بایگانی: خرداد ۱۳۹۰

فضایل ده‌گانه حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) از نگاه اهل تسنن

آنها چون به اهل بیت(ع) عشق میورزند، و همه چیز را از همین دریچه می‌بینند، هر کسی هر فضیلتی را بگوید یا احتمال دهد به آن مؤمن میشوند، خواه سند معتبری داشته باشد یا نه، و از قدیم گفتهاند:

اگر بر دیده مجنون نشینی

به غیر از خوبی لیلی نبینی!

اینجاست که برای رفع هر گونه سوء ظن از این دور افتادگان، و اطمینان خاطر بیشتر دوستان و نزدیکان، به منابع دیگران مراجعه می‌کنیم، و اهل بیت پیامبر(ص) را در آئینه افکار و کتابها و نوشته‌های معروف و مشهور و دست اول آنها مشاهده می‌کنیم.

در مجموع این نوشتار حتی یک روایت از منابع شیعه نقل نشده، و در میان اهل سنت نیز به سراغ کتابهائی رفته‌ایم که از معروفترین و مهمترین کتب حدیث و تاریخ و تفسیر آنها است.

۱٫ برترین بانوی جهان

در روایات فراوانی که در منابع معروف اهل سنت آمده تصریح شده است که فاطمه زهرا(س) افضل زنان جهان بود، آن سخنی است که پیغمبر اکرم(ص) آن را به تعبیرات مختلف بیان فرموده است:

«اِنَّ اَفْضَلَ نِساءِ اَهْلِ الْجَنَّهِ خَدیجَهُ بِنْتُ خُوَیْلِد، وَ فاطِمَهُ بِنْتُ مُحَمَّد، وَ مَرْیَمُ بِنْتُ عِمْرانَ، وَ آسِیَهُ بِنْتُ مُزاحِم;(۱)

برترین زنان بهشت خدیجه دختر خویلد، و فاطمه دختر محمّد، و مریم دختر عمران، و آسیه دختر مزاحم [همسر فرعون]».

رسوا خدا: هنگامی که مشتاق آن میوه‌های بهشتی می‌شوم، فاطمه را می‌بوسم و از بوی او بوی تمام آن میوه‌ها را که در آن شب خوردم استشمام می‌کنم

۲٫ بانوی بهشتی

نخستین سنگ بنای وجود انسان، انعقاد نطفه اوست، چرا که به هر حال نطفه است که قسمت مهمی از ارزش‌های وجودی انسان را در بر دارد، و به همین دلیل در روایات اسلامی دستورهای زیادی وارد شده که این سنگ زیر بنا درست نهاده شود.

هنگامی که به تاریخ زندگی بانوی اسلام فاطمه زهرا(علیها السلام) مراجعه می‌کنیم می‌بینیم او در این زمینه یک وضع استثنائی دارد که در تاریخ شخصیت‌های بزرگ جهان اعم از مرد و زن بی نظیر است، بهتر است این سخن را از زبان پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) بشنویم:

ابن عباس می‌گوید: پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) زیاد فاطمه را می‌بوسید، روزی عایشه عرض کرد: شما زیاد فاطمه را می‌بوسید؟

رسول خدا(صلی الله علیه وآله) فرمود: (این دلیلی دارد) در شب معراج هنگامی که جبرئیل مرا وارد بهشت کرد، از تمام میوه‌های بهشتی به من داد، و از عصاره آنها نطفه فاطمه در رحم خدیجه منعقد شد.

«فَاِذَا اشْتَقْتُ لِتِلْکَ الثِّمارِ قَبَّلْتُ فاطِمَهَ فَاَصَبْتُ مِنْ رائِحَتِها جَمِیعَ تِلْکَ الثِّمارِ الَّتی اَکَلْتُها;(۲) هنگامی که مشتاق آن میوه‌های بهشتی می‌شوم، فاطمه را می‌بوسم و از بوی او بوی تمام آن میوه‌ها را که در آن شب خوردم استشمام می‌کنم».

۳٫ فاطمه(علیها السلام) محبوب ترین افراد نزد پیامبر(صلی الله علیه وآله)

در حدیثی از زبان عایشه می‌خوانیم که می‌گوید:

«ما رَاَیْتُ اَحَداً اَشْبَهَ کَلاماً وَ حَدِیثاً مِنْ فاطِمَهَ بِرَسُولِ اللهِ(صلی الله علیه وآله) وَ کانَتْ اِذا دَخَلَتْ عَلَیْهِ رَحَّبَ بِها، وَ قامَ اِلَیْها، فَاَخَذَ بِیَدِها فَقَبَّلَها، وَ اَجْلَسَها فِی مَجْلِسِهِ;(۳) من هیچ کس را در سخن گفتن از فاطمه شبیه تر به رسول خدا(صلی الله علیه وآله) ندیدم، هنگامی که وارد بر پدر می‌شد به او خوش آمد می‌گفت، و در برابر دخترش فاطمه بر می‌خاست، دست او را می‌گرفت و می‌بوسید، و او را در جای خود می‌نشاند».

۴٫ مقام قرب فاطمه(علیها السلام) در پیشگاه خدا

در «صحیح ترمذی» از پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله)نقل می‌کند که فرمود:

«اِنَّما فاطِمَهُ بَضْعَهٌ مِنِّی یُؤْذِینِی ما آذاها وَ یَنْصَبُنِی ما نَصَبَها;(۴) فاطمه پاره تن من است، آنچه او را آزار دهد مرا آزار می‌دهد و آنچه او را به زحمت افکند مرا به زحمت می‌افکند».

بدیهی است علاقه پدر و فرزندی هرگز نمی‌تواند چنین پدیده ای را توجیه کند، زیرا پیغمبر به عنوان «رسول الله» چیزی را اراده نمی‌کند جز آنچه خدا اراده کند، و هماهنگی خشنودی و رضای فاطمه با خشنودی و رضای خدا و پیامبر دلیلی جز محو اراده او در اراده و خواست خدا ندارد.

این نکته نیز شایان دقت است که معمولا جمله «فاطِمَهُ بَضْعَهٌ مِنِّی» را به معنای فاطمه پاره تن من است، تفسیر و ترجمه می‌کنند، در حالی که در این جمله سخنی از تن در میان نیست، بلکه مفهوم حدیث این است که فاطمه(علیها السلام)پاره ای از وجود و هستی پیامبر(صلی الله علیه وآله) است، هم از نظر جسمی و هم روحی، در خود روایات نیز شاهد بر این معنا داریم که به خواست خدا خواهد آمد.

۵٫ زهد و ایثار فاطمه(علیها السلام)

ابن حجر و دیگران در روایتی از پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) نقل کرده اند، او هنگامی که از سفر باز می‌گشت نخست به سراغ دخترش فاطمه زهرا(علیهاالسلام) می‌آمد، و مدتی نزد او می‌ماند، ولی یک بار برای فاطمه زهرا(علیهاالسلام) دو دستبند از نقره و همچنین یک گردنبند و دو گوشواره ساخته بودند، و پرده ای بر در اطاق آویزان کرده بود.

هنگامی که پیامبر(صلی الله علیه وآله) وارد شد و این منظره را دید بیرون آمد در حالی که آثار غضب در چهره اش نمایان بود، به مسجد آمد و بر منبر نشست.

فاطمه(علیها السلام) دانست که ناخشنودی پیغمبر(صلی الله علیه وآله) به خاطر همان مختصر زینت است، همه را نزد پدر فرستاد تا در راه خدا صرف کند.

هنگامی که چشم پیامبر(صلی الله علیه وآله) به آن افتاد سه بار فرمود:

«فَعَلَتْ، فِداها اَبُوها».(۵)

فاطمه آنچه را که می‌خواستم انجام داد، پدرش به فدایش باد.

هر زمان زکریا وارد محراب او می‌شد غذای مخصوصی در آن جا می‌دید. از او پرسید: ای مریم! این را از کجا آورده ای؟ گفت: این از سوی خداست، خداوند به هر کس بخواهد بی حساب روزی می‌دهد

۶٫ مقام علمی فاطمه(علیهاالسلام)

در «مسند احمد» از امّ سلمه (یا طبق روایتی ام سلمی) چنین آمده : وقتی فاطمه(علیهاالسلام) به همان بیماری که به وفاتش منتهی گشت، بیمار شد من از او پرستاری می‌کردم، روزی حالتش را از همه روز بهتر دیدم، علی(علیه السلام) به دنبال کاری رفته بود، فاطمه(علیها السلام) به من فرمود: آبی بیاور تا غسل کنم، آب آوردم و او غسل کرد، غسلی که بهتر از آن ندیده بودم.

سپس فرمود: لباس‌های تازه ای برای من بیاور، لباس‌ها را آوردم و به او دادم، و او پوشید.

سپس فرمود: بسترم را در وسط اطاق بیفکن، من این کار را کردم، او دراز کشید و رو به قبله کرد، و دستش را زیر صورتش گذاشت، سپس فرمود: ای ام سلمه! [ام سلمی] من الان از دنیا می‌روم (و به ملکوت اعلا می‌شتابم) در حالی که پاک شده ام، کسی روی مرا نگشاید. این سخن گفت و چشم از جهان پوشید!(۶)

این حدیث به خوبی نشان می‌دهد که فاطمه از لحظه مرگش آگاه و با خبر بوده، و بی آن که نشانه‌های آن در او باشد، آماده رحلت از این جهان گشت، و از آن جا که هیچ کس لحظه مرگ را جز به تعلیم الهی نمی‌داند این نشان می‌دهد که از سوی خدا به او الهام می‌شد.

آری، روح او با عالم غیب مربوط بود، و فرشتگان آسمان با او سخن می‌گفتند.

به علاوه مطابق روایات گذشته حتی او از مریم دختر عِمران و مادر حضرت عیسی برتر بود، و همین امر کافی است، زیرا قرآن با صراحت می‌گوید: مریم با فرشتگان خدا سخن می‌گفت، آیات متعددی در این زمینه در سوره مریم و آل عمران وجود دارد.

بنابراین فاطمه(علیها السلام) دخت گرامی پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) به طریق اولی باید بتواند با فرشتگان آسمان هم سخن شود.(۷)

۷٫ کرامات فاطمه زهرا(علیها السلام)

بسیاری از مفسّران اهل سنّت مانند زمخشری و سیوطی در ذیل آیه شریفه :

«(کُلَّمَا دَخَلَ عَلَیْهَا زَکَرِیَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِنْدَهَا رِزْقاً قَالَ یَا مَرْیَمُ أَنَّی لَکِ هَذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللهِ إِنَّ اللهَ یَرْزُقُ مَنْ یَشَاءُ بِغَیْرِ حِسَاب);(۶) هر زمان زکریا وارد محراب او می‌شد غذای مخصوصی در آن جا می‌دید. از او پرسید: ای مریم! این را از کجا آورده ای؟ گفت: این از سوی خداست، خداوند به هر کس بخواهد بی حساب روزی می‌دهد».

از جابربن عبدالله نقل کرده اند که : رسول خدا(صلی الله علیه وآله) چند روز بود غذایی نخورده بود، و کار بر او مشکل شد، به منزل همسرانش سر زد هیچ کدام غذایی نداشتند، سرانجام به سراغ دخترش فاطمه(علیها السلام)آمد و فرمود: دخترم! غذایی داری من تناول کنم زیرا گرسنه ام؟

عرض کرد: نه بخدا سوگند!

هنگامی که رسول خدا(صلی الله علیه وآله) از نزد او خارج شد، زنی از همسایگان دو قرص نان و مقداری گوشت برای فاطمه(علیها السلام)هدیه آورد، و او آن را گرفت و در ظرفی گذاشت و روی آن را پوشاند و گفت: بخدا سوگند رسول الله(صلی الله علیه وآله) را بر خود و فرزندانم مقدم می‌دارم!

و این در حالی بود که همه گرسنه بودند.

حسن و حسین را به سراغ پیامبر(صلی الله علیه وآله) فرستاد و از او دعوت کرد به خانه بیاید.

عرض کرد: فدایت شوم، چیزی خداوند برای ما فرستاده، و من آن را برای شما ذخیره کرده ام.

پیامبر(صلی الله علیه وآله) فرمود: بیاور. و او ظرف غذا را نزد حضرت آورد. هنگامی که پیغمبر سر ظرف را برداشت مملو از نان و گوشت بود، هنگامی که فاطمه آن را دید در تعجب فرو رفت، و فهمید این نعمت و برکتی است از سوی خدا، شکر آن را بجا آورد و بر پیامبر(صلی الله علیه وآله) درود فرستاد.

پیغمبر(صلی الله علیه وآله) فرمود: دخترم! این را از کجا آورده ای؟

عرض کرد:

«(هُوَ مِنْ عِنْدِ اللهِ إِنَّ اللهَ یَرْزُقُ مَنْ یَشَاءُ بِغَیْرِ حِسَاب); این از سوی خداست، خداوند به هر کس بخواهد، بی حساب روزی می‌دهد!».

پیامبر(صلی الله علیه وآله) شکر خدا را بجا آورد و این جمله را فرمود:

«اَلْحَمْدُ للهِِ الَّذِی جَعَلَکَ شَبِیهَهً بِسَیِّدَهِ نِساءِ بَنِی اِسْرائِیلَ».

شکر می‌کنم خدایی را که تو را شبیه [مریم] بانوی زنان بنی اسرائیل قرار داد.

او را فاطمه نام نهاده، زیرا خداوند او و دوستانش را از آتش دوزخ باز داشته است

۸٫ نخستین کسی که وارد بهشت می‌شود!

ذهبی در «میزان الاعتدال» آورده است که پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) فرمود:

«اَوَّلُ شَخْص یَدْخُلُ الْجَنَّهُ فاطِمَهُ(علیها السلام);(۷) نخستین کسی که وارد بهشت می‌شود، فاطمه است!».

۹٫ نام‌های پرمعنای فاطمه(علیها السلام)

از احادیث بر می‌آید که نامگذاری فاطمه زهرا(علیها السلام) بوسیله حکیم علی الاطلاق یعنی خدای عالم انجام گرفته است.

از سوی دیگر «فاطمه» از ماده «فطم» (بر وزن حتم) به معنای بازگرفتن کودک از شیر مادر است، سپس به هر گونه بریدن و جدایی اطلاق شده است.

در حدیثی از پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) آمده است که فرمود:

«اِنَّما سَمَّاهَا فَاطِمَه لاَِنَّ اللهَ فَطَمَها وَ مُحِبِّیها عَنِ النّارِ;(۸) او را فاطمه نام نهاده، زیرا خداوند او و دوستانش را از آتش دوزخ باز داشته است».

از این تعبیر استفاده می‌شود که نامگذاری بانوی اسلام به این نام، از سوی خداوند صورت گرفته، و مفهومش این است که خدا وعده داده است او و کسانی که او را دوست دارند و در خط مکتب او باشند هرگز به دوزخ نروند.

۱۰٫ هدیه پیامبر(صلی الله علیه وآله) به فاطمه(علیها السلام)

غیر از هدایای فوق العاده معنوی که پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) به دخترش فاطمه زهرا(علیها السلام) داد که هر کدام از دیگری گرانبهاتر و پرارزش تر بود که بعضی از آنها در تاریخ ضبط شده مانند تسبیح حضرت زهرا(علیها السلام) و بعضی را مینمی دانیم. یک هدیه به ظاهر مادی نیز به او داد و عجب این که این هدیه نیز به فرمان خدا صورت گرفت چنانکه در حدیث زیر آمده است:

سیوطی نقل می‌کند: هنگامی که آیه شریفه:

«(وَآتِ ذَا الْقُرْبَی حَقَّهُ);(۹) و حق نزدیکان را بپرداز!».

نازل شد، پیغمبر(صلی الله علیه وآله) فاطمه(علیها السلام) را صدا زد و سرزمین «فدک» را به او واگذار کرد.(۱۰)

البتّه چنانکه در فصل «ماجرای غم انگیز فدک» می‌آید، بخشیدن فدک به فاطمه(علیها السلام) یک مسأله ساده نبود، پشتوانه ای بود برای مسأله ولایت علی(علیه السلام) و سندی برای تحکیم و تثبیت مقام والای این خانواده، و از این نظر یک هدیه معنوی نیز محسوب می‌شد.

پی‌نوشت‌ها:

۱ . این حدیث در «مستدرک الصحیحین»، جلد ۲، صفحه ۴۹۷ نقل شده و سپس تصریح می‌کند که اسناد این حدیث صحیح است.

۲٫ ذخائر العقبی، صفحه ۳۶ .

۳٫ مستدرک الصحیحین، جلد ۳، صفحه ۱۵۴ .

۴٫ صحیح ترمذی، جلد ۲، صفحه ۳۱۹ .

۵٫ الصواعق المحرقه، صفحه ۱۰۹ .

۶٫ مسند احمد بن حنبل، جلد ۶، صفحه ۴۶۱٫ این حدیث را ابن اثیر در «اسد الغابه» و جمعی دیگر در کتب خود آورده اند.

۷٫ البتّه دلایل علمی و دانش گسترده و فوق العاده آن حضرت در روایات شیعه وضع دیگری دارد که در زندگی نامه آن بزرگوار قبلا بدان اشاره شد

۸٫ آل عمران، آیه ۳۷ .

۹٫ میزان الاعتدال، جلد ۲، صفحه ۱۳۱ .

۱۰٫ تاریخ بغداد، جلد ۲، صفحه ۳۳۱ .

۱۱٫ اسراء، آیه ۲۶ .

۱۲٫ درّ المنثور، ذیل آیه; میزان الاعتدال، جلد ۲، صفحه ۲۸۸; کنزالعمّال، جلد ۲، صفحه ۱۵۸ .

بخش عترت و سیره تبیان

منبع: با تصرف و تلخیص فراوان از، زهرا(علیها السلام) برترین بانوی جهان، آیت الله العظمی مکارم شیرازی

حضرت محسن بن علی بن ابی طالب علیهم السلام

در یکی از نمایشگاه های موجود در شهر مکه مکرمه که زیر نظر وهابیون اداره می شود، بنری وجود دارد که در آن شجره نامه حضرت رسول اکرم (ص) به نمایش گذاشته شد. در حالی که وهابیون و بسیاری از اهل سنت به وجود حضرت محسن (علیه السلام) معترف نیستند، در این بنر اقرار شده که حضرت محسن (علیه السلام) از فرزندان حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) بوده است.

از پرسش های اساسی در ماجرای آتش زدن خانه حضرت علی(علیه السلام) و اهانت به آن بزرگوار این است که: آیا (چنان که ما شیعیان می‏گوییم) به ساحت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) نیز جسارت کردند؟ و بر آن حضرت صدماتی وارد شد که منجر به شهادت او و فرزندش گردید یا خیر؟

برخی از علمای اهل سنت برای حفظ موقعیت خلفا از بازگو کردن این قطعه از تاریخ خودداری نموده‏اند؛ از جمله ابن ابی الحدید در شرح خود می‏گوید: «جساراتی را که مربوط به فاطمه زهرا (سلام الله علیها) نقل شده، در میان مسلمانان تنها شیعه آن را نقل کرده است.۱

البته برخی از دانشمندان و مورخان اهل سنت، در این بخش، از بیان واقعیات تاریخی شانه خالی کرده‏اند؛ چنان که سید مرتضی رحمه ‏الله علیه در این زمینه می‏گوید: «در آغاز کار، محدثان و تاریخ نویسان از نقل جسارت هایی که به ساحت دختر پیامبرگرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) وارد شده امتناع نمی‏کردند. این مطلب در میان آنان مشهور بود که مأمور خلیفه با فشار، درب را بر فاطمه (سلام الله علیها) زد و او فرزندی را که در رحم داشت سقط نمود و قنفذ به امر خلیفه دوم، فاطمه زهرا (سلام الله علیها) را زیر تازیانه گرفت تا او دست از علی بردارد؛ ولی بعدها دیدند که نقل این مطالب با مقام و موقعیت خلفاء سازگاری ندارد؛ لذا از نقل آنها خودداری نمودند.»۲

مسعودی در قسمتی از کتاب خود آورده است:«فَوَجهُوا اِلی مَنْزلِهِ فَهَجَمُوا عَلَیْهِ وَ اَحْرَقُوابابَهُ… وَ ضَغَطُوا سَیدَهَ النساءِ بِالْبابِ حَتی اَسْقَطَتْ مُحْسِنا؛ پس (عمر و همراهان) به خانه علی (علیه السلام) رو کرده و هجوم بردند، خانه آن حضرت را به آتش کشیدند؛ با در به پهلوی سیده زنان عالم زدند؛چنان که محسن را سقط نمود.»۳

اما منابع اهل سنت:

۱- عبدالکریم بن احمد شافعی شهرستانی (۵۴۸ – ۴۷۹ ق.) نقل کرده: «اِنعُمَرَ ضَرَبَ بَطْنَ فاطِمَهَ یَوْمَ الْبَیْعَهِ حَتی اَلْقَتْاَلْجَنینَ مِنْ بَطْنِها ،به راستی عمر در روز بیعت، ضربتی به فاطمه (سلام الله علیها) وارد کرد که بر اثر آن، جنین خویش را سِقط نمود.»۴

ابن ابی الحدید می‏گوید: «من این جریان را برای استادم ابو جعفر نقیب خواندم، او گفت: وقتی که پیامبر (صلی الله علیه و آله) خون کسی که دخترش زینب را ترسانید و او سقط جنین کرد را مباح شمرد، قطعا اگر زنده بود خون کسانی را که دخترش فاطمه (سلام الله علیها) را ترسانیدند که باعث شد فرزندش (محسن) را سقط کند، حتما مباح می‏شمرد»

همین قول را اسفرائینی (متوفای ۴۲۹ ق)، به نظام نسبت داده و گفته است که او قائل بود: «اَن عُمَرَ ضَرَبَ فاطِمَهَ وَ مَنَعَ میراثَالْعِتْرَهِ ،عمر فاطمه (سلام الله علیها) را زد و از ارث اهل بیت (علیهم السلام) جلوگیری کرد.»۵

۲- صفدی یکی دیگر از علمای اهل سنت می‏گوید:«اِن عُمَرَ ضَرَبَ بَطْنَفاطِمَهَ یَوْمَ الْبَیْعَهِ حَتی اَلْقَتْ اَلْمُحْسِنَ مِنْبَطْنِها، به راستی عمر آن چنان فاطمه (سلام الله علیها) را در روز بیعت زد که محسن را سقط نمود.»۶

۳- مقاتل بن عطیه می‏گوید: ابابکر بعد از آن که با تهدید و ترس و شمشیر از مردم بیعت گرفت، عمر و قنفذ و جماعتی را به درب خانه علی و زهرا (سلام الله علیها) فرستاد. عمر هیزم را درِ خانه فاطمه جمع نمود و درب خانه را به آتش کشید، هنگامی که فاطمه زهرا (سلام الله علیها) پشت در آمد، عمر و اصحاب او جمع شدند و عمرآن چنان حضرت فاطمه (سلام الله علیها) را پشت در فشار داد که فرزندش را سقط نمود و میخ دربه سینه حضرت فرو رفت (و بر اثر آن صدمات) حضرت به (بستر) بیماری افتاد تا آن که ازدنیا رفت.»۷

۴- ابن ابی الحدید نقل نموده است: «ابو العاص، شوهر زینب، دختر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در جنگ از طرف مسلمانان به اسارت گرفته شد؛ ولی بعدا ماننداسیران دیگر آزاد شد.

ابو العاص به پیامبر (صلی الله علیه و آله) وعده داد که پس از مراجعت به مکه،وسائل مسافرت دختر پیامبر(صلی الله علیه و آله) را به مدینه فراهم سازد. پیامبر (صلی الله علیه و آله) به زید حارثه و گروهی از انصار، مأموریت داد که در هشت مایلی مکه توقف کنند و هر موقع کجاوه زینب به آن جا رسید، او را به مدینه بیاورند. قریش از خروج دختر پیامبر(صلی الله علیه و آله) از مکه آگاه شدند. گروهی تصمیم گرفتند که او را از نیمه راه باز گردانند. جبار بنالاسود (یا هبار ابن الاسود) با گروهی خود را به کجاوه زینب رساند و نیزه خود رابر کجاوه دختر پیامبر(صلی الله علیه و آله) کوبید. از ترس آن، زینب، کودکی را که در رحم داشت، سقط کرد و به مکه بازگشت. پپامبر (صلی الله علیه و آله) از شنیدن این خبر سخت ناراحت شد و در فتح مکه (با این که همه را بخشید و آزاد نمود) خون قاتل فرزند زینب را مباح شمرد.»

ابن ابی الحدید می‏گوید: «من این جریان را برای استادم ابو جعفر نقیب خواندم، او گفت: وقتی که پیامبر (صلی الله علیه و آله) خون کسی که دخترش زینب را ترسانید و او سقط جنین کرد را مباح شمرد، قطعا اگر زنده بود خون کسانی را که دخترش فاطمه (سلام الله علیها) را ترسانیدند که باعث شد فرزندش (محسن) را سقط کند، حتما مباح می‏شمرد.»

ابن ابی الحدید می‏گوید، به استادم گفتم: «آیا از شما نقل کنم آن چه را مردم می‏گویند که فاطمه بر اثر ترس (و ضرباتی که براو وارد شد) فرزندش را از دست داد؟ پس گفت: نه! از طرف من نقل نکن! و همین طور رد و بطلان آن را نیز از طرف من نقل نکن! چون اخبار در این زمینه متعارض است.»۸

این قصه، به خوبی نشان می‏دهد که اخبار موافق با نظریات شیعه در بین روایات اهل سنت نیز وجود داشته و خود ابن ابی الحدید نیز در قسمتی از کلامش اعتراف می‏کند؛ آن جا که می‏گوید: «عَلی اَنجَماعَهً مِنْ اَهْلِ الحَدیثِ قَدْ رَوَوْا نَحوَهُ، گروهی از اهل حدیث (از اهل سنت نیز) مانند آن چه را شیعیان می‏گویند نقل کرده‏اند.۹

در این هنگام، فاطمه چنان ناله زد، پس فریاد زد: ای پدر بزرگوار! ای رسول خدا! این چنین با عزیز دلت و دخترت رفتار کردند.” سپسفریاد کشید: فضه به فریادم برس که فرزندم را کشتند. سپس به دیوار تکیه داد و من اورا به کنار زده، داخل خانه شدم. فاطمه در آن حال می‏خواست مانع (بردن علی) شود، مناز روی روسری چنان سیلی به صورت او زدم که گوشواره از گوشش به زمین افتاد

ب. منابع شیعه:

نظر دانشمندان شیعه و روایات نقل شده از سوی آنان چنین است: هنگامی که خواستند علی (علیه السلام) را به مسجد ببرند با مقاومت فاطمه (سلام الله علیها) روبرو شدند و فاطمه (سلام الله علیها) برای جلوگیری از بردن همسر گرامی‏اش صدمه‏های روحی و جسمی فراوانی دید که بیان همه آنها از توان زبان و قلم خارج است؛ فقط به گوشه‏ای از آن در یک نقل تاریخی اشاره می‏کنیم؛ وگرنه در این موضوع، نقل های تاریخی فراوان است.

خلاصه ماجرا همان است که در نامه خود عمر به معاویه آمده است. در بخشی از آن چنین می‏نویسد: «… وقتی درب خانه را آتش زدم (آن گاه داخل خانه شدم) ولی فاطمه درب خانه راحجاب خود قرار داد و مانع از دخول من و اصحابم شد. با تازیانه آن چنان بر بازوی اوزدم که مانند دملج (بازوبند) اثر آن بر بازوی او ماند؛ آن گاه صدای ناله او بلند شد؛ چنان که نزدیک بود به حال او رقت کنم و دلم نرم شود؛ ولی به یاد کشته‏های بدر واُحد که به دست علی کشته شده بودند… افتادم، آتش غضبم افروخته‏تر شد و چنان لگدی بر درب زدم که از صدمه آن جنین او (به نام محسن) سقط شد.” فَعِنْدَ ذلک صَرَخَتْ فاطِمَهُ صَرْخهً… فَقالَتْ یا اَبَتاهُ یا رَسُولَ الله‏ِ هکَذا کانَ یُفْعَلَبِ حَبیبَتِکَ وَ اِبْنَتِکَ… ؛ در این هنگام، فاطمه چنان ناله زد، پس فریاد زد: ای پدر بزرگوار! ای رسول خدا! این چنین با عزیز دلت و دخترت رفتار کردند.” سپس فریاد کشید: فضه به فریادم برس که فرزندم را کشتند. سپس به دیوار تکیه داد و من او را به کنار زده، داخل خانه شدم. فاطمه در آن حال می‏خواست مانع (بردن علی) شود، من از روی روسری چنان سیلی به صورت او زدم که گوشواره از گوشش به زمین افتاد…»۱۰

آن چه بیان شد و قلم با صد شرمساری آن را بر صفحه کاغذ آورد، تنها گوشه‏هایی از ستم هایی است که بر آن بانوی دو جهان رفته است.۱۱

گروه دین تبیان

پی نوشت ها :

۱- شرح نهج البلاغه، ج۲، ص۶۰٫

۲- سید مرتضی، تلخیص شافی، ج۳، ص۷۶، تلخیص شیخ طوسی.

۳- اثبات الوصیه، مسعودی، (چاپ بیروت) ص۱۵۳ و در برخی چاپها ص ۲۳ ـ ۲۴٫

۴- الملل و النحل، عبدالکریم شهرستانی، ج۱، ص۵۷٫

۵- اَلفرقُ بین الفرق، عبدالقاهر الاسفرائینی، ص۱۰۷٫

۶- الوافی بالوفیات، صفدی، ج۵، ص۳۴۷ ر.ک: سفینه البحار، شیخ عباس قمی، ج۲،ص۲۹۲٫

۷- الامامه والخلافه، مقاتل بن عطیه، ص۱۶۰ ـ ۱۶۱٫

۸- شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۱۴، ص۱۹۳/ ر.ک: زندگی علی علیه‏السلام ،ص۲۵۲٫

۹- شرح نهج البلاغه، ج۲، ص۲۱٫

۱۰- بحار الانوار، ج۳۰، ص۲۹۳، (چاپ جدید)؛ ج۸، ص۲۳۰، (چاپ قدیم) و ریاحینالشریعه، ج۱، ص۲۶۷٫

۱۱-کتاب “الهجوم علی بیت فاطمه”، حسین غیب غلامی، در این باره روایات مربوطه را خوب بررسی کرده است.

منبع :

شیعه آنلاین

خبر نیوز

سایت حوزه

تحقیقی در سالزاد و سن حضرت زهراسلام الله علیها

آنچه مسلم است بعد از خواهرانش زینب، رقیه و ام کلثوم به دنیا آمد. اما چه سالی به دنیا آمد مطلبی است که تاریخ نگاران بر آن هم‌داستان نیستند و اقوال گوناگونی در این زمینه وجود دارد.

نظریه علمای اهل سنت

۱٫ اکثریت تاریخ نگاران و محدثان اهل سنت نظیر طبری- متوفای ۳۱۰ه-. ابوالفرج اصفهانی- متوفای ۳۵۶ ه-. [مقاتل الطالبین ص ۳۰٫] احمد بن حنبل- متوفای ۲۴۱ ه-. ابوطلحه شافعی- متوفای ۶۵۴-. [مطالب السئول ص ۹٫] و عده‌ای دیگر تولد فاطمه (علیهاالسلام) را پنج سال قبل از بعثت ذکر کرده‌اند و از این رو معتقدند آن حضرت هنگام رحلت حدود ۲۸ و یا ۲۹ سال داشت.

۲٫ مسعودی- متوفای ۳۴۵ ه- تاریخ نگار موثقی که بسیاری او را شیعه دانسته‌اند، [برخی نیز او را شیعه زیدی شمرده‌اند.] می‌نویسد: «اکثر اهل بیت و شیعیان آن‌ها قائلند که فاطمه (علیهاالسلام) هنگام رحلت ۲۹ ساله بود. [التنبیه و الاشراف ص ۲۵۰٫]

نظریه علمای شیعه

۳٫ بسیاری از علمای شیعه، نظیر کلینی- متوفای ۳۲۹- در اصول کافی. [اصول کافی ج ۱ ص ۴۵۸٫] طبری

شیعی- متوفای قرن ۴ ه- در دلائل الامامه. [دلائل الامامه ص ۱۰٫] طبرسی- متوفای ۵۴۸ ه- در اعلام الوری. [اعلام الوری ص ۹۰٫] مجلسی- متوفای ۱۱۱۰ ه- در بحارالانوار. [بحارالانوار ج ۴۳ ص ۷٫] روایاتی را نقل نموده‌اند که فاطمه (علیهاالسلام) در بیستم جمادی‌الثانی سال پنجم بعثت به دنیا آمد. که با این حساب آن بانو هنگام شهادت ۱۸ سال داشته است.

آیا به راستی فاطمه زهرا (علیهاالسلام) در ۲۹ سالگی وفات نمود و تولدش ۵ سال قبل از بعثت واقع شد؟! مگر نه این است که نطفه‌ی فاطمه (علیهاالسلام) از میوه‌ای بهشتی که در شب معراج رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از آن خورد تکوین یافت.

ارتباط سال تعمیر کعبه با تولد حضرت زهرا

۴٫ اربلی در کشف الغمه می‌نویسد: «فاطمه (علیهاالسلام) پنج سال بعد از بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله) به دنیا آمد، و آن سالی بود که قریش خانه کعبه را تعمیر می‌کردند» [کشف الغمه ج ۱ ص ۴۴۹- بحارالانوار ج ۴۳ ص ۷] و از این رو فاطمه (علیهاالسلام) هنگام وفات ۱۸ ساله بود.

در این روایت که اربلی آن را نقل می‌کند، سخن از سال تعمیر کعبه رفته است که بدون تردید بر اساس مستندات و قرائن تاریخی پنج سال قبل از بعثت صورت گرفته است. زیرا هنگامی که پایه‌های کعبه را چیدند و نوبت به نصب حجرالأسود رسید. قبائل عرب در اینکه افتخار نصب حجرالأسود نصیب کدام طایفه شود با هم به نزاع پرداختند به گونه‌ای که نزدیک بود، آتش نبرد خونینی بین آنان شعله‌ور شود. عاقبت به داوری محمد امین راضی شدند. و آن حضرت حجرالأسود را بر روی ردای خود نهاد و گوشه‌های آن را سران قبائل بلند کردند، آنگاه رسول خدا (ص) آن را با دست خود بلند کرد و در جای خود نهاد و با این داوری فتنه‌ها خوابید. [سیره ابن هشام ج ۱ ص ۲۰۹- تاریخ یعقوبی ج ۲ ص ۱۹- طبقات ج ۱ ص ۱۴۶- مروج الذهب ج ۲ ص ۲۷۲- کامل ابن اثیر ج ۲ ص ۴۵٫]

بدون تردید این واقعه مربوط به قبل از بعثت است. زیرا پس از بعثت دیگر پیامبر (ص) در نظر قریش دشمن به حساب می‌آمد، ستیزها و کینه‌ها آشکار شده بود و به طور قطع به آن حضرت اجازه آن داوری معروف و نصب حجرالأسود را نمی‌دادند. بنابراین یا راوی در نقل قبل از بعثت و بعد از بعثت دچار اشتباه شده و یا اساساً روایت ضعیف و غیر قابل پذیرش است.

دو اشکال دیگر

۵٫ از سوی دیگر اگر فاطمه زهرا (علیهاالسلام)، پنج سال بعد از بعثت به دنیا آمده باشد اشکالات دیگری نیز پیش خواهد آمد.

نخست آنکه اگر تولد وی ۵ سال بعد از بعثت باشد، در هنگام ولادت او رسول خدا (ص) ۴۵ ساله و مادرش خدیجه بنا بر مشهور ۶۰ ساله بوده است. هر چند زادن زنی شصت ساله محال نیست اما مشکل است.

در پاسخ به این اشکال باید گفت: اولاً در سن خدیجه موقع ازدواج اختلاف است، برخی سن او را هنگام ازدواج ۲۵ سال، برخی ۲۸ سال، برخی ۳۰ و برخی ۳۵ و عده زیادی ۴۰ سال ذکر کرده‌اند که آنچه بیش از همه شهرت دارد ۴۰ سال است. [ر. ک: تاریخ الخمیس ج ۱ ص ۲۶۴- السیره الحلبیه ج ۱ ص ۱۴۰- البدایه و النهایه ج ۲ ص ۲۹۵- بحارالانوار ج ۱۶ ص ۱۲ و ۱۹٫]

ثانیاً باردار شدن زنان قریش تا سنین بالاتر از معمول امکان پذیر است. زیرا آنان در سن شصت سالگی یائسه می‌شوند.

اشکال دوم آنکه: اگر فاطمه زهرا (علیهاالسلام) پنج سال بعد از بعثت به دنیا آمده باشد، در موقع ازدواج حدود ۹ سال داشته است، که باردار شدن در این سنین مشکل می‌نماید، هر چند دختران در مناطق گرمسیر از رشدی سریع‌تر برخوردارند. و امروزه نیز در بخشهائی از هندوستان در سن ۱۰ ازدواج می‌کنند.

سخن مسعودی

بنابراین آیا می‌توان پذیرفت که فاطمه زهرا (علیهاالسلام) پنج سال بعد از بعثت به دنیا آمده، در سن ۹ سالگی ازدواج نموده و در سن ۱۸ سالگی وفات یافته است؟

پاسخ آنکه، اگر به روایاتی محکم و بدون معارض دست یافته بودیم پذیرفتن آن آسان بود اما همان‌گونه که یادآور شدیم، یکی از این روایات، تولد حضرت فاطمه (ع) را پنج سال بعد از بعثت و سال تعمیر کعبه بیان کرده است. [کشف الغمه ج ۲ ص ۷۵٫] که بدون تردید تعمیر کعبه ۵ سال قبل از بعثت انجام گرفت. از سوی دیگر به استناد نوشته مسعودی- متوفای ۳۴۵ه- به نظر می‌رسد در قرن اول، دوم، سوم و چهارم هجری، نزد شیعیان و فرزندان فاطمه (علیهاالسلام) چنان شهرت داشته که آن حضرت در سن ۲۹ سالگی وفات نموده است. [التنبیه و الاشراف ص ۲۵۰٫] که در این صورت در سن ۱۸ یا ۱۹ سالگی ازدواج وی صورت گرفته است.

آنچه از سخن مسعودی برمی آید این است که در بیش از هزار سال قبل و به فاصله زمانی نزدیکتر به زمان حادثه در میان شیعیان و سادات وفات فاطمه (علیهاالسلام) در سن ۱۸ سالگی چندان مشهور و مورد قبول نبوده است.

گفتگوی عبدالله بن حسن با هشام

۶٫ قرینه دیگری که سخن مسعودی را تایید می‌کند، گفتگوی «عبدالله بن حسن» (ع) در حضور «کلبی» دانشمند نسب شناس معروف با «هشام بن عبدالملک اموی» است.

هشام از عبدالله بن حسن سوال کرد: فاطمه زهرا (ع) چند سال عمر کرد؟

عبدالله بن حسن پاسخ گفت: سی سال.

هشام این سوال را از کلبی پرسید، و او پاسخ داد سی و پنج سال.

هشام رو به عبدالله بن حسن (ع) کرد و گفت: پاسخ کلبی را شنیدی او عالم به انساب است.

عبدالله بن حسن (ع) گفت: احوال مادر مرا از من باید پرسید و احوال مادر کلبی را از او. [بحارالانوار ۳ و ۴ ص ۲۱۳٫]

باید دقت نمود که این گفتگو در حدود سال‌های ۱۰۵ تا ۱۲۵ ه-. ق، صورت گرفته و عبدالله بن حسن(ع) خود نواده حضرت زهرا (علیهاالسلام) است.

سخن او با سخن مسعودی که وفات فاطمه (ع) را در ۲۹ سالگی می‌داند اختلاف چندانی ندارد. زیرا اندک اختلاف معمولاً در سال تولد و یا وفات برای سنین اشخاص بروز می‌کند.

گفته عبدالله بن حسن (ع) و مسعودی تأییدی است بر اعتقاد اهل سنت که وفات فاطمه(علیهاالسلام) را در سن ۲۹ سالگی می‌دانند.

بدون تردید معراج پیامبر (صلی الله علیه و آله) بعد از بعثت واقع شده است. که عده‌ای آن را اوائل بعثت. برخی ۱۵ ماه پس از بعثت. و برخی هیجده ماه پس از بعثت. [و برخی در سال‌های دیگر ذکر کرده‌اند که چه بسا معراج پیامبر (صلی الله علیه و آله) در دفعات متعدد اتفاق افتاده باشد

تکوین نطفه فاطمه از میوه‌های بهشتی

۷٫ آیا به راستی فاطمه زهرا (علیهاالسلام) در ۲۹ سالگی وفات نمود و تولدش ۵ سال قبل از بعثت واقع شد؟! مگر نه این است که نطفه‌ی فاطمه (علیهاالسلام) از میوه‌ای بهشتی که در شب معراج رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از آن خورد تکوین یافت. و این مطلب نه تنها در روایات شیعیان است، بلکه علمای بزرگ اهل سنت نظیر حاکم نیشابوری در مستدرک، [مستدرک حاکم نیشابوری ج ۳ ص ۱۵۶٫] خطیب بغدادی در تاریخ بغداد، [تاریخ بغداد ج ۵ ص ۸۷] محب الدین طبری در ذخائر العقبی، [ذخائر العقبی ص ۴۴٫] ابن مغازلی در مناقب، [مناقب ابن مغازلی ص ۳۵۸] ذهبی در میزان الاعتدال، [میزان الاعتدال ج ۲ ص ۲۹۷٫] خوارزمی در مقتل [مقتل الحسین ص ۶۴٫] و عده دیگری از علمای شیعه و سنی آن را روایت کرده‌اند. [لسان المیزان ج ۵ ص ۱۶۰- علل الشرایع ص ۷۲- تفسیر قمی ج ۱ ص ۳۶۵- کنزالعمال ج ۱۳ ص ۹۴- نزهه المجالس ج ۲ ص ۲۲۳- مجمع الزوائد ج ۶ ص ۲۰۲]

سال معراج

بدون تردید معراج پیامبر (صلی الله علیه و آله) بعد از بعثت واقع شده است. که عده‌ای آن را اوائل بعثت. [البدایه و النهایه ج ۳ ص ۱۰۸٫] برخی ۱۵ ماه پس از بعثت. [سیره مغلطه‌ای ص ۲۷٫] و برخی هیجده ماه پس از بعثت. [شرح الشفا ج ۱ ص ۱۵۱٫] و برخی در سال‌های دیگر ذکر کرده‌اند که چه بسا معراج پیامبر (صلی الله علیه و آله) در دفعات متعدد اتفاق افتاده باشد.

در این صورت فاطمه زهرا (علیهاالسلام) چه زمانی به دنیا آمده است؟ زیرا هیچ‌یک از دو تاریخ مشهور ۵ سال قبل از بعثت و ۵ سال بعد از بعثت را نمی‌توان به طور قاطع به عنوان سال ولادت آن حضرت پذیرفت؟!

سخن یعقوبی، نظریه شیخ مفید و شیخ طوسی

۸٫ گفته سومی نیز وجود دارد:

یعقوبی- متوفای ۲۸۴ ه-. ق- تاریخ نگار موثق و بصیری که گرایش وی به تشیع معروف است می‌نویسد: «فاطمه زهرا (علیهاالسلام) هنگام وفات ۲۳ سال داشت». [تاریخ یعقوبی ج ۲ ص ۱۱۵٫] عده‌ای دیگر از علمای بزرگ شیعه بر همین رأی‌اند و تولد فاطمه (ع) را ۲۰ جمادی‌الثانی سال دوم بعثت ذکر کرده‌اند آن‌ها عبارتند از:

۱- شیخ مفید- متوفای ۴۱۳- در کتاب حدائق الریاض. [حدائق الریاض به نقل از بحارالانوار ج ۴۳ ص ۸٫]

۲- شیخ طوسی- متوفای ۴۶۰- در مصباح المتهجد. [مصباح المتهجد ص ۷۳۲٫]

۳- کفعمی در کتاب مصباح. [مصباح کفعمی ص ۵۱۲٫]

نظریه عده‌ای دیگر از علمای اهل سنت

این گفته با نظر عده‌ای از علمای بزرگ اهل سنت نظیر:

۱- بیهقی- متوفای ۴۵۸ ه- در کتاب دلائل النبوه. [دلائل النبوه بیهقی مترجم ج ۱ ص ۲۱۷]

۲- حاکم نیشابوری- متوفای ۴۰۵ ه- در مستدرک. [مستدرک حاکم ج ۳ ص ۱۶۱]

۳- خوارزمی- متوفای ۵۶۸- در مقتل الحسین. [مقتل خوارزمی ج ۱ ص ۵۱]

۴- محب الدین طبری- متوفای ۶۹۴- در ذخائر العقبی. [ذخائر العقبی ص ۲۶٫] که تولد حضرت زهرا (علیهاالسلام) را در سن ۴۱ سالگی پیامبر (صلی الله علیه و آله) می‌دانند تا حد زیادی مطابقت دارد. [به نظر می‌رسد سخن علمای شیعه و سنی که ولادت فاطمه را ۲۰ جمادی‌الثانی سال دوم بعثت و یا در سن ۴۱ سالگی پیامبر (ص) ذکر کرده‌اند کاملاً با هم مطابقت دارد زیرا پیامبر (ص) در ۱۲ ربیع‌الاول یا ۱۷ ربیع‌الاول عام الفیل به دنیا آمد و در ماه رجب یا رمضان آغاز چهلمین سال زندگی خود به نبوت مبعوث گردید که در هنگام بعثت ۳۹ سال و چهار یا شش ماه از سن شریف حضرتش می‌گذشت، بنابراین در ۲۰ جمادی‌الثانی سال دوم بعثت رسول خدا (ص) در چهل و یکمین سال زندگی‌اش بود.] در این صورت آن بانو هنگام ازدواج حدود ۱۴ سال و هنگام رحلت ۲۳ سال داشته است.

لازم به تذکر است، شیخ طوسی به کتابخانه و اسناد و مدارک مهمی دسترسی داشت. و در غائله‌ای که در سال ۴۴۷ ه-. یعنی ۱۳ سال قبل از وفات شیخ، در بغداد اتفاق افتاد متعصبین کتابخانه وی را که حاوی کتاب‌های بسیار مهم خطی و اسناد ارزشمندی بود به آتش کشیدند. [فقهای نامدار شیعه ص ۷۳]

بنابراین در مسائل فقهی، فقهای بزرگوار گفته شیخ طوسی را حجت می‌دانند و برای آن اعتبار و ارزشی خاص قائلند. زیرا او به روایات و اسناد مهمی دسترسی داشته است. همان‌گونه که در مسائل فقهی گفتار او نزد علما دارای اعتبار فراوان است چه مانعی است که ما نیز سخن او را در تاریخ به همان میزان معتبر بشماریم؟ با توجه به اینکه عده‌ای از علمای بزرگ شیعه و سنی نیز با او موافقند و خدا داناتر است. به هر صورت فاطمه (علیهاالسلام) ۲۸ ساله بود یا ۲۹ ساله. ۱۸ ساله بود یا ۲۳ ساله، او دختر پیامبر (صلی الله علیه و آله) و الگوئی کامل برای جامعه اسلامی است. مهم آنست که ما از زندگی‌اش درس زندگی فراگیریم و با پیروی از راهش و هدفش خود را به کمال رسانیم و شیعه راستین او باشیم.

بخش عترت وسیره تبیان

منبع:

زندگانی فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

محمد قاسم نصیرپور

ام البنین مادرابوالفضل العباس بن علی علیهماالسلام

در سوگت نشسته ایم و چشم انتظارِ مهرورزی توایم که تو را در قیامت شأن و منزلتی است شگفت و بزرگ. دستان نیازمند ما را بی پاسخ نگذار که این نه در شأن توست، ای هماره سخاوتمند، ای بانو. پیوند دو گوهر امیرمؤمنان علی علیه السلام پس از شهادت پاره تن و ریحانه حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم ، برادر خود عقیل را که از دانشمندان نسب شناس بود، فرا خواند و از او خواست تا برایش همسری از تبار دلاوران برگزیند. عقیل، فاطمه کلابیّه را برای حضرت علی علیه السلام برگزید که خاندانش، بنی کلاب، در شجاعت بی مانند بودند. حضرت علی علیه السلام این انتخاب را پسندید و عقیل را به خواستگاری نزد پدر ام البنین فرستاد. پدر خشنود شد و این وصلت مبارک صورت گرفت. ثمره این ازدواج چهار پسر به نامهای عباس ، عبدا… ، عثمان و جعفربود که تمامی آنها در کربلا به شهادت رسیدند و سرور همه آنان حضرت ابوالفضل العباس (علیه السلام) بود . او زنی عالم و فاضل و عارف به عظمت اهل بیت و در دوستی ایشان دارای اخلاص بود . هنگامی که به خانه علی آمد ، امام حسن (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) بیمار بودند . او مثل مادری مهربان ، آنها را پرستاری می کرد و شبها بر کنار بسترشان بیدار می نشست . او مادر چهار فرزند است : عباس – که قمر بنی هاشم خوانده می شد – عبدالله ، جعفر و عثمان . ابن عثمان همنام عثمان بن مظعون که یکی از اصحاب فداکار پیامبر گرامی اسلام است – بود . بخاطر همین چهار پسر بود که مادرشان را ام البنین – یعنی مادر پسران – می نامیدند . اجداد ام البنین که بودند ؟ پدران ام البنین در دوران قبل از اسلام جزو دلیران عرب محسوب می شدند و مورخان آنان را به دلیری در هنگام نبرد ستوده اند. چنانکه ابوالفرج اصفهانی در کتاب خود دلیری و شجاعت اجداد ام البنین را متذکر شده است . افزون بر این، آنان علاوه بر شجاعت و قهرمانی، پیشوای قوم خود نیز بودند، چنانکه سلاطین زمان در برابر ایشان سر تسلیم فرود می آوردند . بی جهت نیست که عقیل بن ابی طالب به امیرالمؤمنین(علیه السلام) می گفت: در میان عرب از پدران ام البنین شجاع تر و قهرمان تر یافت نمی شود . او به عزاداری خود گاه جنبه های دیگری می داد تا هم حماسه کربلا و شجاعت پسران خود، و هم مظلومیت و حقانیت امام حسین علیه السلام را به مردم زمان خود و آیندگان معرفی کند. او تاریخ کربلا را بازگو می نمود و در قالب عزاداری و مرثیه سرایی به حکومت وقت اعتراض می کرد و مردم را اطراف خود جمع می کرد و نسبت به عمّال بنی امیه متنفّر و منزجر می نمود پرستار سرور جوانان بهشت روزی که عروس تازه ابوطالب، پای در خانه امامت نهاد، حسنین علیهماالسلام هر دو بیمار بودند. ام البنین به محض آن که وارد خانه علی علیه السلام شد، خود را بر بالین آن دو بزرگوار رساند و هم چون مادری مهربان به پرستاری و دل جویی از آنان پرداخت. او تا آخر عمر دو ریحانه و دلبند رسول خدا را بر فرزندان خویش مقدم می شمرد. تغییر نام ام البنین علیهاالسلام در همان روزهای نخست که پا به خانه امامت نهاد، فهمید که وقتی مولا علی علیه السلام او را به اسم صدا می زند، فرزندان فاطمه علیهاالسلام یاد و خاطره مادر عزیزشان برایشان زنده می شود و اندوه تمام وجودشان را فرا می گیرد. از همین رو از حضرت علی علیه السلام می خواهد که به جای «فاطمه» که نام اصلی او بود، او را به نام دیگری صدا کند، تا فرزندان رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم از یاد کردِ نام وی بر زبان مولا علی علیه السلام ، به یاد مادر خویش حضرت فاطمه نیفتند و خاطرات تلخ گذشته در ذهنشان تداعی نکند و رنج یتیمی و بی مادری را کم تر احساس کنند. علی علیه السلام ، اسم او را «ام البنین» یعنی مادر پسران نهاد و از آن پس آن بانو به این نام مشهور شد. درود خدا بر ام البنین باد که اسوه وفاداری بود. بلندای ایمان علامه ماممقانی می گوید: شدت علاقه ام البنین به امام حسین علیه السلام نشان از بلندی مرتبت او در ایمان، و معرفت او به مقام امامت دارد. او شهادت چهار جوان رشید خود را در راه دفاع از امام زمان خویش سهل می شمارد. علاقه وی نسبت به سیدالشهدا امام حسین علیه السلام به پاس مقام امامت است و او این معرفت را در مکتب ولایت آموخته بود. این سخن ام البنین علیهاالسلام که فرمود: «اگر حسین زنده باشد کشته شدن چهار فرزندم اهمیت ندارد»، درجه بلند دیانت و ایمان او را آشکار می سازد. زنی که عاشورا در اشعارش زنده کرد از ویژگی های مهم ام البنین علیهاالسلام توجه به زمان و مسائل مربوط به آن بود. وی که شاعری توانا بود پس از واقعه عاشورا با استفاده از اشعار حماسی خویش به بزرگداشت یاد و خاطره شهیدان کربلا پرداخت. او به عزاداری خود گاه جنبه های دیگری می داد تا هم حماسه کربلا و شجاعت پسران خود، و هم مظلومیت و حقانیت امام حسین علیه السلام را به مردم زمان خود و آیندگان معرفی کند. او تاریخ کربلا را بازگو می نمود و در قالب عزاداری و مرثیه سرایی به حکومت وقت اعتراض می کرد و مردم را اطراف خود جمع می کرد و نسبت به عمّال بنی امیه متنفّر و منزجر می نمود. خبر شهادت ام البنین در واقعه کربلا حضور نداشت، هنگامی که او به فرمان امام زین العابدین علیه السلام وارد مدینه شد تا مردم را از بازگشت اسرای آل علی باخبر سازد، ام البنین علیهاالسلام راه را بر او گرفت و فرمود: ای بشیر، از امام حسین چه خبر داری؟ بشیر گفت: خدای تعالی ترا صبر دهد که فرزندانت عبدالله و جعفر و عثمان شهید شدند. ام البنین گفت: از حسین چه داری؟ بشیر گفت: خدای صبرت دهد که عباس هم شهید شد. ام البنین گفت: فرزندان من و آنچه زیر آسمان است فدای نام حسین باد! مرا از حسین خبر ده. وقتی که بشیر خبر شهادت امام حسین علیه السلام را به ام البنین داد، آن بانو ناله ای کشید و گفت: ای بشیر، بند دلم را پاره کردی و آن گاه صدا به ناله و شیون بلند کرد. این جا نهاده سر به خاک غربت و غم مظلومه ای کز مرگ گل هایش غمین است عروج ملکوتی زندگی سراسر تلاش و مبارزه و فداکاری ام البنین علیهاالسلام رو به پایان بود. همسر مولا علی علیه السلام رسالت خویش را به خوبی به انجام رسانید. دلیرانی تربیت کرد که همگی در راه وفاداری به ولایت و امامت در صحرای کربلا عاشقانه شربت شیرین شهادت نوشیدند و به هرچه وفا و وفاداری است آبرو بخشیدند. وی طلایه دار پیام آوران کربلا پس از زینب کبری علیهاالسلام بود و تا آخر عمر همسری لایق و وفادار برای مولا علی علیه السلام باقی ماند. ستاره درخشان مدینه، بنا بر قول مشهور، در ۱۳ جمادی الثانی سال ۶۴ ق شمع وجودش خاموش شد و در قبرستان بقیع در کنار فرزند رسول خدا، امام حسن مجتبی علیه السلام و فاطمه بنت اسد و دیگر چهره های تابان به خاک سپرده شد. در رثای ام البنین علیهاالسلام این جا مزار فاطمه علیهاالسلام ،ام البنین است یا مادری غم دیده مدفون زمین است این جا نهاده سر به خاک غربت و غم مظلومه ای کز مرگ گل هایش غمین است در دامنش پرورده سرداری چو عباس آری چنین زن، مادری شیرآفرین است شد جان او آزرده از رنج زمانه بر سینه اش چون لاله داغی آتشین است محسن صافی فرآوری : زهرا اجلال گروه دین تبیان

منابع :

کتاب بانوان عالمه و آثار آنها، ص ۱

مجموعه آثار مطهری، مرتضی ،ج۱

سایت هیئت محبان الائمه مشهد

سایت حوزه

مناجات امام سجاد(علیه السلام)

و بر آن که با من دشمنی می‌ورزد، پیروزی ده،
و در برابر آن کس که مرا می‌فریبد، چاره سازی عنایت کن،
و در برابر آن کس که مرا زبونِ خود می‌خواهد، نیرومند گردان.

توانم ده که دروغ آن کس را که بر من عیب می‌گیرد، آشکار کنم،
و از دستِ آن کس که در پی آزار من است، رهایی یابم،
و توفیقم ده تا از کسی فرمانبری کنم که مرا به راه راست می‌برد،
و در پیِ کسی روم که مرا به جادّهٔ خیر و صلاح می‌کشد.

صحیفه سجادیه

شعری از فردوسی

گرت زین بد آید گناه منست               چنین است و این دین و راه منست
هر آنکس که در جانش بغض علیست   ازو زارتر در جهان زار کیست