى که طواف تمام شد، نزد من بیا.
پس از اتمام طواف داخل حجر شدیم و دو رکعت نماز خواندیم،و … پدرم سوالات او را جواب داد.
امام جعفر صادق علیه السلام در حجر اسماعیل‏
۱٫ دعاى امام صادق علیه السلام در حجر
در اصل زید نرسى از على بن مزید بیّاع سابرى آمده است:
امام صادق علیه السلام را در حجر زیر ناودان روبروى خانه خدا دیدم- در حالى که دست‏هاى خود را باز کرده بود-چنین دعا مى‏ فرمود: اللهمّ ارحم ضعفى، و قلّه حیلتى، اللهمّ أنزل علىّ کفلین من رحمتک، و أدرّ علىّ من رزقک الواسع، و ادرء عنّى شرّ فسقه الجن و الإنس، و شرّ فسقه العرب و العجم، اللهمّ أوسع علىّ فى الرّزق، و لا تقتر علىّ، اللهمّ ارحمنى و لا تعذّبنى، إرْض عنّى و لا تسخط علىّ، إنک سمیع الدّعاء، قریب مجیب؛
۲٫ پاسخ به پرسش‏ها
وزش این باد از چیست؟
شیخ کلینى وشیخ صدوق از عرزمى نقل کرده ‏اند: با امام صادق علیه السلام درحجر اسماعیل زیر ناودان نشسته بودم که دیدم مردى با مرد دیگرى سخت مشغول گفتگو است و به او مى‏ گوید: تو نمى ‏دانى که این باد از کجا مى ‏وزد؟! وقتى که گفتگوى ایشان شدت پیدا کرد امام صادق علیه السلام متوجه او شد و فرمود: آیا تو مى‏ دانى؟ گفت: نه، ولى چیزى از مردم شنیده ‏ام. راوى مى ‏گوید: من به حضرت عرض کردم: جانم به فداى شما باد، ریشه وزش را بیان فرمایید.آن‏گاه حضرت، با ارتباط دادن آن با رکن شامى، در پایان پاسخ فرمود: نشانه آن این است که این نسیم همواره در زمستان وتابستان، شبانه روز احساس مى ‏شود.
کسانى که به مکه مشرف شده‏ اند در حین طواف وقتى که به نزدیکى رکن غربى (شامى) در انتهاىحجر اسماعیلمى‏ رسند، نسیم ملایمى را حس مى ‏کنند، و بارها از یکدیگر پرسیده ‏اند که این نسیم ملایم و دلنواز از کجاست؟!
۳٫ بیان اسرارى از معارف در بین خواص‏
در بصائر الدرجات از سیف تمار نقل شده است: با حضرت امام صادق علیه السلام داخل حجر اسماعیل نشسته بودیم. حضرت فرمود: ببینید از جاسوسان و خبرچینان کسى نیست؟ چپ و راست خود را نگاه کردیم و گفتیم: خیر، کسى نیست.
حضرت سه بار به خداى کعبه سوگند یاد کرد وفرمود: اگر من در بین موسى و خضر بودم به آنها خبر مى‏ دادم که من داناتر از ایشانم و اخبارى را به آنان مى ‏گفتم که هیچ یک از آن دو خبر نداشتند. شیخ کلینى نیز پس از ذکر این خبر به اسناد خود از سیف تمار این علت را نیز از زبان حضرت امام صادق علیه السلام مى‏ افزاید: به دلیل آنکه به موسى و خضر علم گذشته را داده بودند و به آنها علم به حال و آینده داده نشده بود، و حال آنکه ما همه آن علم را نیز از پیامبر به ارث برده ‏ایم.
امام موسى کاظم علیه السلام در حجر اسماعیل‏
بنا بر نقل حمیرى در قرب الاسناد از سعد بن مسلم، چگونگى طواف امام موسى کاظم علیه السلام را آورده و مى ‏گوید: پس از آن به حجر اسماعیل آمد و هشت رکعت نماز خواند و آخرین عهد و دیدار او با کعبه در زیر ناودان بود. دستان خود را گشود و دعا کرد. سپس قدرى درنگ فرمود، آن‏گاه از باب‏ الحناطین مسجد خارج شد.
امام رضا و امام جوادعلیه السلام در حجر اسماعیل‏
اربلى در کشف الغمه از امیه بن على نقل مى‏کند:
در سالى که حضرت امام رضاعلیه السلام پس از حج به خراسان رفت، من در مکه بودم. فرزندش ابو جعفر (امام جوادعلیه السلام) همراه او بود. حضرت مشغول طواف وداع بود. پس از طواف به مقام ابراهیم آمد و نماز خواند. حضرت جوادعلیه السلام که کودکى خردسال بود، بر دوش موفق (بن هارون) از خدمتگزاران و خواص حضرت امام رضاعلیه السلام قرار داشت، و موفق آن حضرت را طواف مى ‏داد.
پس از طواف جواد الائمه علیه السلام به طرف حجر رفت و در آن بسیار نشست. موفق نزد ایشان آمد و گفت: جانم به فداى شما باد، برخیز. حضرت فرمود: من از اینجا تکان نمى‏ خورم.
هاله‏ اى از ناراحتى و غم و اندوه صورت کوچک این زاده ثامن الحجج علیه السلام را پوشانده بود و آثار آن به خوبى نمایان بود. موفق نزد امام رضاعلیه السلام آمد و گفت: جانم به فداى شما باد، ابوجعفر در حجر نشسته است و نمى ‏دانم چرا نمى ‏خواهد از آن بیرون آید. امام رضاعلیه السلام از جاى خود برخاست و نزد فرزندش امام محمد جوادعلیه السلام آمد و به ایشان فرمود: حبیب من، برخیز.
فرمود: من نمى‏ خواهم از اینجا حرکت کنم. حضرت رضاعلیه السلام فرمود: بله حبیب من، (چرا)؟ فرمود: چگونه از جاى خود برخیزم و حال آنکه شما این خانه را به‏ گونه ‏اى وداع گفتید که دیگر بازگشتى ندارد؟
حضرت امام رضاعلیه السلام فرمود: برخیز حبیب من. آن‏گاه جوادالأئمه از جاى خود برخاست. و این روایت به خوبى نشان از بلندى مقام و رتبه بزرگ امامان معصوم علیهم السلام حتى در دوره خردسالى و پیش از آغاز دوره امامت خود مى ‏دهد.
امام زمان (عج) و حجر اسماعیل‏
در بحث امام زین العابدین علیه السلام در حجر اسماعیل؛ عنایت ویژه حضرت صاحب الزمان (عج) به دعاى امام زین العابدین علیه السلام درحجر اسماعیل گذشت.
علاوه بر آن دو مطلب دیگر وجود دارد:
الف. توفیق تشرف به محضر حضرت حجت علیه السلام از حجر اسماعیل‏
شیخ صدوق جریان تشریف محمد حسن بن وجناء نصیبى را به محضر حضرت در این مکان نقل مى‏ کرده است.
ب. جبرئیل بر روى ناودان کعبه در وقت ظهور
نعمانى به سندش از محمد بن مسلم، وهمچنین عیاشى از حضرت امام باقرعلیه السلامدرباره آیه: «أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوءَ وَ یَجْعَلُکُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ» یا (کیست) آن کس که درمانده را-/ چون وى را بخواند-/ اجابت مى ‏کند، وگرفتارى را برطرف مى ‏گرداند، وشما را جانشینان این زمین قرار مى‏ دهد؟
فرمود: این آیه درباره حضرت قائم نازل شده است، در وقتى که او ظهور مى‏ کند، جبرئیل به صورت پرنده‏ اى سفید بر روى ناودان نشسته و او نخستین مخلوقى خواهد بود که با حضرتش بیعت مى‏ کند …
منابع جهت مطالعه :

حج و عمره در قرآن و حدیث
تاریخ مکه ازرقی
شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام‏
التاریخ القویم لمکه و بیت الله الکریم یا ترجمه فارسی آن با نام کعبه و مسجد الحرام در گذر تاریخ
آثار اسلامی مکه و مکدینه
تاریخ و آثار اسلامی مکه و مدینه
حجر اسماعیل (در نگاه قرآن، روایات، فقه و تاریخ)

برگرفته ازسایت بعثه رهبری

وصیتنامه امیرالمومنین علی علیه السلام

aliوصیت‌نامه زیبای امام علی(ع) در آخرینلحظات

 در سالروز ضربت خوردن مولی‌الموحدین حضرت ابوتراب علی بن ابی طالب(ع) نکاتی از وصیت‌نامه آن حضرت خطاب به فرزند بزرگوارشان امام حسن را مرور می‌کنیم.

این آن چیزی است که علی پسر ابوطالب وصیت می‎کند: به وحدانیت و یگانگی خدا گواهی می‎دهد و اقرار می‎کند که محمد بنده و پیغمبر اوست، خدا او را فرستاده تا دین خود را بر دیگر ادیان پیروز گرداند. همانا نماز، عبادت، حیات و زندگانی من از آن خداست. شریکی برای او نیست، من به این امر شده‎ام و از تسلیم شدگان اویم.

فرزندم حسن! تو و همه فرزندان و اهل بیتم و هر کس را که این نوشته من به او رسد را به امور ذیل توصیه و سفارش می‎کنم:

۱- تقوای الهی را هرگز از یاد نبرید، کوشش کنید تا دم مرگ بر دین خدا باقی بمانید.

۲- همه با هم به ریسمان خدا چنگ بزنید، و بر مبنای ایمان و خداشناسی متفق و متحد باشید و از تفرقه بپرهیزید، پیغمبر فرمود: اصلاح میان مردم از نماز و روزه دائم افضل است و چیزی که دین را محو می‎کند، فساد و اختلاف است.

۳- ارحام و خویشاوندان را از یاد نبرید، صله رحم کنید که صله رحم حساب انسان را نزد خدا آسان می‎کند.

۴- خدا را! خدا را! درباره یتیمان، مبادا گرسنه و بی سرپرست بمانند.

۵- خدا را! خدا را! درباره همسایگان، پیغمبر آن قدر سفارش همسایگان را فرمود که ما گمان کردیم می‎خواهند آنها را در ارث شریک کند.

۶- خدا را! خدا را! درباره قرآن؛ مبادا دیگران در عمل کردن، بر شما پیشی گیرند.

۷- خدا را! خدا را! درباره نماز؛ نماز پایه دین شماست.

۸- خدا را! خدا را! درباره کعبه، خانه خدا، مبادا حج تعطیل شود که اگر حج متروک بماند، مهلت داده نخواهد شد و دیگران شما را طعمه خود خواهند کرد.

۹- خدا را! خدا را! درباره جهاد در راه خدا، از مال و جان خود در این راه مضایقه نکنید.

۱۰- خدا را! خدا را! درباره زکات؛ زکات آتش خشم الهی را خاموش می‎کند.

۱۱- خدا را! خدا را! درباره ذریه پیغمبرتان، مبادا مورد ستم قرار گیرند.

۱۲- خدا را! خدا را! درباره صحابه و یاران پیغمبر، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) درباره آنها سفارش کرده است.

۱۳- خدا را! خدا را! درباره فقرا و تهیدستان، آنها را در زندگی شریک خود سازید.

۱۴- خدا را! خدا را! درباه بردگان، که آخرین سفارش پیغمبر درباره این‌ها بود.

۱۵- در انجام کاری که رضای خدا در آن است بکوشید و به سخن مردم (در صورتی که مخالف آن هستند) ترتیب اثر ندهید.

۱۶- با مردم به خوشی و نیکی رفتار کنید چنانکه قرآن دستور داده است.

۱۷- امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید؛ نتیجه ترک آن این است که بدان و ناپاکان بر شما مسلط خواهند شد و به شما ستم خواهند کرد، آنگاه هر چه نیکان شما دعا کنند، دعای آنها برآورده نخواهد شد.

۱۸- بر شما باد که بر روابط دوستانه ما بین خویش بیفزایید، به یکدیگر نیکی کنید، از کناره‎گیری و قطع ارتباط و تفرقه و تشتت بپرهیزید.

۱۹- کارهای خیر را به مدد یکدیگر و به اتفاق هم انجام دهید، از همکاری در مورد گناهان و چیزهایی که موجب کدورت و دشمنی می‎شود، بپرهیزید.

۲۰- از خدا بترسید که جزا و کیفر خدا شدید است.

خداوند همه شما را در کنف حمایت خود محفوظ بدارد و به امت پیغمبر توفیق دهد که احترام شما (اهل بیت) و احترام پیغمبر خود را پاس بدارند. همه شما را به خدا می‎سپارم . سلام و دورد حق بر همه شما … .

پی‎نوشت‎ها:

مقاتل الطالبین، صص ۴۴ – ۲۸،
ابن اثیر، ج ۳، صص ۱۹۷ – ۱۹۴،
مروج الذهب، ج ۲، صص ‍ ۴۴ –۴۰.

نوروزچه روزی است؟

o_34b5b4d6 
نوروز چه روزی است؟ ‏
در اکثر کتب فقهى و استدلالى یکى از اغسال مستحبه، غسل روز عید نوروز مى‏باشد و در کتب روائى هم روایات زیادى درباره لزوم اهتمام به غسل در روز نوروز نقل شده است که به بعضى از آنها اشاره مى‏گردد

۱ـ در کتاب وسائل الشیعه جلد ۲ صفحه ۴۲۸ بابى را با عنوان: باب استحباب غسل یوم النیروز افتتاح فرموده و در باب روایتى نقل مى‏کند که محمد بن الحسن از معلى ابن خنیس از امام صادق علیه السلام در روز نوروز که حضرت فرمودند:

اذا کان یوم النیروز فاغتسل و البس انظف ثیابک‏

در روز عید نوروز غسل بنما و بپوش بهترین و پاکیزه‏ترین لباسهاى خود را.(۲)

۲ـ در کتاب المهذب که از کتب فقهى قدیمه است احمد ابن فهد از معلى ابن خنیس همین روایت را نقل مى‏نماید.

۳ـ در کتاب مصباح المتهجد مؤلف این کتاب صفحه ۵۹۱ نقل مى‏کند عن المعلى ابن خنیس:

عن مولانا الصادق علیه السلام فی یوم النیروز قال: اذا کان یوم النیروز فاغتسل و البس انظف ثیابک و تطیب بالطیب طیبک.

امام صادق علیه السلام فرمودند وقتى روز نوروز رسید شما غسل کن و بپوش پاکیزه‏ترین لباست را و خود را خوشبو کن به بهترین عطرها.

۴ـ در کتاب الجامع للشرایع صفحه ۳۳ اغسال مستحبه را ذکر مى‏کند دنباله او اضافه مى‏فرماید : و غسل یوم نیروز الفرس و غسل المولود.

۵ـ علامه حلى در کتاب القواعد جلد اول صفحه ۳ مى‏فرماید:

یستحب الغسل للجمعه من طلوع الفجر الى الزوال و الغدیر و المباهله و عرفه و نیروز الفرس و غسل الاحرام.

مستحب است غسل روز جمعه از طلوع فجر تا اذان ظهر و غسل روز عید غدیر و روز مباهله با نصاراى نجران و روز عرفه و روز عید نوروز عجم و غسل احرام.

۶ـ مرحوم شهید در کتاب الدروس صفحه ۲ نقل مى‏فرماید: از جمله غسلهاى مستحب:

لیله الفطر و یومی العیدین و لیلتی نصف رجب و شعبان و یوم المبعث و المولد و الغدیر و الترویه و عرفه و الدحو و المباهله و النیروز لخبر المعلى.

ابوریحان بیرونى روز عید نوروز دست از کار مى‏کشید.

۷ـ و در کتاب البیان صفحه ­۴ بعد از ذکر استحباب غسل جمعه و بحث مفصل پیرامون وقت انجام او مى‏فرماید: و لیله الفطر و العیدین و المولد و المبعث و الغدیر و الدحو و المباهله و عرفه و الترویه و النیروز.

از جمله غسل‌هاى مستحب غسل شب عید فطر و روز عید فطر و قربان و روز ولادت پیامبر و مبعث آن حضرت و عید غدیر و روزهاى دحوالارض و مباهله و عرفه و ترویه و عید نوروز است.

۸ـ در کتاب الذکرى مرحوم شهید در صفحه ۲۳ مى‏فرماید:

و لیله نصف رجب و المبعث مشهوران و لم یصل الینا خبر فیهما و نوروز الفرس رواه المعلى بن خنیس عن الصادق علیه السلام.

از جمله اغسال مستحبه غسل نیمه رجب و ۲۷ رجب مبعث پیامبر صلى الله علیه و آله مى‏باشد که مشهور است. ولى خبرى به ما نرسیده و همچنین مستحب است غسل روز نوروز، روایت نموده استحباب آن را معلى بن خنیس.

۹ـ مرحوم شهید ثانى در کتاب «شرح لمعه» صفحه ۳۴ نقل مى‏نماید:

و کذا یستحب الغسل للجمعه و العیدین و فرادى رمضان و لیله الفطر و لیلتی نصف رجب و شعبان و المبعث و الغدیر و المباهله و عرفه و نیروز الفرس.

و همچنین مستحب است غسل روز جمعه و عید فطر و قربان و روزهاى فرد رمضان و شب عید فطر و شب نیمه رجب و شعبان و عید مبعث و روز غدیر و مباهله و عرفه و نوروز عجم.

۱۰ـ در کشف اللثام جلد ۱ صفحه ۱۱ مى‏فرماید:

و نیروز الفرس کما فی المصباح الشیخ و الجامع لقول الصادق علیه السلام فی خبر المعلى اذا کان یوم النیروز باغتسل «الخبر»

از جمله غسلهاى مستحب غسل عید نوروز عجم است همچنانکه در مصباح شیخ و جامع نقل کرده‏اند به واسطه فرمایش امام صادق علیه السلام در خبرى که معلى ابن خنیس از آن حضرت نقل کرده که حضرت فرمودند در روز نوروز غسل انجام ده.

۱۱ـ در کتاب حبل المتین صفحه ۸۰ نقل مى‏کند:

و هی غسل العیدین و المبعث و الغدیر و النیروز و الدحو و الجمعه و المباهله.

از جمله غسلهاى مستحب غسل روز عید فطر و عید قربان است و همچنین عید مبعث و غدیر و نوروز و دحوالارض و روز جمعه و مباهله با نصاراى نجران ۲۵ ذى القعده الحرام.

۱۲ـ در کتاب الحدائق جلد ۴ صفحه ۲۱۲ مى‏فرماید:

و منها الغسل یوم النیروز لما رواه الشیخ فی المصباح عن المعلى بن خنیس عن الصادق علیه السلام قال: اذا کان یوم النیروز فاغتسل و البس انظف ثیابک الحدیث.

یعنى از جمله غسلهاى مستحب غسل عید نوروز است به واسطه آنکه روایت کرده شیخ در مصباح از معلى بن خنیس از امام صادق علیه السلام که فرمودند وقتى روز عید نوروز رسید پس غسل کن و پاکیزه‏ترین لباسهایت را بپوش.

۱۳ـ مرحوم علامه فهّامه شیخ محمد حسن در کتاب جواهر الکلام، جلد ۵ صفحه ۴۰ مى‏فرماید :

قلت و قد بقى زیاده على ما ذکرته و ذکر المصنف بعض الاغسال الزمانیه کغسل یوم دحو الارض و یوم نیروز الفرس و یوم تاسع ربیع و اما غسل النیروز فعلى المشهور بین المتأخرین بل لم اعثر على مخالف فیه لخبر معلى ابن خنیس عن الصادق المروى عن المصباح و مختصره اذا کان یوم النیروز فاغتسل الخبر.

باقى مانده­است علاوه بر آنچه را ذکر کردیم بعضى غسل­هائى که زمان معینى دارد مانند غسل روز دحو الارض و روز نوروز عجم و روز نهم ربیع الاول و اما غسل روز عید نوروز بنابر مشهور بین علماء متأخرین مستحب است و من به فتواى مخالفى در این مورد دست نیافتم بلکه همه متأخرین اتفاق دارند بر استحباب غسل در روز نوروز به واسطه روایتى که معلى ابن خنیس از امام صادق علیه السلام نقل کرده و در کتاب المصباح ضبط شده و مختصر آن روایت این است که حضرت صادق علیه السلام فرمودند وقتى روز عید نوروز آمد تو غسل بنماى.

و دنباله این مطلب مرحوم صاحب جواهر روایت معلى ابن خنیس را به طور تفصیل ذکر مى‏کند و در خاتمه مى‏فرماید:

و لا وجه للمناقشه بعد ذلک فی السند و غیره کما لا وجه للمعارضه بما عن المناقب.

هیچ وجهى براى مناقشه کردن در سند و غیر سند این روایت معلى ابن خنیس نیست (یعنى سند روایت صحیح است)، کما اینکه وجهى براى تعارض بین این روایت و روایت منقول در مناقب که از امام موسى بن جعفر علیه السلام نقل مى‏کند، ندارد.(۳)

زیرا این روایت منقول از موسى ابن جعفر قصور از اداء مطلب دارد و صراحت ندارد و علاوه بر این حمل بر تقیه شده است کما اینکه عده‏اى از فقهاء، همین مسئله احتمال تقیه را در مورد این حدیث داده‏اند و اجمالاً مرحوم صاحب جواهر از روایت معلى بن خنیس دفاع مى‏کند و فضیلت و برترى روز نوروز را ثابت و استحباب غسل را در آن روز فتوى مى‏دهد.

در روز عید نوروز براى حضرت على علیه السلام هدیه‏اى آوردند حضرت سؤال کردند: اینها چیست؟ عرض کردند: یا امیرالمؤمنین امروز روز نوروز است و این هدیه به مناسبت نوروز است. حضرت فرمودند همیشه از این کارها بکنند هر روزتان نوروز باد. و روایت شده که حضرت فرمودند هر روز ما نوروز است.

۱۴ـ مرحوم شیخ بهاء­الدین عاملى در کتاب جامع عباسى (صفحه ۱۱) که رساله عملیه ایشان بوده­است مى‏فرماید:

یازدهم از غسلهاى مستحب غسل روز نوروز است.

۱۵ـ مرحوم سید الفقهاء و المجتهدین آیت الله العظمى سید محمد کاظم طباطبایى در عروه الوثقى جلد ۱ صفحه ۴۶۱ مى‏فرماید:

الحادى عشر الغسل یوم النیروز

یازدهم از غسلهاى مستحب غسل روز عید نوروز است.

۱۶ـ در کتاب شریف المتهجد نقل مى‏کنند:

روى المعلى بن خنیس عن مولانا الصادق علیه­السلام فی یوم النیروز قال اذا کان یوم النیروز فاغتسل و البس انظف ثیابک و تطیب باطیب طیبک و تکون ذلک الیوم صائما.. الخبر.

معلى بن خنیس از امام صادق علیه السلام نقل کرده که حضرت فرمودند: در روز عید نوروز غسل کن و پاکیزه‏ترین لباست را بپوش و خود را معطر کن به بهترین عطرها و در این روز روزه بگیر.

پی‌نوشت‌ها:

۱ـ در جلد ۱۳ کتاب حدائق صفحه ۳۸۰ مى‏فرماید:

عن الصادق علیه السلام قال اذا کان یوم النیروز فاغتسل و البس انظف ثیابک و تطیب باطیب طیبک و تکون ذلک الیوم صائماً .. الحدیث.

۲ـ و در جلد ۴ حدائق صفحه ۲۱۲ همین روایت عیناً نقل گردیده­است.

۳ـ در کتاب وسائل الشیعه جلد ۷ صفحه ۳۴۶ مى‏فرماید:

محمد ابن الحسن فی المصباح عن المعلى بن خنیس عن الصادق علیه السلام فی یوم النیروز اذا کان یوم النیروز فاغتسل و البس انظف ثیابک و تطیب باطیب طیبک و تکون ذالک الیوم طائما .

منبع:

نوروز چه روزیست؟ سید محمد باقر آیت میردامادى

مسجدسهله

عدالت الهی از مسجد سهله ظاهر خواهد شد/ منزل پیامبران و اوصیاء و صالحان
خبرگزاری مهر- گروه دین و اندیشه: امام صادق(ع) می فرمایند: مسجد سهیل مسجدی که خداوند تبارک و تعالی هیچ پیامبری را مبعوث نکرده مگر این که در آن مسجد نماز به جای آورده است. عدالت الهی از آن مسجد ظاهر خواهد شد و قائم(ع) در آنجا مستقر خواهد شد… آنجا منزل پیامبران و اوصیاء و صالحان است.
یکی از مشهورترین مساجد اسلامی که در قرن اول هجری توسط قبایل عرب در سمت شمال غربی مسجد جامع کوفه به فاصله حدود دو کیلومتر ساخته شده است؛ مسجد شریف «سهله» است که در منابع تاریخی از آن با نامهایی چون مسجد سهیل، بنی ظفر و عبدالقیس و …۱ یاد شده است.

این مسجد در زمینی خالی از سکنه که اطراف آن پوشیده از ماسه های قرمز است ساخته شده است. شکل هندسی آن تقریباً به صورت مستطیل با طول ۱۴۰ متر، عرض ۱۲۵ متر و مساحتی بالغ بر ۱۷۵۰۰ مترمربع است. ارتفاع دیوارهایی که آن را احاطه کرده حدود ۲۲ متر است که هر یک از اضلاع چهارگانه آن به وسیله برجهای نیم دایره ای از طرف خارج و به فاصله های مساوی تقویت می شوند. در میانه ضلع شرقی دیوار، مناره ای به ارتفاع ۳۰ متر وجود دارد. در اصلی مسجد در میانه ضلع شرقی در مجاورت این مناره قرار دارد.

مجموع فضای مسجد از دو قسمت شبستان و صحن تشکیل شده است: شبستان که در قسمت جنوب به طول ۱۲۰ متر و عرض ۵/۵ متر بنا شده است حدود ۶۶۰ متر مربع مساحت دارد و از طریق ایوانکهایی به عنوان ورودیهای شبستان به صحن مسجد متصل می شود که قدمت تاریخی این ایوانکها به قبل از ۷۵۰ق. می رسد. بقیه فضای مسجد به صحن اختصاص دارد. در طول اضلاع شرقی، غربی و شمالی مسجد نیز غرفه هایی ساخته شده است که در یک طرف ۳۶ غرفه، در طرف دیگر ۲۷ و در سمت در ورودی آن ۱۹ غرفه به چشم می خورد.

مقام های مختلف

در بخشهای مختلف صحن مسجد محرابهایی ساخته شده است که به نام پیامبران و ائمه اطهار(ع) نامگذاری شده اند و در اصطلاح آنها را مقام می خوانند. این مقامها عبارتند از: مقام حضرت ابراهیم(ع): این مقام در جهت شمال غربی و بین دیوار غربی و شمالی قرار دارد. در روایتی آمده است این مسجد، خانه حضرت ابراهیم خلیل(ع) بوده است که از آنجا به سمت قوم «عمالقه» رفتند.

مقام حضرت یونس(ع): این مقام در جهت جنوب غربی بین دیوار جنوبی و غربی قرار دارد.
مقام حضرت ادریس(ع): این مقام در بین دیوار شرقی و شمالی قرار دارد. این مقام را مقام عیسی(ع) هم می نامند. این قسمت از مسجد به بیت الخضر هم معروف است.
مقام حضرت صالح(ع): این مقام در سمت شرقی بین دیوار جنوبی و شرقی قرار دارد که به مقام صالحین، انبیا و مرسلین معروف است.
مقام امام سجاد(ع): این قسمت در میانه مسجد کمی مایل به سمت شرقی قرار دارد.
مقام امام صادق(ع): این مقام درست در وسط مسجد است. براساس روایات تاریخی، حضرت امام صادق(ع) مدتی در آنجا اقامت نموده و به عبادت و دعا مشغول بوده اند.
مقام امام زمان(ع): این مقام هم در قسمت میانی مسجد، کمی مایل به سمت جنوب، در بین مقامهای امام سجاد(ع) و حضرت یونس(ع) قرار دارد. امروزه ساختمانی به طول ۸۰ متر و عرض ۵/۵ متر در این محل بنا شده است. حضرت ولی عصر(ع) در این مقام، نماز و دعا و نیایش به جای آورده اند و عالم بزرگوار علامه بحرالعلوم آن حضرت را در این مکان شریف در حال مناجات با پروردگار زیارت کرده اند. گذشته از آن، گزارشهای بسیاری از ملاقات با آن حضرت در این مسجد مبارک در طول تاریخ نقل شده است که این امر سبب اقبال بسیار عاشقان و شیفتگان خالص آن حضرت به این مکان شریف گشته و در نتیجه ساختمان این قسمت، بارها توسط شیعیان مخلص تجدید بنا شده است. برای این مقام زیارتنامه مخصوصی در کتب روایی نقل شده است که به همراه سایر دعاها و عبادات به جای آورده می شود.

فضایل مسجد سهله

در مجموعه روایات با تعابیر مختلفی از جایگاه معنوی و منزلت مسجد سهله یاد شده است. می توان گفت از اخبار چنان معلوم می شود که بعد از مسجد اعظم کوفه مسجدی به فضیلت این مسجد وجود ندارد. در توصیف علل فضیلت آن به نکاتی اشاره شده است که در اینجا بعضی از آنها را یادآور می شویم.

ابوبصیر نقل کرده است که امام صادق(ع) به ایشان فرمودند: ای ابابصیر! گویی روزی رامی بینم که حضرت مهدی(ع) با خانواده اش در مسجد سهله فرود می آیند. ابوبصیر می گوید: به حضرت صادق(ع) عرض کردم آن مسجد منزل قائم(ع) خواهد بود حضرت فرمودند: آری، این مسجد منزل حضرت ادریس(ع) و حضرت ابراهیم(ع) بوده است و خداوند هیچ پیامبری را به پیامبری مبعوث نکرده است مگر آن که وی در این مسجد نماز گزارده است. مسکن حضرت خضر(ع) در این مسجد است. هر کسی دراین مسجد اقامت داشته باشد مثل آن است که در چادر پیامبر اکرم(ص) اقامت دارد… هر کس در این مکان شریف نماز به جای آورد و به دنبال آن با نیت خالص دعا کند؛ حاجت او برآورده می شود و اگر کسی از ترس امری به آنجا پناه ببرد خداوند وی را از آن خطر در امان نگه می دارد.

ابو بصیر می گوید به امام صادق(ع) عرض کردم: به درستی که این مکان شریف بسیار فضیلت دارد. حضرت فرمودند: آیا باز فضیلتهای آن را بشمارم. عرض کردم: آری. حضرت صادق(ع) فرمودند: مسجد سهله از جمله مکانهایی است که خداوند تبارک و تعالی دوست دارد در آنجا دعا خوانده شود هیچ شب و روزی نیست مگر آن که ملائکه این مسجد را زیارت می کنند و در آنجا به عبادت خدا مشغول می شوند. اگر من در نزدیک این مسجد ساکن بودم همه نمازهایم را در آنجا به جای می آوردم… بعد ابوبصیر می گوید به حضرت صادق(ع) عرض کردم قائم(ع) همیشه آنجا خواهند بود؟ حضرت فرمودند: آری۲…

امام سجاد(ع) می فرمایند:من صلّی فی مسجد السهله رکعتین. زاد اللَّه فی عمره سنتین. هر کس در مسجد سهله دو رکعت نماز به جای آورد خداوند دو سال بر عمر او می افزاید.۳ حضرمی می گوید: از امام صادق(ع) سؤال کردم که با فضیلت ترین مکان بعد از حرم خداوند عزوجل کجاست؟ حضرت فرمودند: کوفه است… که مسجد سهیل در آنجاست؛ مسجدی که خداوند تبارک و تعالی هیچ پیامبری را مبعوث نکرده است مگر این که در آن مسجد نماز به جای آورده است. عدالت الهی از آن مسجد ظاهر خواهد شد و قائم(ع) در آنجا مستقر خواهد شد… آنجا منزل پیامبران و اوصیا و صالحان است.۴

باز از امام صادق(ع) روایت شده است که: هر گرفتاری به مسجد سهله بیاید و بین عشائین دو رکعت نماز به جای آورد و خداوند را بخواند، خداوند گرفتاریش را برطرف می سازد۵٫ آن حضرت همچنین در اشاره و تأکید به فضیلت بسیار زیاد این مسجد فرموده اند: اگر عمویم، زید بن علی قبل از قیام و آغاز جنگ در این مکان نماز و دعا به جای می آورد اجل او یک سال به تأخیر می افتاد۶٫

باز در این باره «طیالسی از علا نقل کرده است که: روزی خدمت امام صادق(ع) شرفیاب شدم آن حضرت به من فرمودند: آیا در مسجدی که در کوفه هست و شما آن را مسجد سهله می نامید و ما آنرا مسجد شهری می خوانیم نماز به جای می آوری؟ عرض کردم: البته که در آنجا نماز می خوانم. سپس حضرت فرمودند: به آن مسجد حتماً برو هیچ گرفتاری و صاحب حاجتی به آنجا نمی رود مگر این که خداوند گرفتاری و حاجت او را برطرف می سازد۷…

آداب و اعمال مسجد سهله

سید بن طاووس(ره) می نویسد: وقتی می خواهی به مسجد سهله بروی روز چهارشنبه و در بین نماز مغرب و عشا دو رکعت نماز به جای آور. از امام صادق(ع) روایت شده است که هر گرفتاری چنین کند خداوند گرفتاری او را برطرف می سازد.
و نقل شده است که وقتی به مسجد سهله رفتی در کنار در آن بایست و بگو: بسم اللَّه و باللَّه و من اللَّه و إلی اللَّه و ماشاء اللَّه و خیر الأسماء للَّه توکلّت علی اللَّه ولا حول ولا قوه إلاّباللَّه العلیّ العظیم. أللّهمّ اجعلنی من عمّار مساجدک و بیوتک أللّهمّ أتوجّه إلیک بمحمّد و آل محمد و أقدمهم بین یدی حوائجی فاجعلنی أللّهمّ بهم عندک وجیهاً فی الدنیا والاخره و من المقرّبین. أللّهمّ اجعل صلواتی بهم مقبوله و دعائی بهم مستجاباً و ذنبی بهم مغفوراً و رزقی بهم مبسوطاً و حوائجی بهم مقضیّه و انظر إلیّ بوجهک الکریم نظره رحیمه… أللّهمّ فأقبل إلیّ بوجهک و اقبل بوجهی إلیک.۸

سپس آیهالکرسی و معوذتین را بخوان و هر یک از سبحان اللَّه و الحمدللَّه و اللَّه اکبر و لا إله إلاّ اللَّه را هفت مرتبه بگو و آنگاه در ادامه این دعا را بخوان: أللّهمّ لک الحمد علی ما هدیتنی و لک الحمد علی ما فضلّتنی ولک الحمد علی ماشرفتّنی و لک الحمد علی کل بلاء حسن ابتلیتنی. أللّهمّ تقبّل صلاتی و دعائی و طهّرقلبی و اشرح لی صدری و تب علّی إنّک ارحم الراحمین (یا انّک انت التّواب الرحیم).

و بعد به داخل مسجد برو و در وسط مسجد دو رکعت نماز به نیت نماز تحیّت مسجد بخوان و پس از نماز این دعا را بخوان: أنت اللَّه لا إله إلاّ أنت مبدی الخلق و معیدهم و أنت اللَّه لا اله الاّ أنت خالق الخلق و رازقهم و أنت اللَّه لا إله إلاّ انت القابض الباسط… أن تصلّی علی محمد و آل محمد و أن تعّجل فرجنا و تقضی حاجتنا و ان تفعل بناکذا… (حاجت خودت را درخواست کن) یا مقلّب القلوب والأبصار یا سامع الدعاء انّک علی کلّ شی ء قدیر۹ سپس سجده کن هر دعای دیگری را دوست داشتی بخوان…

بعد در چهار گوشه مسجد نماز بخوان و دعا کن. در بعضی از اخبار وارد شده است هر گوشه این مسجد خانه پیامبری از پیامبران الهی بوده است و…۱۰
—————————–
منابع:
۱٫ بحارالانوار، ج۹۷، ص۴۳۵، ح۳٫
۲٫ همان، ص۴۳۶، ح۶٫
۳٫ همان، ص۴۴۰، ح۱۷٫
۴٫ همان، ص۴۳۶، ح۸٫
۵٫ همان، ص۴۳۷، ح۹٫
۶٫ همان، ص۴۳۵، ح۳٫
۷٫ المزار الکبیر، ص۱۴۰-۱۳۶٫
۸٫ الصیحه المبارکه المهدیّه، ص۶۷۹-۶۷۸٫
۹٫ همان، ص۶۸۰٫
۱۰٫ ر.ک: همان، ص۶۸۴-۶۸۲٫
*سیدصادق سیدنژاد، ماهنامه موعود، شماره ۳۹

منبع “خبرگزاری مهر”

محرم است محرم …..

محرم از منظر ائمه(علیهم السلام)

شیعیان از امام رضا(علیه السلام)، چنین نقل شده است:

«وقتی محرم فرا می‌رسید، پدرم خندان دیده نمی‌شد، حزن و اندوه تا پایان دهه‌ اول بر او غالب بود و روز عاشورا، روز حزن و مصیبت و گریه ایشان بود.»(۳)

همچنین حضرت امام رضا(علیه السلام) درباره‌ عاشورا می‌فرماید:

«کسی که عاشورا روز مصیبت و اندوه و گریه‌اش باشد، خداوند قیامت را روز شادمانی و سرور او قرار خواهد داد.»(۴)

اعمال شب اول ماه محرم

۱ـ نماز: این شب چند نماز دارد که یکی از آنها به شرح ذیل است:

دو رکعت، که در هر رکعت بعد از حمد یازده مرتبه سوره‌ توحید خوانده شود.

در فضیلت این نماز چنین آمده است:

«خواندن این نماز و روزه داشتن روزش موجب امنیّت است و کسی که این عمل را انجام دهد، گویا تمام سال بر کار نیک مداومت داشته است.»(۵)

۲ـ احیای این شب.(۶)

۳ـ نیایش و دعا.(۷)

روز اول محرم

اول محرم هر سال اولین روز سال قمری است. از امام محمدباقر(علیه السلام) روایت شده است: «آن کس که این روز را روزه بدارد، خداوند دعایش را اجابت می‌کند، همانگونه که دعای زکریا(علیه السلام) را اجابت کرد.»(۸)

دو رکعت نماز خوانده شود و پس از آن سه بار دعای زیر قرائت گردد:

«اللّهم انت الاله القدیم و هذه سنهٌ جدیدهٌ فاسئلک فیها العصمه من الشیطان و القوَّه علی هذه النّفس الامّاره بالسُّوء»(۹)؛ بارالها! تو خدای قدیم و جاودانی و این سال، سال نو است، از تو می‌خواهم که مرا در این سال از شیطان حفظ کنی و بر نفس اماره (راهنمایی کننده) به بدی پیروز سازی.

روز دوم محرم

در چنین روزی کاروان امام حسین(علیه السلام) در سال ۶۱ ه‍ .ق وارد سرزمین کربلا شد و با ممانعت لشکر حرّ مجبور به توقّف در آنجا گردید.(۱۰)

روز سوم محرم

از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) نقل شده است:

«هر کس در این روز روزه بگیرد، خداوند دعایش را اجابت کند.»(۱۱)

در آن روز سپاه عمر بن سعد وارد کربلا شد.

روز چهارم محرم

بی‌نتیجه بودن مذاکره حضرت سیدالشهداء(علیه السلام)، با عمر بن سعد برای وادار کردن لشکر وی به ترک جنگ و دعوت او و لشکرش جهت ملحق شدن به سپاه اسلام.

روز هفتم محرم

روزه گرفتن مستحب است.

روز نهم محرم

تاسوعای حسینی، روز محاصره‌ امام حسین(علیه السلام) و اصحابش در سرزمین کربلا توسط سپاه شمر.(۱۲)

اعمال شب عاشورا

۱ـ چند نماز برای این شب در روایات آمده است که یکی از آنها چنین است:

چهار رکعت نماز که در هر رکعت بعد از سوره‌ حمد، ۵۰ بار سوره‌ توحید خوانده می‌شود. پس از پایان نماز، ۷۰ بار «سبحان الله والحمدالله و لا اله الاّ الله و الله اکبر ولا حول ولا قوه الاّ بالله العلیّ العظیم» خوانده شود.(۱۳)

۲ـ احیای این شب کنار قبر امام حسین(علیه السلام).(۱۴)

۳ـ دعا و نیایش. (۱۵)

روز عاشورا

۱ـ عزاداری بر امام حسین(علیه السلام) و شهدای کربلا، در این مورد از امام رضا(علیه السلام) نقل شده است:

هر کس کار و کوشش را در این روز، رها کند، خداوند خواسته‌هایش را برآورد و هر کس این روز را با حزن و اندوه سپری کند، خداوند قیامت را روز خوشحالی او قرار دهد. (۱۶)

۲ـ زیارت امام حسین(علیه السلام).(۱۷)

۳ـ روزه گرفتن در این روز کراهت دارد؛ ولی بهتر است بدون قصد روزه، تا بعد از نماز عصر از خوردن و آشامیدن خودداری شود. (۱۸)

۴ـ آب دادن به زائران امام حسین(علیه السلام).(۱۹)

۵ـ خواندن سوره توحید هزار مرتبه.(۲۰)

۶ـ خواندن زیارت عاشورا. (۲۱)

۷ـ گفتن هزار بار ذکر «اللّهم العن قتله الحسین(علیه السلام).»(۲۲)

روز دوازدهم محرم

ورود کاروان اسیران کربلا به کوفه و شهادت حضرت سجاد(علیه السلام) در سال ۹۴ ه‍ .ق.

روز بیست و یکم محرم

۱ـ روزه‌ این روز مطلوب است. (۲۳)

حوزه علمیه ملایر

پی‌نوشت‌ها:

۱- مصباح کفعمی، ص ۵۰۹٫

۲- فرهنگ عاشورا، ص ۴۰۵، جواد محدثی.

۳- وسائل الشیعه، ج ۵، ص ۳۹۴، حدیث ۸٫

۴- همان، حدیث ۷٫

۵- بحارالانوار، ج ۹۸، ص ۳۳۳؛ وسائل الشیعه، ج ۵، ص ۲۹۴، حدیث ۱؛ مفاتیح الجنان، ص ۲۸۶٫

۶- مصباح المتهجد، ص ۷۸۳٫

۷- بحارالانوار، ج ۹۸، ص ۳۲۴٫

۸- عروه الوثقی، ج ۲، ص ۲۴۳؛ وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۳۴۷، حدیث ۳٫

۹- بحارالانوار، ج ۹۸، ص ۳۳۴٫

۱۰- فرهنگ عاشورا، ص ۴۰۶٫

۱۱- عروه الوثقی، ج ۲، ص ۲۴۲؛ وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۳۴۸٫

۱۲- وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۳۳۹، حدیث ۱٫

۱۳- همان، ص ۲۹۵، حدیث ۴ و ۵٫

۱۴- بحارالانوار، ج ۹۸، ص ۳۴۰٫

۱۵- همان، ص ۳۳۸٫

۱۶- بحارالانوار، ج ۹۸، ص ۴۳، حدیث ۵٫

۱۷- کامل الزیارات، ص ۱۷۴، حدیث ۵ و ۶٫

۱۸- وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۳۳۸، حدیث ۷٫

۱۹- کامل الزیارات، ص ۱۷۴، حدیث ۵٫

۲۰- وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۳۳۹، حدیث ۸٫

۲۱– کامل الزیارات، ص ۱۷۴٫

۲۲- مفاتیح الجنان، ص ۲۹۸٫

۲۳- بحارالانوار، ج ۹۸، ص ۳۴۵، حدیث ۱٫اعمال ماه محرم

دعای افطارماه رمضان

سفارش پیامبر به امام علی هنگام افطار
از مهمترین امور در افطار و سحرى ، قبل از شروع و بعد از گفتن بسم الله …، خواندن سوره قدر است ؛ و بهترین چیزى که قبل از افطار خوانده مى شود دعایى است که در اقبال آمده و مفضل بن عمر، آن را روایت کرده است .
آریا: «امام صادق فرمودند: رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) به امیرالمؤ منین (علیه السلام ) فرمود: اباالحسن ! ماه رمضان نزدیک شده است ؛ قبل از افطار دعا کن ؛ جبرئیل پیش من آمد و گفت : یا محمد! کسى که در ماه رمضان ، با این دعا، قبل از افطار، دعا کند، خداوند دعاى او را مستجاب ، نماز و روزه او را قبول و ده دعاى او را مستجاب مى کند؛ گناه او را بخشیده ، غم و غصه او را از بین برده ، گرفتاریهایش را بر طرف کرده ، حاجات او را برآورده نموده ، او را به مقصودش رسانیده ، عمل او را با عمل پیامبران و صدیقین بالا برده و در روز قیامت چهره او درخشانتر از ماه شب چهارده خواهد بود.

گفتم : چه دعایى است ؟ جبرئیل ! گفت:

اللَّهمَّ ربَّ النُّورِ العَظیم، ورَبَّ الکُرسیِّ الرَّفیع، ورَبَّ البَحرِ المَسجور، ورَبَّ الشَّفعِ الکَبیر، والنُّور العَزیز، ورَبَّ التَّوراهِ والإنجیلِ والزَّبورِ، والفُرقانِ العَظیمِ. أنت إلهٌ مَن فی السَّمواتِ وإلهُ مَن فی الأرضِ لا إلهَ فِیهِما غَیرُکَ، وأنتَ جَبّارُ مِن فی السِّموات وجَبّار مَن فی الإرضِ لا جَبّار فیهِما غَیرُکَ، أنت مَلِکُ مَن فی السَّموات، ومَلِکُ مَن فی الأرضِ، لا مَلِکَ فیهما غَیرُکَ، أسألُکَ بِاسمِکَ الکَبیرِ، و نُور وَجهِکَ المُنیرِ، وبمُلکِکَ القَدیمِ. یا حَیُّ یا قَیِّومُ، یا حَیُّ یا قَیُّوم یا حَیُّ یا قَیّوم، أسألُکَ بِاسمِکَ الّذی أشرَقَ بِهِ کُلِّ شَیءٍ، وبِاسمِکَ الّذی أشرَقَت بِهِ السّمواتُ والأرضُ، وبِاسمِکَ الّذی صَلُحَ بِهِ الأوَّلونَ، وبِهِ یَصلُحُ الاخِرونَ.
یا حَیّاً قَبلَ کُلِّ حَیّ، ویا حَیّاً بَعدَ کُلِّ حَیّ، ویا حَیُّ لا إلهَ إلا أنت صَلِّ علی مُحَمّدٍ وآلِ مُحَمَّد، واغفِر لی ذُنُوبی، واجعَل لی مِن أمرِی یُسراً وفَرَجاً قَریباً، وثَبِّتنی علی دینِ مُحَمَّدً وآل محمد و وعلی هُدی مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّد، وعلی سُنَّهِ مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّد، علیه وعلیهِمژُ السَّلام.

واجعَل عَملِی فی المَرفوعِ المُتَقَبِّلِ، وهَب لی کما وَهَبتَ لأولیائِکِ وأهلِ طاعَتِکَ، فانّی مُؤمِنٌ بِکَ، ومُتَوَکِّلٌ عَلیک، مُنیبٌ الیکَ، مَعَ مَصیری إلیکَ، وَتَجمَع لی ولأهلِی وَلوِلَدَی الخَیرَ کُلَّهُ، وتَصرِف عَنّی وَعَن وَلَدی وأهلِی الشَّرَّ کُلَّهُ. أنتَ الحَنّانُ المَنّانُ بَدیعُ السّمواتِ والأرضِ، تُعطِی الخَیرَ مَن تَشاءُ، وتَصرِفُهُ عَمَّن تَشاءُ، فَامنُن علی بِرَحمَتِکَ یا أرحَمَ الرّاحِمِینَ.
– المراقبات – مرحوم آیت الله حاج میرزا جواد ملکى تبریزى (ر ه)
-صحیفه علویه، متن‏عربى، ص: ۲۱۹

روایات درفضیلت ماه رمضان

فضیلت ماه مبارک رمضان   قال رسول الله (ص) : إِنَّ ابواب السماء تفتح فى اول لیله من شهر رمضان ولاتغلق الى آخر لیله منه رسول خدا (ص) فرمود: درهاى آسمان در اولین شب ماه رمضان گشوده مى شود و تا آخرین شب آن بسته نمى شود بحارالانوار ج ۳۴۴/۸عن أبی جعفر علیه السلام قال کان رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم یقبل بوجهه إلى الناس فیقول یا معشر الناس – ۱ – إذا طلع هلال شهر رمضان غلت مرده الشیاطین وفتحت أبواب السماء وأبواب الجنان وأبواب الرحمه وغلقت أبواب النار واستجیب الدعاء وکان لله (فیه – کا – یب) عند کل فطر عتقاء یعتقهم (الله – کا یب) من النار وینادى مناد کل لیله هل من سائل هل من مستغفر اللهم اعط کل منفق خلفا واعط کل ممسک تلفا حتى إذا طلع هلال شوال نودی المؤمنون ان اغدوا إلى جوائز کم فهو یوم الجائزه ثم قال أبو جعفر علیه السلام اما والذی نفسی بیده ما هی بجائزه الدنانیر والدراهم..جامع احادیث الشیعه ج/۹ص ۹ امام باقر می فرمایدرسول الله صلی الله علیه وآله رو به مردم می فرمودای مردم وقتی که ماه رمضان برسدمرده شیاطین درغل وزنجیرشوندودرهای آسمان وبهشت ودرهای رحمت الهی گشوده شودودرهای آتش بسته شودودعامستجاب شود ودرهرشبی به هنگام افطارآزادشده هایی ازآتش جهنم راخداوندآزادمی کندوهرشب منادی ندامی کندآیاسایلی هست وآیا توبه کننده ی هست خداوندا :به هرانفاق کننده ی عطاکن وبه هرممسکی وکسی که انفاق نکنددراین ماه کمی به آن برسان تاطلوع ماه شوال فرارسدبه مومنین گفته شودروزعیدجوایزتان را بگیریدوامروزروزجایزه است امام باقر می فرماید به خداوندی که جانم درقبضه ی قدرت اواست این جوایزدرهم ودنانیرنیست قال ابوجعفر(ع) : لکلّ شىء ربیع و ربیع القرآن شهر رمضان . امام باقر (ع) فرماید: براى هر چیزى بهارى است و بهار قرآن ماه رمضان است. عن ابى الحسن على بن موسى الرضا(ع): من قرأ فى شهر رمضان آیه من کتاب الله کان کمن. ختم القرآن فى غیره من الشهور . امام رضا (ع) : کسى که در ماه رمضان آیه اى از کتاب خدا(قرآن) را بخواند . مانند کسى است که در دیگر ماه ها تمام قرآن را خوانده باشد.

خطبه حضرت رسول (ص) در فضیلت ماه رمضان

خطبه حضرت رسول (ص) در فضیلت ماه رمضان

شیخ صدوق به سند معتبر،از حضرت رضا علیه السّلام از پدران بزرگوارش،از حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام روایت کرده که:روزى رسول‏ خدا صلّى اللّه و علیه و آله براى ما خطبه‏اى خواند و در آن خطبه فرمود:اى مردم ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به سوى شما روى آورده، ماهى که نزد خدا بهترین ماهها،و روزهایش بهترین روزها،و شبهایش بهترین شبها و ساعاتش بهترین ساعتهاست،و آن ماهى‏ است که شما را در آن به سوى میهمانى خدا خوانده‏اند،و در آن از اهل کرامت خدا شده‏اید،نفسهاى شما در آن ماه پاداش‏ تسبیح،و خواب شما ثواب عبادت،و اعمال شما پذیرفته،و عاهاى شما مستجاب است،از پروردگار خویش با نیّتهاى صادقانه‏ و دلهاى پاکیزه از گناهان و صفات ناپسند درخواست کنید که به شما براى روزه داشتن در آن و تلاوت قرآن توفیق دهد، همانا بدبخت و بدعاقبت کسى است که در این ماه بزرگ از آمرزش خدا محروم شود.و به گرسنگى و تشنگى در این ماه،تشنگى و گرسنگى‏ روز قیامت را به یاد آرید،به تهیدستان و از کارافتادگان صدقه دهید،پیران خود را تعظیم و به کودکان مهربانى روا دارید،خویشان‏ خود را نوازش کنید و زبانهاى خود را از آنچه نباید گفت بازدارید و دیده‏هاى خویش را از آنچه نگاه به آن روا نیست فرو پوشید، و گوشهاى خود را از انچه شنیدنش بر شما سزاوار نیست بازدارید،با یتیمان مهربانى کنید،تا بعد از شما با یتیمان شما مهربانى کنند. از گناهان خود به سوى خدا توبه کنید،دستهاى خود را در اوقات نماز به دعا بردارید،زیرا وقت نماز بهترین ساعتهاست،حق تعالى در این اوقات به سوى بندگانش به رحمت نظر مى‏کند،به آنان پاسخ مى‏دهد هرگاه او را بخوانند و لبیک مى‏گوید،هرگاه او را ندا دهند اجابت مى‏نماید هرگاه او را بخوانند.اى مردم همانا وجود شما در گرو کرده‏هاى شماست پس آن را با آمرزش خواهى از خدا از گرو رها سازید.و پشت شما از گناهان گرانبار است،پس آن را به طولانى ساختن سجده‏ها سبک کنید،و بدانید حق تعالى به عزّت و جلال خود سوگند یاد کرده،که نمازگزاران و سجده‏کنندگان در این ماه را عذاب ننماید،و آنان را در قیامت به آتش دوزخ نترساند.اى مردم هرکه از شما روزه‏دار مؤمنى را در این ماه افطار دهد،براى او نزد خدا ثواب آزاد کردن‏ بنده و آمرزش گناهان پیشین خواهد بود.بعضى از اصحاب گفتند:یا رسول اللّه همه ما توانایى افطار دادن نداریم،فرمود:از آتش دوزخ بپرهیزید به افطار دادن روزه‏داران،گرچه به نصف دانه خرما،یا به یک جرعه آب باشد،همانا خدا به هرکه به همین مقدار افطارى دهد،این پاداش‏ را میدهد،حتى اگر توانایى بیشتر از این را نداشته باشد!!اى مردم هرکه اخلاق خود را در این ماه نیکو کند،آسان و راحت بر صراط بگذرد روزى که قدمها بر ان بلغزد،و هرکه در این ماه بر به کار گرفتن غلام و کنیز خویش آسان گیرد،خدا در قیامت حساب او را آسان کند، و هرکه در این ماه شرّ خود را از مردم بازدارد،حق تعالى خشم خویش را در قیامت از او بازدارد و هرکه در این ماه یتیم بى‏پدرى را نوازش‏ کند،خدا در قیامت او را گرامى دارد و هرکه در این ماه به خویشان خود صله و احسان کند،خدا در قیامت او را به مهر خود پیوند دهد،و هرکه از خویشان خود احسان را قطع کند،خدا در قیامت رحمت خود را از او بردارد،و هرکه در این ماه نماز مستحب بجا آورد،خدا براى او برات‏ بیزارى از آتش دوزخ ثبت کند.و هرکه در این ماه نماز واجبى را ادا کند،خدا به او پاداش هفتاد نماز واجب را که در ماههاى دیگر خوانده‏ شود عطا نماید،و هرکه در این ماه صلوات بسیار بر من فرستد،خدا ترازوى عمل او را سنگین گرداند،در روزى که ترازوهاى عمل سبک باشند و هرکه در این ماه یک آیه از قرآن بخواند،پاداش کسى را دارد که در ماههاى دیگر ختم قرآن کرده باشد.اى مردم به یقین درهاى بهشت در این ماه باز است،از خدا بخواهید که به روى شما نبندد،درهاى دوزخ در این ماه بسته است،از خدا درخواست نمایید که به روى شما نگشاید،و شیاطین را در این ماه به زنجیر کشیده‏اند از خدا بخواهید که آنان را بر شما چیره نسازد-تا آخر خبر شیخ صدوق روایت کرده چون ماه رمضان میرسید رسول خدا صلّى اللّه و علیه و آله هر اسیرى را آزاد میکرد و به‏ هر خواهنده‏اى عطا میفرمود.مؤلّف گوید:ماه رمضان ماه خداى جهانیان و شریفترین ماههاست ماهى که درهاى آسمان و درهاى بهشت و رحمت‏ باز مى‏شود،و درهاى دوزخ بسته مى‏شود،در این ماه شبى است که عبادت در آن از عبادت هزار ماه بهتر است،پس درنگ کن که در شب‏وروز خود چگونه خواهى بود،و چگونه اعضا و جوارح خویش را از نافرمانى پروردگار حفظ مى‏کنى؟مبادا شبها خواب باشى،و روزها از یاد خدا غافل، همانا در روایت است،که در پایان هر روز از روزهاى ماه مرضان خدا در وقت افطار،هزار هزار نفر را از آتش دوزخ آزاد مى‏کند،و چون شب‏ جمعه و روز جمعه شود،در هر ساعتى هزار هزار نفر را از آتش دوزخ مى‏رهاند،که هریک مستوجب عذاب بوده باشند،و در شب‏وروز آخر ماه،به‏ تعداد آنچه در تمام ماه رها ساخته آزاد مى‏کند،پس اى عزیز مبادا که ماه رمضان بگذرد،و گناهانت بر عهده‏ات باقى مانده باشد، و در وقتى که روزه‏داران پاداش خود را بگیرند تو ازجمله محرومان و زیانکاران باشى،و به سوى خداى تبارک و تعالى تقرّب جوى به تلاوت‏ قرآن در شبها و روزهاى این ماه،و به خواندن نماز،و کوشش در عبادت و خواندن نمازها در اوقات فضیلت،و کثرت استغفار و دعا.َ

فی فضل شهررجب واعماله

فی فضلِ شهر رَجَب وأعمالِه

اعلم انّ هذا الشّهر وشهر شعبان وشهر رمضان هی أشهر متناهیه الشرف، والاحادیث فی فضلها کثیره، بل روی عن النّبی (صلى الله علیه وآله وسلم) انّه قال : انّ رجب شهر الله العظیم لا یقاربه شهر من الشّهور حرمهً وفضلاً، والقتال مع الکفّار فیه حرام ألا انّ رجل شهر الله، وشعبان شهری، ورمضان شهر اُمّتی، ألا فمن صام من رجب یوماً استوجب رضوان الله الاکبر، وابتعد عنه غضب الله، واغلق عنه باب من أبواب النّار، وعن موسى بن جعفر (علیهما السلام) قال : من صام یوماً من رجب تباعدت عنه النّار مسیر سنه، ومن صام ثلاثه أیام وجبت له الجنّه .

وقال أیضاً: رجب نهر فی الجنّه أشدّ بیاضاً من اللّبن، وأحلى من العسل مَنْ صام یوماً من رجب سقاه الله عزوجل من ذلک النّهر، وعن الصّادق صلوات الله وسلامه علیه قال : قال رسول الله (صلى الله علیه وآله وسلم): رجب شهر الاستغفار لامّتی، فأکثروا فیه الاستغفار فانّه غفورٌ رحیم، ویسمّى الرجب الاصبّ لان الرّحمه على امّتی تصب صبّاً فیه، فاستکثروا من قول اَسْتَغْفِر اللهَ وَاَسْأَلُهُ التَّوْبَهَ

وروى ابن بابویه بسند معتبر عن سالم قال : دخلت على الصّادق (علیه السلام) فی رجب وقد بقیت منه أیّام، فلمّا نظر الیّ قال لی: یا سالم هل صمت فی هذا الشّهر شیئاً قلت: لا والله یاابن رسول الله، فقال لی: فقد فاتک من الثّواب ما لم یعلم مبلغه الّا الله عزوجل، انّ هذا شهر قد فضّله الله وعظّم حرمته وأوجب الصّائمین فیه کرامته ، قال : فقلت له : یاابن رسول الله فان صمت ممّا بقی منه شیئاً هل أنال فوزاً ببعض ثواب الصّائمین فیه، فقال : یا سالم من صام یوماً من آخر هذا الشهر کان ذلک أماناً من شدّه سکرات الموت وأماناً له من هول المطّلع وعذاب القبر، ومن صام یومین من آخر هذا الشّهر کان له بذلک جوازاً على الصّراط، ومن صام ثلاثه أیّام من آخر هذا الشّهر أمن یوم الفزع الاکبر من أهواله وشدائده واعطى براءه من النّار

واعلم انّه قد ورد لصوم شهر رجب فضل کثیر وروى انّ من لم یقدر على ذلک یسبّح فی کلّ یوم مائه مرّه بهذا التّسبیح لینال أجر الصّیام فیه: سُبْحانَ الاِْلهِ الْجَلیلِ، سُبْحانَ مَنْ لا یَنْبَغی التَّسْبیحُ

إِلاّ لَهُ، سُبْحانَ الاَْعَزِّ الاَْکْرَمِ، سُبْحانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزَّ وَهُوَ لَهُ اَهْلٌ .