بایگانی: تیر ۱۳۹۰

بعضی ازاعمال شب وروز۲۷رجب المرجب (مبعث)

شب و روز عید مبعث، سالروز رسالت پیامبر اسلام(ص) علاوه بر اینکه ایام شادی‌بخشی برای مسلمانان است، از خیرات و برکات بسیاری نیز برخوردار است که باید با فرصت‌شناسی دقیق از برکات دنیوی و اخروی آن بهره‌مند شویم.

شب مبعث از شبهای متبرکه است و برای آن اعمالی ذکر شده:

– مستحب است در نیمه های این شب از خواب برخیزید و به عبادت بپردازید و کیفیت آن به این صورت است: به جای آوردن دوازده رکعت نماز، در هر رکعت حمد و سوره‏ای از سوره‏های کوچک مفصل ( مفصل از سوره محمد است تا آخر قرآن). در هر دو رکعت سلام دهید. پس از پایان نمازها، سوره حمد را هفت مرتبه و معوذتین(سوره معوذتین سوره هایی هستند که با “اعوذ” شروع می شوند: فلق و ناس) را هفت مرتبه و قل هو الله أحد و قل یأایها الکافرون هر کدام را هفت مرتبه و إنا أنزلناه و آیه الکرسی هر کدام را هفت مرتبه بخوانید. سپس این دعا را قرائت نمایید :

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَمْ یَتَّخِذْ وَلَدا وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ شَرِیکٌ فِی الْمُلْکِ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ وَلِیٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ کَبِّرْهُ تَکْبِیرا اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِمَعَاقِدِ عِزِّکَ عَلَی أَرْکَانِ عَرْشِکَ وَ مُنْتَهَی الرَّحْمَهِ مِنْ کِتَابِکَ وَ بِاسْمِکَ الْأَعْظَمِ الْأَعْظَمِ الْأَعْظَمِ وَ ذِکْرِکَ الْأَعْلَی الْأَعْلَی الْأَعْلَی وَ بِکَلِمَاتِکَ التَّامَّاتِ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ أَنْ تَفْعَلَ بِی مَا أَنْتَ أَهْلُهُ . آنگاه هر دعایی که خواستید بخوانید. انشاءا… مستجاب می شود.

– زیارت حضرت امیر المؤمنین (ع) که افضل اعمال این شب است.

– شیخ کفعمی در بلد الامین فرموده که در شب مبعث این دعا را بخوانند: اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِالتَّجَلِّی [بِالنَّجْلِ‏] الْأَعْظَمِ فِی هَذِهِ اللَّیْلَهِ مِنَ الشَّهْرِ الْمُعَظَّمِ وَ الْمُرْسَلِ الْمُکَرَّمِ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ أَنْ تَغْفِرَ لَنَا مَا أَنْتَ بِهِ مِنَّا أَعْلَمُ یَا مَنْ یَعْلَمُ وَ لا نَعْلَمُ اللَّهُمَّ بَارِکْ لَنَا فِی لَیْلَتِنَا هَذِهِ الَّتِی بِشَرَفِ الرِّسَالَهِ فَضَّلْتَهَا وَ بِکَرَامَتِکَ أَجْلَلْتَهَا وَ بِالْمَحَلِّ الشَّرِیفِ أَحْلَلْتَهَا اللَّهُمَّ فَإِنَّا نَسْأَلُکَ بِالْمَبْعَثِ الشَّرِیفِ وَ السَّیِّدِ اللَّطِیفِ وَ الْعُنْصُرِ الْعَفِیفِ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ أَنْ تَجْعَلَ أَعْمَالَنَا فِی هَذِهِ اللَّیْلَهِ وَ فِی سَائِرِ اللَّیَالِی مَقْبُولَهً وَ ذُنُوبَنَا مَغْفُورَهً وَ حَسَنَاتِنَا مَشْکُورَهً وَ سَیِّئَاتِنَا مَسْتُورَهً وَ قُلُوبَنَا بِحُسْنِ الْقَوْلِ مَسْرُورَهً وَ أَرْزَاقَنَا مِنْ لَدُنْکَ بِالْیُسْرِ مَدْرُورَهً اللَّهُمَّ إِنَّکَ تَرَی وَ لا تُرَی وَ أَنْتَ بِالْمَنْظَرِ الْأَعْلَی وَ إِنَّ إِلَیْکَ الرُّجْعَی وَ الْمُنْتَهَی وَ إِنَّ لَکَ الْمَمَاتَ وَ الْمَحْیَا وَ إِنَّ لَکَ الْآخِرَهَ وَ الْأُولَی اللَّهُمَّ إِنَّا نَعُوذُ بِکَ أَنْ نَذِلَّ وَ نَخْزَی وَ أَنْ نَأْتِیَ مَا عَنْهُ تَنْهَی اللَّهُمَّ إِنَّا نَسْأَلُکَ الْجَنَّهَ بِرَحْمَتِکَ وَ نَسْتَعِیذُ بِکَ مِنَ النَّارِ فَأَعِذْنَا مِنْهَا بِقُدْرَتِکَ وَ نَسْأَلُکَ مِنَ الْحُورِ الْعِینِ فَارْزُقْنَا بِعِزَّتِکَ وَ اجْعَلْ أَوْسَعَ أَرْزَاقِنَا عِنْدَ کِبَرِ سِنِّنَا وَ أَحْسَنَ أَعْمَالِنَا عِنْدَ اقْتِرَابِ آجَالِنَا وَ أَطِلْ فِی طَاعَتِکَ وَ مَا یُقَرِّبُ إِلَیْکَ وَ یُحْظِی عِنْدَکَ وَ یُزْلِفُ لَدَیْکَ أَعْمَارَنَا وَ أَحْسِنْ فِی جَمِیعِ أَحْوَالِنَا وَ أُمُورِنَا مَعْرِفَتَنَا وَ لا تَکِلْنَا إِلَی أَحَدٍ مِنْ خَلْقِکَ فَیَمُنَّ عَلَیْنَا وَ تَفَضَّلْ عَلَیْنَا بِجَمِیعِ حَوَائِجِنَا لِلدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ وَ ابْدَأْ بِآبَائِنَا وَ أَبْنَائِنَا وَ جَمِیعِ إِخْوَانِنَا الْمُؤْمِنِینَ فِی جَمِیعِ مَا سَأَلْنَاکَ لِأَنْفُسِنَا یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ اللَّهُمَّ إِنَّا نَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الْعَظِیمِ وَ مُلْکِکَ الْقَدِیمِ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَغْفِرَ لَنَا الذَّنْبَ الْعَظِیمَ إِنَّهُ لا یَغْفِرُ الْعَظِیمَ إِلا الْعَظِیمُ اللَّهُمَّ وَ هَذَا رَجَبٌ الْمُکَرَّمُ الَّذِی أَکْرَمْتَنَا بِهِ أَوَّلُ أَشْهُرِ الْحُرُمِ أَکْرَمْتَنَا بِهِ مِنْ بَیْنِ الْأُمَمِ فَلَکَ الْحَمْدُ یَا ذَا الْجُودِ وَ الْکَرَمِ فَأَسْأَلُکَ بِهِ وَ بِاسْمِکَ الْأَعْظَمِ الْأَعْظَمِ الْأَعْظَمِ الْأَجَلِّ الْأَکْرَمِ الَّذِی خَلَقْتَهُ فَاسْتَقَرَّ فِی ظِلِّکَ فَلا یَخْرُجُ مِنْکَ إِلَی غَیْرِکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَیْتِهِ الطَّاهِرِینَ وَ أَنْ تَجْعَلَنَا مِنَ الْعَامِلِینَ فِیهِ بِطَاعَتِکَ وَ الْآمِلِینَ فِیهِ لِشَفَاعَتِکَ اللَّهُمَّ اهْدِنَا إِلَی سَوَاءِ السَّبِیلِ وَ اجْعَلْ مَقِیلَنَا عِنْدَکَ خَیْرَ مَقِیلٍ فِی ظِلٍّ ظَلِیلٍ وَ مُلْکٍ جَزِیلٍ فَإِنَّکَ حَسْبُنَا وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ اللَّهُمَّ اقْلِبْنَا مُفْلِحِینَ مُنْجِحِینَ غَیْرَ مَغْضُوبٍ عَلَیْنَا وَ لا ضَالِّینَ بِرَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِعَزَائِمِ مَغْفِرَتِکَ وَ بِوَاجِبِ رَحْمَتِکَ السَّلامَهَ مِنْ کُلِّ إِثْمٍ وَ الْغَنِیمَهَ مِنْ کُلِّ بِرٍّ وَ الْفَوْزَ بِالْجَنَّهِ وَ النَّجَاهَ مِنَ النَّارِ اللَّهُمَّ دَعَاکَ الدَّاعُونَ وَ دَعَوْتُکَ وَ سَأَلَکَ السَّائِلُونَ وَ سَأَلْتُکَ وَ طَلَبَ إِلَیْکَ الطَّالِبُونَ وَ طَلَبْتُ إِلَیْکَ اللَّهُمَّ أَنْتَ الثِّقَهُ وَ الرَّجَاءُ وَ إِلَیْکَ مُنْتَهَی الرَّغْبَهِ فِی الدُّعَاءِ اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اجْعَلِ الْیَقِینَ فِی قَلْبِی وَ النُّورَ فِی بَصَرِی وَ النَّصِیحَهَ فِی صَدْرِی وَ ذِکْرَکَ بِاللَّیْلِ وَ النَّهَارِ عَلَی لِسَانِی وَ رِزْقا وَاسِعا غَیْرَ مَمْنُونٍ وَ لا مَحْظُورٍ فَارْزُقْنِی وَ بَارِکْ لِی فِیمَا رَزَقْتَنِی وَ اجْعَلْ غِنَایَ فِی نَفْسِی وَ رَغْبَتِی فِیمَا عِنْدَکَ بِرَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ پس به سجده برو و بگو الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی هَدَانَا لِمَعْرِفَتِهِ وَ خَصَّنَا بِوِلایَتِهِ وَ وَفَّقَنَا لِطَاعَتِهِ شُکْرا شُکْرا صد مرتبه پس سر از سجده بردار و بگو اللَّهُمَّ إِنِّی قَصَدْتُکَ بِحَاجَتِی وَ اعْتَمَدْتُ عَلَیْکَ بِمَسْأَلَتِی وَ تَوَجَّهْتُ إِلَیْکَ بِأَئِمَّتِی وَ سَادَتِی اللَّهُمَّ انْفَعْنَا بِحُبِّهِمْ وَ أَوْرِدْنَا مَوْرِدَهُمْ وَ ارْزُقْنَا مُرَافَقَتَهُمْ وَ أَدْخِلْنَا الْجَنَّهَ فِی زُمْرَتِهِمْ بِرَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ .

– انجام غسل در این شب مستحب است.

– زیارت حضرت امیرالمؤمنین (ع) که افضل اعمال این شب است.

اعمال روز عید مبعث

این عید از جمله اعیاد عظیمه است و روزی است که حضرت رسول (ص) در آن روز به رسالت برگزیده شد . برای این روز چند عمل ذکر شده است :

– غسل

– روزه، این روز یکی از چهار روزی است که در تمام سال امتیاز دارد برای روزه گرفتن و برابر است با روزه هفتاد سال.

– بسیار صلوات فرستادن.

– زیارت حضرت رسول و امیرالمؤمنین .

مبعث پیامبراکرم محمدبن عبدالله صلی الله علیه وآله

همانطور که از روایات اسلامی و مطالعات تاریخی برمی‌آید، مسأله بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در ادیان الهی با برخی از خصوصیات و نشانه‌ها، قبل از ظهور آن حضرت، مطرح بوده و بسیاری از اهل کتاب و پاره‌ای از اعراب مشرک نیز با آن آشنایی قبلی داشته‌اند. نوید و بشارت ظهور پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم)، به تصریح قرآن در تورات و انجیل ذکر گردیده و حضرت عیسی (علیه السلام) نیز پس از تصدیق توراتی که به حضرت موسی (علیه السلام) نازل شده بود، به برانگیخته شدن رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بشارت داده است. همچنین در این کتب، حتی به خصوصیات رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و یارانشان نیز اشاره شده است.

بنابراین (و همانگونه که قرآن نیز ذکر می‌نماید) دانشمندان اهل کتاب، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را همچون نزدیکترین کسان خود می‌شناخته اند. با مراجعه به تاریخ می‌توان افراد زیادی را یافت که در انتظار ظهور و بعثت پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم) بوده‌اند و افرادی از میان آنها، حتی به امید دیدار پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به محل سکونت، مکان هجرت و یا حتی گذرگاه عبور و مرور آینده پیامبر هجرت کرده بودند که به عنوان نمونه، می‌توان به “بحیرای راهب” اشاره نمود.

بنابر این بعثت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم)، حادثه‌ای بس بزرگ در سرنوشت هدایت بشری بوده و عظمت این امر سبب می‌شد که خداوند متعال به عنوان مقدمه این امر بزرگ، تربیت و پرورش آن حضرت را به عهده داشته و ایشان را برای آینده دشواری که در پیش رو داشتند، آماده سازد. به دنبال همین تربیت الهی بود که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در سالهای قبل از بعثت نیز حالات فوق العاده معنوی و مشاهدات روحانی داشته و نتیجتاً ایشان تمام این دوران را با پاکی و طهارت و معنویت سپری کرده‌اند. حضرت علی (علیه السلام) می‌فرمایند: “خداوند بزرگترین فرشته خود را از خردسالی پیامبر، همدم و همراه ایشان ساخت. این فرشته در تمام لحظات شبانه روز با آن حضرت همراه بود و او را به راههای بزرگواری و اخلاق پسندیده و شایسته رهبری می‌کرد.”

پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به خاطر همین حالات معنوی و طهارت روحی، ناگزیر از وضع نابسامان مردم و از جهل و فسادی که بر جامعه آن روز و بویژه در شهر مکه حاکم بود، رنج می‌بردند. همچنین به منظور تفکر و عبادت در مکانی خلوت، مدتی محدود در سال را از آنها کناره می‌گرفتند و به کوه حرا (که در شمال شرقی مکه واقع است) می‌رفتند. این کناره‌گیری برای حُنَفا و برخی یکتاپرستان قبل از پیامبر نیز وجود داشته است. گویند عبدالمطلب، جد بزرگوار پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پایه‌گذار این رسم بوده است. او به هنگام ماه رمضان برای خلوت و عبادت به کوه می‌رفت و مستمندانی را که از آنجا می‌گذشتند، اطعام می‌نمود.

در واقع می‌توان گفت که این خلوت‌گزینی، زمینه‌ای برای تقویت هرچه بیشتر حیات روحانی رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و مقدمه‌ای برای بعثت و نزول وحی به آن حضرت به شمار می‌رفته است.

در دوران این خلوت‌گزینی‌ها نیز همچون سایر مراحل گوناگون زندگی رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، حضرت علی (علیه السلام) (که پرورش یافته در خانه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و در دامان ایشان است)، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را همراهی می‌نمود و گاهی اوقات برای ایشان آذوقه و آب و غذا می‌برد.

پس از سپری شدن ایام عبادت، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به مکه برگشته و پیش از اینکه به خانه خویش بازگردند، خانه خدا را طواف می‌نمودند.

این حالات همچنان ادامه یافت تا اینکه سن آن حضرت به چهل سالگی رسید و خداوند که دل ایشان را برترین و مطیع‌ترین و خاضع و خاشع‌ترین دلها در برابر خویش یافت، ایشان را مبعوث کرد و به پیامبری گرامی داشت، تا به وسیله قرآنی که آن را روشن و استوار گردانیده، بندگانش را از پرستش بر بتان خارج ساخته و به پرستش خویش هدایت کند.

نزول اولین وحی

به عقیده اکثر علمای شیعه، بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در روز ۲۷ ماه رجب، پنج سال پس از تجدید بنای کعبه، اتفاق افتاد و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در این هنگام، چهل سال داشتند.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، طبق رسم خویش چند روزی بود که برای عبادت و تفکر به غار حرا آمده بودند. در روز بیست و هفتم ماه رجب بود که جبرئیل (یکی از چهار فرشته مقرب الهی و مأمور ابلاغ وحی از جانب پروردگار به پیامبران) به سوی ایشان نازل شد. او بازوی پیامبر را گرفت و تکان داد و گفت: ای محمد بخوان. پیامبر فرمود: چه بخوانم؟ جبرئیل آیات آغازین سوره علق را از جانب خداوند نازل نمود:

“بسم الله الرحمن الرحیم. اقرأ باسم ربک الذی خلق. خلق الانسان من علق. اقرأ و ربک الاکرم. الذی علم بالقلم. علم الانسان مالم یعلم. به نام خداوند بخشنده مهربان. بخوان به نام پروردگارت که بیافرید. آدمی را از علق بیافرید. بخوان و پروردگار تو ارجمندترین است. خدایی که به‌وسیله قلم آموزش داد و به آدمی آنچه را که نمی‌دانست، آموخت.”

همراه اولین نزول وحی و در لحظه بعثت، حوادثی بزرگ اتفاق افتاد که از آن جمله می‌توان به شنیده شدن صدای ناله‌ای اشاره نمود. حضرت علی (علیه السلام) در این باره می‌گوید: “صدای ناله شیطان را در هنگام نزول اولین وحی به آن حضرت شنیدم. عرضه داشتم: “یا رسول الله این ناله چیست؟” فرمود: “این شیطان است که از اطاعت شدن مأیوس و ناامید شده و چنین به ناله در آمده است.” سپس رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) اضافه فرمود: “تو می‌شنوی آنچه را من می‌شنوم و می‌بینی آنچه را که من می‌بینم الا اینکه تو مقام نبوت نداری و فقط وزیر و کمک کار من هستی و از راه خیر جدا نمی‌شوی.”

همانطور که قبلاً نیز بیان شد، حضرت علی (علیه السلام) در مواقع مختلف از جمله در دوران خلوت‌گزینی‌های پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) همراه حضرت بوده‌اند و این سخن امام علی (علیه السلام) در نهج البلاغه نیز به طور خاصی بیان می‌دارد که ایشان در لحظه نزول اولین وحی، در کنار پیامبر حضور داشته‌اند. البته مطالعات تاریخی بیان می‌نماید که تنها شخصی که در آن لحظات، پیامبر را همراهی نموده، امام علی (علیه السلام) بود و احدی جز ایشان، ادعای همراهی رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در آن لحظات را ننموده است. جبرئیل پس از انجام وظیفه خود و ابلاغ آیات الهی، بار دیگر به آسمان بازگشت.

پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پس از نزول اولین وحی

همانطور که در قسمتهای پیشین اشاره شد، قبل از بعثت، به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) الهاماتی می‌شد و ایشان حالات فوق العاده‌ای داشتند. اما کیفیت نزول اولین وحی بر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و موضوع آن، به‌طور کلی با الهامات قبل از بعثت ایشان متفاوت بود. و این امر سبب شد تا حالات روحی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و در نتیجه حالات جسمانی ایشان تغییر نماید. برای این تغییر حالت دو دلیل را می‌توان برشمرد:

اولاً ایشان در هنگام نزول اولین آیات قرآن، عظمت و جلال خداوند را هرچه بیشتر احساس کردند.

ثانیاً در هنگام بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بار بزرگ رسالت به عهده ایشان نهاده شد و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در شرایطی موظف به ابلاغ رسالت الهی خویش به مردم گشتند که جزیره العرب را اوضاع نابسامان اجتماعی فراگرفته بود و در چنین شرایطی واضح بود که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) پس از ابلاغ دعوت خویش نه تنها مورد تکذیب و تهمتهای ناروا و آزار و اذیت مشرکین قرار می‌گرفتند، بلکه آنان در مسیر رسیدن پیام پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به سایر مردم موانع بسیاری را ایجاد خواهند نمود. مجموعه این عوامل باعث دگرگونی حالت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) شد. اما خداوند نیز در این شرایط پیامبرش را تقویت نمود و ایشان را برای به انجام رساندن مسئولیت عظیم رسالتش، بیش از پیش آماده ساخت.

بازگشت از کوه حرا

پس از این پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از کوه پایین آمدند و به سمت مکه و خانه خویش عازم شدند. هنگامیکه به خانه رسیدند ماجرای بعثت خویش را برای همسر گرامیشان حضرت خدیجه (سلام الله علیها) بازگو نمودند. خدیجه (سلام الله علیها) نیز که در سالهای همسری با پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آثار بزرگی و پیامبری در ایشان را دیده بود، گفت:

“به خدا دیرزمانی است که من در انتظار چنین روزی، بسر برده‌ام، و امیدوار بودم که روزی تو رهبر خلق و پیغمبر این مردم شوی.”

نزول سوره مدثر

در همین روزهای آغازین بعثت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بود که در هنگام استراحت ایشان، جبرئیل برای بار دیگر بر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شد و آیات نخستین سوره مدثر را بر ایشان خواند که:

“بسم الله الرحمن الرحیم، یا ایها المدثر، قم فأنذر، و ربک فکبر و ثیابک فطهر و الرجز فاهجر و لاتمنن تستکثر و لربک فاصبر

به نام خداوند بخشنده مهربان،ای کسی که جامه به خود پیچیده ای، برخیز و قوم خود را از عذاب خدا بیم ده و خدا را به بزرگی یاد کن و لباست را پاکیزه دار و از ناپاکی دوری گزین و بر هرکس احسان کنی ابداً منت نگذار و برای خدا صبر پیش گیر”

می‌توان گفت مفاد این سوره این است که از این پس، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) باید پیوسته به فکر بیم دادن مردم از نافرمانی خداوند بوده و لحظه‌ای از آن غافل نباشد و بدین گونه بود که اولین آیه‌های کتاب آسمانی دین اسلام به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شد و ایشان از جانب خداوند به مقام رسالت برگزیده شدند.

نخستین مسلمانان

همانطور که قبلاً به آن اشاره شد، حضرت علی (علیه السلام) به دلیل نزدیکی با پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در غار حرا، همراه ایشان بوده‌اند که لحظه نزول اولین وحی هم یکی از آن مواقع بوده است. پس بسیار طبیعی به نظر می‌رسد که حضرت علی (علیه السلام) که از نزدیک این وقایع عظیم و مبعوث شدن پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در غار حرا، از جانب خداوند متعال را نظاره‌گر بوده‌اند، در آنجا به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ایمان آورده و به عنوان اولین مسلمانان، چه در میان زنان و چه در میان مردان یاد شوند.

خود ایشان نیز در چندین خطبه (در نهج البلاغه) که در حضور عموم مسلمانان و بیشتر اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ایراد می‌شد، می‌فرمایند: “من بر فطرت یکتاپرستی متولد شدم و از دیگران به ایمان و هجرت سبقت گرفتم.”

همچنین می‌فرمایند: “هیچکس قبل از من به دعوت حق روی نیاورده است.”

در مورد اولین زن مسلمان نیز باید گفت که به اتفاق عموم مورخان اسلام، حضرت خدیجه (سلام الله علیها) اولین زن مسلمان بوده‌اند، چون پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پس از مبعوث شدن با اولین کسی که برخورد داشته‌اند، حضرت خدیجه (سلام الله علیها) بوده، ضمناً، همانطور که در قسمتهای قبل نیز بدان اشاره شد، ایشان در گفتار خویش تلویحاً پیامبری پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را تصدیق نموده اند.

نوشته مسیح الله آصفی برگرفته ازوبلاگ بعثه حج

نمازشب بیست وچهارم رجب المرجب

نمازشب بیست وچهارم رجب المرجب

نماز شب بیست و چهارم ماه رجب

نماز شب بیست و چهارم ماه رجب ۴ رکعت است. یعنی دو نماز دو رکعتی. در هر رکعت بعد از قرائت سوره حمد، آیه « آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنزِلَ إِلَیْهِ مِن رَّبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ کُلٌّ آمَنَ بِاللّهِ وَ مَلآئِکَتِهِ وَ کُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ لاَ نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِّن رُّسُلِهِ وَ قَالُواْ سَمِعْنَا وَ أَطَعْنَا غُفْرَانَکَ رَبَّنَا وَ إِلَیْکَ الْمَصِیرُ»(بقره/۲۸۵) خوانده شود و یک بار هم سوره توحید تلاوت شود.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:

هر کس این نماز را بخواند خدای متعال به او هزار حسنه می‌دهد و هزار گناه او را می‌بخشد. و به او هزار درجه و مقام اعطا می‌گردد.

کسی که این نماز را بخواند هزار فرشته برای او نازل می‌شوند و دستهای خود را بلند کرده و برای وی صلوات می‌فرستند.

خداوند برای کسی که این نماز را بخواند سلامتی دنیا و آخرت را روزی‌اش می‌نماید و مثل این است که شب قدر را درک کرده باشد.

التماس دعا

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان

مقام امام صادق علیه السلام درکربلا

بسم الله الرحمن الرحیم مقام امام صادق علیه السلام درکربلا مقام امام جعفرابن محمدالصادق علیه السلام ازمراکزدینی است که درکربلا واقع شده است این مقام که دروسط مزارع وباغات است مزاری است که درقدیم الایام جای قدم دوستداران مذهب اهل بیت علیهم السلام بوده است این جایگاه بابرکت مرکزی بوده است که درآن طالبان علم نشو ونما کرده اندومحل نشرفرهنگ اسلامی بوده است واین جایگاه موردبازدید کاروانهای زیادی است که ازکشورهای مختلف اسلامی اعم ازعراق وایران وکشورهای خلیج فارس وسوریه ولبنان که به قصد زیارت حضرت ابی عبدالله الحسین علیه السلام مشرف می شوندپس ازآن به این مقام که منتسب به شاخه طوبی ورئیس مذهب شیعه اثنی عشری است که شیعه بنام اوجعفریه نامیده شده اندآمده وزیارت آن حضرت راازراهی دورقرائت مینمایند محقق محترم تاریخ آقای سعید زمزم چنین عنوان می کند : “اهالی کربلا به اطراف این مقام حلقه زده وساختمانهای خودرا دراطراف این مقام بناکرده وبه قصدقربتا الی الله وباذکرتوسل به خاندان وحی چراکه بهترین وسیله برای خودشان درآخرت میدانند. این مکان سابقا به جعفریات معروف بوده که ازموقوفات خیریه مرحوم شیخ امین الدین بوده است که درکناراراضی و باغات خودوی درحائرحسینی قرارداشته است . وتاریخ بنای این مقام به سال ۹۰۴هجری قمری بازمیگردد. واین مقام توسط جیهان دده بکتاشی درسال ۹۷۱هجری بناشده است. محقق محترم ادامه می دهند: این منطقه به شریعه امام صادق علیه السلام نیزمعروف شده است چراکه حضرت پس اززیارت مرقدمطهرجد بزرگوارش امام حسین علیه السلام به این منطقه آمده اند وسپس به منطقه هیابی معروف گشت. موقیت مکانی این مقام : این مقام درکنارنهرغربی علقمی که درحال حاضراثری ازآن درمیان نیست ودارای راهی که پستی وبلندی وازکنارمقام امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف میکذرد بوده است وپس ازتوسعه مقام که محلی برای عبادت بندگان خداوعرض توسلی به پیشگاه امام صادق علیه السلام مسیرنسبتامناسبی که دردوطرف این مسیرمحل های تجاری ومغازه هائی واقع شده است که جهت فروش مایحتاج زائرین ویک بازارچه محلی راتشکیل داده است . محقق محترم توضیح میدهند: آنچه درمنابع مختلف آمده است ازجمله درکتاب دائره المعارف ومنابع ومصادرقدیمی نیزبراین مطلب تاکیدداردکه تشرف امامصادق علیهالسلامدرسال۱۴۴هجری قمری به زیارت جدش امیرالمومنین علیه السلام که پس اززیارت آن حضرت درقسمت شمالی کربلا ساکن می شوندوپس ازانجام غسل درآب فرات باپای پیاده به زیارت جدش امام حسین علیه السلام مشرف می شوندکه پس ازرسیدن به قبرمطهرخودراروی قبرجدش می اندازدومی فرماید:السلام علیک یاوارث آدم صفی الله …. . وحضرت که جماعتی ازاصحاب وجمعی ازاهل حجازباایشان بوده اند به غاضریه برمیگردد دراینجابوده که شیعیان وطالبان علم ازهرسو به اطراف آن حضرت گردآمده وازعلوم اسلامی درموضوعات مختلف بهره می بردندومی توان گفت دانشگاه کربلادرزمان حضرت ازپایگاههای مهم اسلامی بوده که متاثر ازیک حرکت علمی قوی وبنیانی توسط آن حضرت بوجودآمده شمرده شده است. آقای سیدمحمد بحرالعلوم که خودازمتولیان آن مقام می باشندمی گوید: دورانهای مختلفی براین مقام همانندسایراماکن مذهبی گذشته است که دردورانی به این مقام اهتمام خاصی بوده است ودربعضی مواقع موردخرابی وهجوم قدرت ظالمه وقت بوده است ازجمله درسال ۱۹۹۱میلادی وبعدازانتفاضه شعبانیه این مقام راویران کردند. بحرالعلوم اضافه می کند : این مقام دارای کمبودهائی ازجمله آب آشامیدنی بهداشتی وهمچنان کمبودآب منطقه هیابی راعنوان نموده اند ودرعین حال خادمین این مقام شریف ازهرگونه خدمات دهی به زائرین ملیونی آن کوتاهی نداشته وندارند. نامبرده اضافه کردند درحال حاضراین مقام جایگاهی برای تلاوت قرآن ونماز می باشدودرآینده نه چندان دوربراساس نقشه تهیه شده ساخته وآماده خواهدشد. محقق محترم تاریخ آقای سعید زمزم به ما چنین گفت: “این مقام شریف در زمان قبل خیلی جایگاه مختصربا یک دیوار به طول یک متر و بلندی یک و نیم متر که زیارت امام صادق در آن بوده است قرار داشت.به علت نزدیکی مقام به اداره امنیت نظام قبل ساختمان در این اطراف ممنوع بوده لذا یک بنای مختصر با یک سایبان که زایرین در زیر آن به نماز مشغول میشدند.آن مقام دارای محرابی نیز بود که بعد از سقوط آن نظام و فزونی زوار امام حسین علیه السلام این مقام شاهد تعمیراتی در حال حاضر می باشد.این مقام جایگاهی بیاد امام صادق علیه السلام است که دلالت بر اهمیت زیارت امام حسین علیه السلام و اصحاب بزرگوار او می باشد و از آنجایی که کربلا به بغداد پایتخت دولت عباسیان بوده است چه مشکلات سختی از لحاظ مکتب تدریسی حضرت بوده است که حضرت آن را در کربلای جدش بر پا نموده است و این مقام خود یاد آور ظلمی است که بر قبر شریف آن حضرت رفته است و تا کنون قبر مطهر حضرت به صورت خرابه ای در بقیع مانده است.از خداوند علیم و قدیر دفع ستم وهابیان که قبور ائمه را ویران می کردند خواستار و از خداوند فرج و ظهور فرزندش حضرت مهدی عج الله فرجه الشریف و دفع ظلم ظالمین را آرزو داریم.” برگرفته از مجله الروضه الحسینیه شماره ۱۹ ص ۱۰محرم الحرام ۱۴۳۱

لیله الرغائب چگونه شبی است؟

لیله الرغائب چگونه شبی است؟

“رجب”، ماه خداست؛ ماه پر برکتی است که اعمال بسیاری برای آن ذکر شده است. باید خود را در دریای زلالش بشوییم تا پاک شویم. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: هر کس یک روز از ماه رجب را روزه بگیرد،

موجب خشنودی خدا می شود و غضب الهی از او دور می گردد و دری از درهای جهنم بر روی او بسته می شود. اعمال ماه های رجب و شعبان، جهت آماده ساختن روح برای شرکت در میهمانی ماه مبارک رمضان می باشد. برای درک عظمت ماه رمضان باید از قبل خود را آماده نمائیم. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: ماه رجب، ماه استغفار امت من است. پس در این ماه بسیار طلب آمرزش کنید که خدا آمرزنده و مهربان است. اولین شب جمعه ماه رجب را لیله الرغائب نامند. در این شب ملائک بر زمین نزول می کنند. برای این شب عملی از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) ذکر شده است که فضیلت بسیاری دارد و بدین قرار است: روز پنج شنبه اول آن ماه – در صورت امکان و بلا مانع بودن – روزه گرفته شود. چون شب جمعه شد مابین نماز مغرب و عشاء دوازده رکعت نماز اقامه شود که هر دو رکعت به یک سلام ختم می شود و در هر رکعت یک مرتبه سوره حمد، سه مرتبه سوره قدر، دوازده مرتبه سوره توحید خوانده شود. و چون دوازده رکعت به اتمام رسید، هفتاد بار ذکر” اللهم صل علی محمد النبی الامی و علی آله” گفته شود. پس از آن در سجده هفتاد بار ذکر “سبوحٌ قدوسٌ رب الملائکه والروح” گفته شود. پس از سر برداشتن از سجده، هفتاد بار ذکر “رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انک انت العلی الاعظم” گفته شود. دوباره به سجده رفته و هفتاد مرتبه ذکر “سبوح قدوس رب الملائکه والروح” گفته شود. در اینجا می توان حاجت خود را از خدای متعال درخواست نمود. ان شاء الله به استجابت می رسد. پیامبر اکرم( صلی الله علیه و آله) در فضیلت این نماز می فرماید: کسی که این نماز را بخواند، شب اول قبرش خدای متعال ثواب این نماز را با زیباترین صورت و با روی گشاده و درخشان و با زبان فصیح به سویش می فرستد. پس او به آن فرد می‌گوید: ای حبیب من، بشارت بر تو باد که از هر شدت و سختی نجات یافتی. میّت می‌پرسد تو کیستی؟ به خدا سوگند که من صورتی زیباتر از تو ندیده‌ام و کلامی شیرین تر از کلام تو نشنیده‌ام و بویی، بهتر از بوی تو نبوئیده‌ام. آن زیباروی پاسخ می‌دهد: من ثواب آن نمازی هستم که در فلان شب از فلان ماه از فلان سال به جا آوردی. امشب به نزد تو آمده‌ام تا حق تو را ادا کنم و مونس تنهایی تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دمیده شود و قیامت بر پا شود، من سایه بر سر تو خواهم افکند. امید آن است که در پایان این نماز با فضیلت، محتاجان به دعا را فراموش نکنید و ما را نیز از دعای خیر خود محروم ننمایید. ” التماس دعا” برگرفته از مفاتیح الجنان گروه دین و اندیشه تبیان مهری هدهدی

شیوه وضو گرفتن پیامبراکرم صلی الله علیه وآله

یکی از مباحثی که از دیرباز مورد اختلاف شیعه و سنی بوده، شیوه مسح نمودن پا هنگام وضو بوده است؛ آیت‌الله‌العظمی سبحانی با استناد به متون دینی به این سوال پاسخ داده است. چرا شیعیان به جای شستن، پاها را مسح می‌کنند؟ پاسخ: مسح پاها در وضو پشتوانه قرآنی و حدیثی دارد، اکنون هر دو را به صورت موجز بیان می‌کنیم: ظاهر آیه ششم سوره مائده حاکی از آن است که انسان نمازگزار به هنگام وضو دو وظیفه دارد: یکی شستن (در مورد صورت و دست) و دیگری مسح (در مورد سر و پاها). این مطلب از تقارن و مقایسه دو جمله زیر روشن می‌شود: ۱٫ « فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَأَیدیَکُمْ إِلَى المَرافِق»; ۲٫«وَ امْسَحُوا بِرُؤسِکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ إِلَى الکَعْبَیْنِ». چنانچه ما این دو جمله را به فرد عرب زبانی که ذهن او مسبوق به اختلافات فقهی نباشد ارائه کنیم، بی‌تردید خواهد گفت که طبق این آیه، وظیفه ما نسبت به صورت و دست، شستن; و نسبت به سر و پاها، مسح است. از نظر قواعد ادبی، لفظ «أرجلکم» باید عطف بر کلمه «رؤسکم» باشد که نتیجه آن همان مسح پاهاست، و نمی‌توان آن را بر لفظ پیشین «وأیدیکم» عطف کرد که نتیجه آن شستن پاها می‌باشد؛ زیرا لازمه آن این است که میان معطوف «وَأرجلکم» و معطوفٌ علیه «وأیدیکم» جمله معترضه‌‌ای «فامسحوا برؤسکم» قرار گیرد، که از نظر قواعد عربی صحیح نیست و گذشته از این مایه اشتباه در مقصود می‌باشد. علمای امامیه در تحقیق مفاد آیه وضو بحث‌های گسترده‌ای دارند که طبرسی در مجمع البیان به برخی از آنها اشاره کرده است.[۱] سلطه‌ها و حکومت‌ها بیشترین تأثیر را در تغییر حکم مسح پاها داشتند، بالاخص حجاج بن یوسف که اصرار می‌ورزید باید پاها شسته شود، زیرا آلودگی پاهای نمازگزاران که غالباً پا برهنه بودند، بسیار ناراحت کننده بود ریشه اختلاف بی تردید ظاهر آیه، حاکی از آن است که وظیفه نمازگزار به هنگام وضو، مسح پاهاست، و مفاد آیه، دو کلمه بیش نیست: ۱٫ غسلتان: شستن دستها و صورت. ۲٫ مسحتان: مسح بر سر و پاها. هرگاه از ابن عباس در مورد کیفیت وضو می‌پرسیدند، او در پاسخ می‌گفت: نزلَ القرآنُ بالمسح: وحی الهی بر مسح بر پا وارد شده است. و نیز می‌گفت: « مردم اصرار بر شستن کردند، در حالی که مسح فرمان داده شده است».[۲] ولی باید دید چگونه این اختلاف با ظهور آیه در مسح پدید آمد، از بررسی روایات و تاریخ تشریع وضو به دست می‌آید که دو عامل سبب پیدایش انحراف از ظاهر آیه شده است: ۱٫ سلطه‌ها و حکومت‌ها سلطه‌ها و حکومت‌ها بیشترین تأثیر را در تغییر حکم مسح پاها داشتند، بالاخص حجاج بن یوسف که اصرار می‌ورزید باید پاها شسته شود، زیرا آلودگی پاهای نمازگزاران که غالباً پا برهنه بودند، بسیار ناراحت کننده بود. انس بن مالک، از اصحاب پیامبر(ص) که عمری طولانی داشت، مدتی در کوفه زندگی می‌کرد. به وی خبر دادند که حجاج می‌گوید: فاغسِلوا بطونَهما وظهورَهما : ظاهر و باطن، پاها را بشویند، وقتی وی این جمله را شنید، سخت شورید و گفت: صَدَق اللّهُ وکَذِبَ الحجّاجُ قال اللّه تعالی: «وَامْسَحُوا بِرُؤسِکُمْ وَأَرْجُلَکُم».[۳] دعوت مردم بر شستن پا از طرف اموی‌ها بسیار جدی و سرسختانه بود به گونه‌ای که فقیهان معاصر، جرأت مخالفت نداشتند. احمد بن حنبل از اصحاب رسول خدا(ص) از ابومالک اشعری نقل می‌کند که وی به بستگان خود گفت: همدیگر را خبر کنید تا من نماز رسول خدا را برای شما بخوانم، وقتی همگان گرد آمدند، وی گفت : در میان شما بیگانه‌ای نیست؟ گفتند: خیر، وی ظرف آبی طلبید، پس از شستن دهان و بینی، سه بار صورت و دست‌ها را شست، آنگاه بر سر و روی پا مسح کشید و نماز گزارد.[۴] ۲٫ تقدیم مصلحت اندیشی بر ظهور آیه تقدیم مصلحت بر نص قرآنی وحدیث پیامبر، اساس بسیاری از بدعت‌ها است و ما به قسمتی از آنها در کتاب خاصی به نام «بدعت» اشاره کرده‌ایم، اتفاقاً همین نظریه، انگیزه عدول از مسح و روی آوردن به غسل شده است. ابوبکر رازی، معروف به جصاص(‌۰۵ـ ‌۷۰) در کتاب «احکام القرآن» می‌نویسد: آیه وضو از نظر وجوب مسح یا غسل، مجمل است، لازمه احتیاط این است که پاها شسته شود؛ زیرا در این صورت، هر دو احتمال انجام می‌گیرد.[۵] ادعای اجمال در آیه با هدف آن که در مقام بیان وظیفه است، سازگار نیست; به علاوه اگر بنا بر احتیاط باشد، باید دوباره وضو گرفته شود، زیرا ماهیت مسح با غسل متفاوت است. مؤلف «المنار» از جمله کسانی است که ظهور آیه در لزوم مسح بر پا را انکار نمی‌کند، ولی از طرف دیگر می‌گوید: تر کردن پاهای کثیف و آلوده چه سودی دارد؟![۶] او از یک نکته غفلت کرده که آیه وضو تنها از آنِ بدوی‌ها و انسان‌های غیر نظیف نیست، ‌بلکه وحی الهی شهری و بدوی را همزمان شامل می‌شود و این نور الهی تا روز رستاخیز تابنده است. جا دارد از مؤلف المنار بپرسیم: مسح بر سر، با یک انگشت (که شافعی آن را کافی می‌داند)، چه سودی دارد؟ به چه دلیل یکی از آن دو، جایز و عقلانی و دیگری نامشروع معرفی می‌شود؟ گذشته از این، وضو تنها نظافت نیست بلکه آمیخته با عبادت است، نظیف‌ترین افراد باید برای نماز وضو بگیرند، و انسان غیر نظیف هم باید ابتدا پاها را بشوید و سپس وضو بگیرد. تا این جا گفتگوی ما مربوط به آیه‌ای از قرآن بود، اکنون دلایل مسح را در روایات مطرح می‌کنیم: رفاعه بن رافع از اصحاب رسول خدا (ص)، از آن حضرت چنین نقل می‌کند: پیامبر بر سر و پاها، تا دو برآمادگی مسح می‌کشید روایات مسح از پیامبر گرامی(ص) شاید برخی تصور کنند که در کتب اهل سنت، روایتی از پیامبر درباره لزوم مسح بر پا وارد نشده است، در حالی که با یک بررسی، بیش از سی روایت یافتیم که بسیاری از آنها بیانگر وضوی رسول خدا و اصحاب او است. دلالت روشن آیه وضو بر لزوم مسح و روایات چشم گیر در این مورد، ایجاب می‌کند که فقیهان اهل سنت در این مسأله تجدید نظر کنند و از این طریق گامی به سوی وحدت در رفتار بردارند و در این مورد از گروه کثیری از بزرگان صحابه و تابعان که وضوی آنان بر اساس مسح برپا بود، پیروی کنند، اکنون اسامی برخی از آنان را در این جا می‌آوریم: ۱٫ امام علی بن ابی طالب(ع) فرمود: «رَأیتُ رَسُولَ اللّهَ یمسَحَ ظاهَرهما».[۷] ۲٫ جابر بن عبداللّه گوید: امام محمد بن علی بن الحسین(ع) معروف به باقرالعلوم که عظمت و جلالت علمی و فقاهت او مورد اتفاق همگان است[۸] ـ به من فرمود: «اِمسَح عَلى رَأْسِکَ وَقَدَمَیکَ»، «بر سر و پاهایت مسح بکش».[۹] ۳٫ بسر بن سعید می‌گوید: عثمان وضو گرفت و بر سر و پاها سه بار مسح کشید و گفت: رسول خدا این چنین وضو می‌گرفت.[۱۰] ۴٫ حمران بن أبان ـ غلام عثمان ـ از او نقل می‌کند : پیامبر خدا(ص) پس از شستن صورت و دست، بر سر و پاها مسح می‌کشید.[۱۱] ۵٫عبداللّه بن زید مازنی، معروف به ابن عماره می‌گوید: پیامبر وضو گرفت و «مسح رأسه ورجلیه»; سر و پاهایش را مسح کشید.[۱۲] ۶٫ عبداللّه بن عباس، پیوسته می‌گفت: إنّ الوضوء غسلتان ومسحتان.[۱۳] ۷٫ عامر الشعبی، می‌گفت: اساس وضو را دو شستن و دو مسح کشیدن تشکیل می‌دهد و لذا در تیمم بدل از وضو، مواضع شستن برای تیمم محفوظ مانده و جایگاه مسح الغاء شده است.[۱۴] ۸٫ رفاعه بن رافع از اصحاب رسول خدا (ص)، از آن حضرت چنین نقل می‌کند: پیامبر بر سر و پاها، تا دو برآمادگی مسح می‌کشید.[۱۵] ۹٫ ابو مالک اشعری، صحابی رسول خدا ، به عشیره خود وضوی رسول خدا را آموزش داد و در پایان بر روی پاها مسح کشید.[۱۶] ۱۰٫ رفاعه بن رافع، صحابی رسول خدا (ص)، از آن حضرت نقل می‌کند که فرمود: «نماز هیچ‌یک از شما پذیرفته نمی‌شود تا وضوی کامل بگیرد، صورت و دست‌ها را بشوید و سر و پاها را تا دو برآمادگی مسح کند».[۱۷] ما از میان اعلام صحابه و تابعان به ذکر ده نفر اکتفا کردیم، اسامی شخصیت‌هایی که مسح بر سر را از پیامبر(ص) و بزرگان صحابه و تابعان نقل کرده‌اند، در کتاب «الانصاف فی مسائل دام فیها الخلاف»، ج۱، ص ۵۶ ـ ۹۵ وارد شده است. پی نوشت ها : [۱] . مجمع البیان:۲/۱۶۳ـ ۱۶۷; الانصاف فی مسائل دام فیها الخلاف:۱/۱۰ـ۴۰٫ [۲] . الدر المنثور:۳/۱ـ۴٫ [۳] . تفسیر طبری:۶/۸۲، تفسیر قرآن ابن کثیر:۲/۲۰٫ [۴] . مسند احمد:۵/۳۴۲; معجم کبیر طبرانی:۳/۲۸، شماره ۳۴۱۲٫ [۵] . احکام القرآن:۲/۳۴۶٫ [۶] . المنار:۶/۲۳۴، [۷] . مسند احمد:۱/۱۵۳، شماره۷۳۹، و ص ۱۸۳ شماره ۹۱٫ [۸] . تذکره الحفاظ:۱/۱۲۴٫ [۹] . تفسیر طبری:۶/۸۲٫ [۱۰] . مسند احمد:۱/۱۰۹، حدیث ۴۸۹٫ [۱۱] . کنزالعمال:۹/۴۳۶، شماره ۲۶۸۶۳٫ [۱۲] . کنزالعمال:۹/۴۵۱، حدیث ۲۶۹۲۲٫ [۱۳] . تفسیر طبری:۶/۸۲٫ [۱۴] . تفسیر طبری:۶/۸۲٫ [۱۵] . سنن ابن ماجه:۱، حدیث ۴۶۰; سنن نسائی:۲/۲۲۶٫ [۱۶] . مسند احمد:۵/۳۴۲٫ [۱۷] . مستدرک حاکم:۱/۲۴۱٫ فرآوری : زهرا اجلال گروه دین تبیان منابع : سایت حوزه سایت آیت الله سبحانی

مژده بهشت

از رفیقان پیامبر در بهشت

امام صادق – (علیه السلام ) – فرمود: ((هر کس این صلوات را بر رسول خدا – (صلى الله علیه و آله و سلم ) – فرستد، گناهانش محو مى گردد و بر دشمنانش پیروز شود و روزى او زیاد مى گردد و در بهشت از رفقاى حضرت ختمى مرتبت محمد (صلى الله علیه و آله و سلم ) – خواهد بود.)) اللهم صل على محمد وآل محمد حتى لا یبقى صلوه اللهم بارک على محمد وآل محمد حتى لا یبقى برکه اللهم وسلم على محمد وآل محمد حتى لا یبقى سلام وارحم محمدا حتى لا یبقى رحمه . ۲۶۴ – عمل دیگر سید در اقبال و مصباح الزایر به سند از پیغمبر – (صلى الله علیه و آله و سلم ) – روایت کرده هر کس شب هفتم رجب چهار رکعت نماز بخواند با حمد یک بار و توحید و معوذتین سه بار و پس از فراغ ده بار صلوات بر پیغمبر – (صلى الله علیه و آله و سلم ) – فرستد و ده بار تسبیح اربعه بخواند، خدایش زیر عرش جاى دهد، تا فرموده و از دنیا نرود تا جایش را در بهشت بیند. عمل دیگر: و در آن دو از پیغمبر – (صلى الله علیه و آله و سلم ) – آمده که هر کس شب ۲۲ رجب هشت رکعت نماز بخواند با یک بار حمد و هفت بار جحد و پس از نماز ده بار صلوات فرستد و هفت باراستغفار کند از دنیا نرود تا جایش را در بهشت بیند (الخبر) در اقبال ضمن اعمال ماه شعبان از پیغمبر – (صلى الله علیه و آله و سلم ) – آورده که هر کس شب نیمه شعبان خوب خود را طاهر کند و دو جامه پاکیزه پوشد نماز عشاء را بخواند و آن گاه دو رکعت نماز بخواند، در رکعت یکم حمد و سه آیه از اول سوره بقره و آیه الکرسى و سه آیه آخر آن ، و در دوم حمد یک بار و معوذتین هفت بار و توحید هفت بار و سلام گوید و پس از آن چهار رکعت نماز بخواند و در رکعت یکم یس و در دوم حم دخان در سوم الم سجده در چهارم تبارک و آن گاه صد رکعت نماز بخواند، در هر رکعت یک بار حمد و ده بار توحید خدا سه حاجتش را روا کند یا در دنیا و یا آخرت و آن گاه اگر از خدا خواهد که همان شب من را خواب بیند مى بیند

ماریه قبطیه همسرگرامی رسول الله صلی الله علیه وآله

ماریه که بود؟

ماریه دختر شمعون قبطی بود که همراه با غلام خواجه خود و جریح و برخی هدایای دیگر در سال هفتم از سوی پادشاه اسکندریه مقوقس به رسم هدیه خدمت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرستاده شد.

پیامبر(صلی الله علیه و آله) ماریه را به همسری خود برگزید و در محله «عالیه» که آن را «مشربه ام ابراهیم» می گویند، منزلی برای آن بانو تهیه کرد. پس از چندی در سال هشتم هجری خداوند ابراهیم را از این بانو به پیامبر(صلی الله علیه و آله) عنایت فرمود.

ابراهیم یک سال و ده ماه و هشت روز و به روایت دیگری یک سال و شش ماه و چند روزه بود که درگذشت و او را در بقیع دفن کردند.(۱)

نسبت ناروا به ماریه!

پس از آن که ابراهیم فرزند رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به رحمت الهی واصل شد آن حضرت بسیار محزون شدند. نقل است از علی بن ابراهیم و ابن بابویه به سندهای معتبر و موثق از امیرالمؤمنین و امام باقر و امام صادق(علیهم السلام) که عایشه به آن حضرت گفت: چرا این قدر برای ابراهیم اندوهناکی؟ چرا که او فرزند جریح قبطی بود که هر روز به نزد ماریه می رفت.

پیامبر(صلی الله علیه و آله) از این سخن بسیار خشمگین شدند و با آن که کذب سخن عایشه را می دانستند برای مصالحی امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) را نزد خود طلبیدند و ایشان را امر کردند که در این مورد تحقیق نمایند و حقیقت امر را روشن کنند. (۲)

کاملاً واضح و بدون تردید است که از نظر همه فرق اسلامی تهمت زدن و نسبت ناروا دادن به مسلمان به ویژه آن که همسر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) باشد بسیار مذموم است و به گفته قرآن برای چنین کسی عذاب سختی در پیش است. اما مسأله آن است که تغییر واقعیات هرگز نمی تواند اصل موضوع را مورد خدشه قرار دهد که آیات الهی در مذمّت تهمت و دروغ آن نازل گردیده اند!
دروغگو رسوا می شود!

امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام) درباره این موضوع تحقیق نمودند و متوجه شدند جریح غلامی خواجه است. زیرا در میان قبطیان رسم بر آن بود که از خدمتکاران ایشان هر کس را که داخل خانه ایشان می شد، او را خواجه سرای می کنند و چون قبطیان به غیر قبطیان انس نمی گیرند پدر و ماریه، جریح را با او به خدمت پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرستاد که غلام خدمتگزار وی باشد.

پیامبر(صلی الله علیه و آله) با شنیدن موضوع فرمودند: شکر می کنم خداوندی را که همیشه بدی ها را از ما اهل بیت دور می گرداند و کذب دروغگویان را ظاهر می کند.(۳)
آیه ای در مذمت دروغگو

پس از آن واقعه حق تعالی آیه ۱۱ سوره مبارکه نور را در تقبیح و مذمت عایشه نازل فرمود که می فرماید: إنّ الّذین جآءوا بالإفکِ عُصبَهٌ مِنکم لاتحسبوه شرّاً لکم بل هو خیرٌ لکم لکُلّ امرِئٍ منهم مااکتَسَبَ مِنَ الاِثم و الّذی تَوَلّی کبرَه مِنهم له عذابٌ عظیمٌ؛ همانا کسانی که آن بهتان را بستند گروهی همدست از منافقان شمایند؛ بپندارید ضرری از آن به آبروی شما می رسد بلکه خیر و ثواب نیز خواهید یافت؛ هر یک از آنها به عقاب گناه خود خواهند رسید و آن کس از منافقان که رأس و منشأ این بهتان بزرگ گشت هم او به عذابی بزرگ معذّب خواهد شد.

همچنین آیات قذف در این باره نازل شد. (۴)

آنهایی که خود را به راهی دیگه می زنند!!

با آن که در تفاسیر شیعه و سنی به تفصیل درباره این آیه و نیز آیات قذف و شأن نزول آنها به طور مفصل توضیح داده شده است، اما شاید برای شما هم جالب باشد که برخی از اهل تسنن از فرقه وهابیت با انتشار کتب گوناگون و به ویژه توزیع آنها در ایام حج در میان شیعیان می کوشند اصل این موضوع را انکار نموده و حتی آیات نازل شده را در مذمت افرادی تفسیر کنند که به عایشه چنین تهمتی را بسته اند!(۵) ایشان با غفلتی عمدی از قضیه ماریه و موضوع تهمتی که عایشه به او روا داشت، در صدد اثبات شأن نزول آیات درباره عایشه هستند و با دلایل و استدلال های گوناگون تلاش می کنند حرمت تهمت و سبّ نسبت به همسران پیامبر (صلی الله علیه و آله) را گوشزد نمایند!

ایشان به نقل از محمدبن عبدالوهّاب که بنیان گذار فرقه وهابیت در عربستان سعودی است می گویند: هرکس اتهام ناپاکی را به امّ المؤمنین عایشه مطهره نسبت دهد، او از زمره عبدالله بن ابی سلول سردسته منافقین می باشد! (۶)

در خود کتب اهل تسنن از حسادت و رشک عایشه نسبت به ماریه سخن گفته شده است که از جمله در صحاح می توان این موضوع را یافت که از عایشه نقل شده است: من به ماریه حسد می بردم، چون زنی بسیار زیبا بود!

البته کاملاً واضح و بدون تردید است که از نظر همه فرق اسلامی تهمت زدن و نسبت ناروا دادن به مسلمان به ویژه آن که همسر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) باشد بسیار مذموم است و به گفته قرآن برای چنین کسی عذاب سختی در پیش است. اما مسأله آن است که تغییر واقعیات هرگز نمی تواند اصل موضوع را مورد خدشه قرار دهد که آیات الهی در مذمّت تهمت و دروغ آن نازل گردیده اند!

به ویژه آنکه در خود کتب اهل تسنن از حسادت و رشک عایشه نسبت به ماریه سخن گفته شده است که از جمله در صحاح می توان این موضوع را یافت که از عایشه نقل شده است: من به ماریه حسد می بردم، چون زنی بسیار زیبا بود! (۷)

نتیجه گیری

با همه تأکیدی که بر وحدت میان شیعه و اهل تسنن وجود دارد و البته موضوعی انکارناشدنی و کاملاً مورد قبول است، اقدام مبلغان وهّابی با انتشار کتب گوناگون به ویژه به زبان فارسی و در دسترس قرار دادن آنها برای شیعیان در موسم حج به طوری که با تغییر واقعیات و حقایق همراه باشد موضوعی قابل تأمل است که بایستی مورد توجه قرار گیرد.

پی نوشت:

۱- ترجمه حیاه القلوب- علامه مجلسی (ره)- ج ۴ (تاریخ مدینه)- ص ۱۵۱۳

۲- تفسیر قمی- ج ۲- ص۹۹- خصال- شیخ صدوق- ص ۵۶۳٫

۳- تفسیر قمی- ج۲- ص ۳۱۹٫

۴- الصحیح من السیره، ج۳، ص ۲۹۶، و نیز بحارالانوار- ج۲۲- صص ۱۵۵-۱۵۳٫

۵- از جمله کتاب دیدگاه اهل سنت در مورد اصحاب تألیف محمد بن عبدالله الوهّابی- صص ۷۵-۶۹ که در ایام حج امسال به طور گسترده در میان حجاج ایرانی توزیع گردید!

۶- دیدگاه اهل سنت در مورد اصحاب- ص ۷۴

۷- الصحیح من السّیره- ج۳- ص۲۹۵٫

رادفر

بخش تاریخ و تمدن اسلامی

برگرفته ازسایت تبیان