بایگانی: بهمن ۱۳۹۰

نگرشی برعرفات

نگرشى بر عرفات

موقعیت جغرافیایى و حدود عرفات عرفات سرزمین پهناور و هموارى است که هشت کیلومتر مربع (۲km8) مساحت دارد،(۳۳۳) و امروزه در فاصله تقریبى بیست و یک کیلومترى (km21) شرق (جنوب شرقى) مکه قرار گرفته است.

(۳۳۴) برخى فاصله را حدود دوازده میل نوشته اند.(۳۳۵) ازرقى و بعضى دیگر طول و عرض آن را دو میل در دو میل ذکر کرده اند،(۳۳۶) این مکان دورترین موقف از مواقف و مشاعر حج است، که در عین حال وسیع ترین آنها نیز محسوب مى گردد،(۳۳۷) و تنها موقفى است که خارج از محدوده حرم قرار گرفته است،(۳۳۸) سه طرف آن سلسله کوهى قرار گرفته که از آن بعنوان «جبل عرفات» یاد مى شود،(۳۳۹) این سلسله، قوسى را بوجود آورده اند که وتر آن را «وادى عرنه» تشکیل داده است.(۳۴۰) کیفیت قرارگیرى این سلسله کوه: در شمال شرقى عرفات، کوهى بلند و قهوه اى رنگ قرار گرفته که به «جبل سعد» معروف است و بر محل وقوف اشراف دارد.(۳۴۱) در سمت طلوع خورشید کوه بلند دیگرى است که از آن به «جبل ملحه» یاد مى شود که این از جهت بلندى و ارتفاع، کوتاه تر از کوه سعد است و رنگش متمایل به سرخ و سفید با رگه هاى سیاه است. کوه ملحه از ناحیه شرق تا جنوب عرفات، که راه طائف در آن قرار گرفته، امتداد دارد.(۳۴۲) در قسمت جنوب، سلسله کوه هاى سیاهى است که بارزترین آنها «ام الرضوم» است.(۳۴۳) و در ناحیه مغرب و شمال غربى آن «وادى عرنه» قرار دارد که خارج از محدوده وقوف است.(۳۴۴) عرفات که خود بین مکه و طائف قرار گرفته،(۳۴۵) از جنوب به «وادى نعمان» متصل است که تا وادى عرنه در جنوب غربى، امتداد دارد.(۳۴۶) در وادى نعمان مزرعه هاى خوبى بوده و شاعران به مدیحه سرایى آن پرداخته اند.(۳۴۷) از سعید بن جبیر به نقل از ابن عباس نقل شده است که در این مکان عهد و میثاق از فرزندان آدم گرفته شد.(۳۴۸) در رابطه با حدود و مرز عرفات از ابوبصیر و معاویه بن عمار از حضرت امام جعفر صادق – ع – چنین نقل شده است: «و حدّ عرفات من المأزمین الى أقصى الموقف»(۳۴۹)؛ «حد عرفات از مأزمان تا آخرین جاى وقوف است.» در روایتى دیگر از معاویه بن عمار به نقل از آن حضرت آمده است: «و حدّ عرفه من بطن عرنه و ثویه و نمره الى ذى المجاز، و خلف الجبل موقف»(۳۵۰)؛ «حد عرفه از بطن عرنه و ثویه و نمره تا ذوالمجاز مى باشد، و پشت کوه (جبل الرحمه) موقف است.» سماعه بن مهران نیز از رئیس مذهب شیعه حضرت امام جعفر صادق – ع – روایت کرده است: «… و اتفق الأراک و نمره و هى بطن عرنه و ثویه و ذاالمجاز، فانّه لیس من عرفه»(۳۵۱)؛ «از وقوف در اراک و نمره، که بطن عرنه است، و ثویه و ذوالمجاز بپرهیز که آنها از عرفات شمرده نمى شوند.» از بیان اقوال و توضیحات دیگر در بیان محدوده مکان، به خاطر دورى از اطناب مى گذریم و عزیزان را به مدارک بحث ارجاع مى دهیم.(۳۵۲) گذرى در عرفات و چشم اندازى دیگر و اینک برآنیم تا نام برخى از مکانهایى را که به هنگام حرکت از سمت مزدلفه (مشعرالحرام) به جانب عرفات به چشم مى خورد، به ترتیب آنچه را که مى بینیم و یا جایگاه آن را در کتابهاى تاریخى مى یابیم به نحو اختصار روشن سازیم: اخشبان: در مرز شرقى مزدلفه دو کوه وجود دارد با نام «اخشبان»، کوه شمالى را «اخشب کبیر» و کوه جنوبى را «اخشب صغیر» گویند، از میان آن دو، راهى به سمت مزدلفه مى گذرد که آن را «طریق المزمین» و «طریق الأخشبین» نامند. این راه امروزه توسعه پیدا کرده است. چندین مسیر براى سواره ها احداث گردیده و یک راه نیز براى کسانى که مى خواهند این مسیر را پیاده طى کنند.(۳۵۳) این مسیر را «مأزمان» نیز نامند.(۳۵۴) مأزمان: «مأزمان» تثنیه «مأزم» است که اهل لغت به راه تنگ میان دو کوه و امثال آن مى گویند،(۳۵۵) و در اینجا مقصود آن راه تنگى است که در میان دو کوه وجود دارد که اهل مکه از آن به عنوان «مضیق»؛ یعنى تنگه یاد مى کنند،(۳۵۶) تقى الدین فاسى از ابن شعبان نقل مى کند که مأزمان دو کوه است در مکه که از مزدلفه بحساب نمى آید و همو به نقل از نووى در تهذیب مى نویسد که آن دو کوه، بین عرفات و مزدلفه واقع است که از میان آن دو راهى مى گذرد.(۳۵۷) صاحب مرآه الحرمین فاصله بین باب بنى شیبه تا اول مأزمان را ۱۳۱۶۱ متر و فاصله میان آخر وادى محسّر تا اول مأزمان را ۲۸۱۲ متر و حدّ فاصل بین اول مأزمان تا محل علامت حرم را – که از آن بعنوان طول مأزمان یاد مى کنند – ۴۳۷۲ متر نگاشته است.(۳۵۸) فاکهى و ازرقى حد فاصل میان دو مأزم را، که از آن بعنوان «مأزما عرفه» یاد مى کنند، ۱۱۲ ذراع و ۱۲ انگشت نوشته اند،(۳۵۹) ظاهراً مقصود آنها عرض تنگه است. در واقع این فاصله را دره اى تشکیل مى دهد که نهایت آن به بطن عرنه مى رسد.(۳۶۰) در گذشته حاجیان به هنگام عبور از این مسیر به سوى مشعرالحرام، گاهى در این تنگه مورد هجوم عده اى از دزدان و غارتگران قرار مى گرفتند و اموالشان به غارت مى رفت(۳۶۱) و گاهى خونها ریخته مى شد. امروز این راه توسعه پیدا کرده است. بطن عرنه حد فاصل بین دو علامت حد حرم و بین دو علامت حد عرفه از سمت مکه را بطن عرنه مى گویند.(۳۶۲) بهنگام استعمال، کلمه «عرفه» گاهى شامل بطن عرنه نیز مى گردد، و گاهى تنها اراده موقف از آن مى گردد.(۳۶۳)طول وادى عرنه را ۱۵۵۳ متر نوشته اند.(۳۶۴) گاهى از «بطن عرنه» اراده مسجد عرفه و همه مسیل مى گردد.(۳۶۵) علمین حرم گویند اول کسى که علامتهاى حد حرم (انصاب حرم) را نصب کرد، حضرت ابراهیم خلیل با راهنمایى جبرئیل بوده است، و پس از او اسماعیل، قصى بن کلاب، قریش، پیامبر – ص – قبل از هجرت و همچنین در عام الفتح، عمر، عثمان، معاویه، عبدالملک بن مروان و مهدى عباسى آن را تجدید بنا کرده اند و بعدها صاحب اربل در سال ۶۲۶ ه . ق. و صاحب یمن در سال ۶۸۳ ه . ق. دو علامتى که در سمت عرفه بود تجدید ساخت کردند.(۳۶۶) تقى الدین فاسى اقوال مختلفى را در بیان مقدار مسافت حد حرم از سمت عرفه به این شرح ذکر کرده است: ۷ میل، این فاصله را ماوردى در الاحکام السلطانیه، شیخ ابو اسحاق شیرازى در مهذب و نووى در ایضاح و تهذیب الاسماء و اللغات آورده اند. حدود ۸ میل، این مقدار را قاضى ابوالولید الباجى ذکر کرده است. ۹ میل، این حد را قیروانى در کتاب نوادر و سلیمان بن خلیل نگاشته اند. ۱۱ میل، این مسافت را ازرقى،(۳۶۷) فاکهى و ابوالقاسم عبیداللَّه بن عبداللَّه بن خرداذبه خراسانى در کتاب «المسالک و الممالک»، نوشته اند. و در آخر، فاسى در صحت این اقوال خدشه مى کند.(۳۶۸) در علل این اختلافات عواملى چند دخالت دارد، از جمله: ۱ – وجود اختلاف در مقدار میل، گفته شده است که قدما هر میل را برابر با ۴۰۰۰ ذراع مى دانستند،(۳۶۹) و برخى آن را ۲۰۰۰، ۳۵۰۰، ۶۰۰۰ ذراع ذکر کرده اند.(۳۷۰) ۲ – پستى و بلندیهاى منطقه، وبطور کلى موانع طبیعى در کیفیت اندازه گیرى مؤثر بوده است. ۳ – اختلاف در مبدأ مسافت نیز دخیل است، برخى ابتدا را از باب بنى شیبه، بعضى مکانى بین باب بنى شیبه و باب المعلاه، و برخى دیگر از عتبه باب المعلاه گرفته اند.(۳۷۱) بنابر آن که مقدار هر میل برابر با ۳۵۰۰ ذراع بوده باشد تقى الدین فاسى مقدار فاصله از دیوار باب بنى شیبه تا علمین حد حرم از سمت عرفه را ۱۷۳۷۱۱۰ ذراع ید، که حدود ۳۵۱۰ میل، و از عتبه باب المعلاه تا علمین ۳۷۳۵۰۸۳ ذراع، حدود ۱۰ میل،(۳۷۲) و در جاى دیگر کتاب فاصله بین باب بنى شیبه تا علمین را ۶۷۴۰۳۸۱ ذراع، حدود ۱۲۱۱ میل، وبین باب المعلاه تا علمین را ۶۷۳۸۲۵۴ ذراع، حدود ۴۵۱۰ میل نوشته است.(۳۷۳) علمین عرفات ابراهیم رفعت پاشا فاصله علمین حد عرفات از سمت مکه را تا باب المعلاه ۲۱۴۷۶ متر(۳۷۴) – که حدود km5/21 مى باشد(۳۷۵) – نوشته است. کوه هاى منطقه ۱ – اخشبان: دو کوه اخشب کبیر و اخشب صغیر است،(۳۷۶) که شرح آن گذشت. ۲ – نمره: فاکهى مى نویسد: بهنگام خروج از مأزمان عرفه به طرف موقف (یعنى حرکت بسمت عرفات) کوهى در سمت راست مشاهده مى شود که انصاب و علائم حرم روى آن قرار دارد، این کوه نمره است که تا مسجد عرفه ۲۶۴۵ ذراع فاصله دارد. در زیر این کوه غارى است حدود ۵*۴ ذراع که گفته مى شود محل نزول پیامبر اسلام – ص – در روز عرفه قبل از رفتن به موقف بوده است. این مکان تا امروز منزل ائمه است.(۳۷۷) آنگاه روایتى را از حضرت امام صادق – ع – و آن حضرت از پدر بزرگوارشان حضرت امام محمد باقر – ع – به نقل از جابر، مبنى بر آمدن رسول خدا – ص – در آن مکان نقل مى کند.(۳۷۸) ازرقى پس ازذکر این غار، فاصله آن را تا مسجد عرفه ۲۰۱۱ ذراع نوشته است.(۳۷۹) عاتق بن غیث بلادى مى نویسد: نمره کوهى کوچک در غرب مسجد عرفه (نمره) است(۳۸۰) که از ارتفاع زیادى برخوردار نیست، و از حدود شرقى حرم شمرده مى شود. وادى عرنه از بین نمره و عرفه مى گذرد و بخاطر وجود این کوه، به منطقه و اطراف آن و حتى مسجد عرفه، «نمره» گفته اند.(۳۸۱) ۳ و ۴ – نبیعه و نبعه: دو کوه هستند که پشت جبل الرحمه واقع شده اند.(۳۸۲) ۵ – نابت: از ابن عباس نقل شده است که موقف پیامبر – ص – در این مکان بوده است،(۳۸۳) محمد بن عبداللَّه بن عبید بن عمیر به نقل از پدرش موقعیت این کوه را برابر کوه الال و در کنار کوه مسلم بین نبعه و نبیعه معرفى کرده است.(۳۸۴) ۶ – الال: این کوه همان جبل الرحمه است،(۳۸۵) که در برخى از روایات ما نیز به این مطلب تصریح شده است، گرچه احتمالات دیگرى چون «بیت الحرام» و «جبل المشاه» نیز داده شده است.(۳۸۶) ۷ – مِلْحه: این کوه در شرق عرفات واقع است.(۳۸۷) ۸ – سعد: این کوه در شمال شرقى عرفات واقع شده است.(۳۸۸) ۹ – ام الرضوم: در جنوب عرفات واقع است.(۳۸۹) ۱۰ – جبل الرحمه: معروفترین کوه در عرفات است که از آن به «جبل عرفه» و «جبل عرفات» یاد مى شود، نامهاى دیگر قُرین، الال و نابت هم بر آن اطلاق شده است، قُرین که تصغیر کلمه قرن بمعناى شاخ کوچک است، به کوهى که به تنهایى در میان صحرا قرار گرفته باشد بخاطر شباهتى که با برآمدگى شاخ کوچک دارد به آن قرین گویند، الال گفته شده است چون به هنگام گرما، سراب بر روى آن نمایان است، نابت اطلاق شده است، چون مانند یک گیاهى که از زمین روییده شده، تک و تنها است.(۳۹۰) صاحب مرآه الحرمین پس از اشاره به استعمال غلط جبل عرفات بر روى جبل الرحمه مى نویسد: این کوه کم ارتفاع ترین کوه در منطقه است که ارتفاع آن به ۳۰ متر و طول آن حدود ۳۰۰ متر مى رسد، و در وسط قله آن ساختمانى ۱۰*۱۵ متر وجود دارد که به آن مسجد ابراهیم مى گویند، و در روى این کوه نشانه اى مانند علامتهاى حرم بنا شده است که بخاطر راهنمایى مردم در شب به کوه، روى آن چراغ آویزان مى کنند،(۳۹۱) اطراف این کوه هشت حوض وجود دارد که آب آن از چشمه زبیده است که از راه هاى زیر زمینى به آن وصل مى شود،(۳۹۲) امروزه خبرى از این حوضها نیست. ۱۱ – کرا: آب چشمه زبیده از زیر این کوه خارج مى شود.(۳۹۳) ۱۲ – کبکبا: ابن جوزى از وجود این کوه در عرفات نام مى برد.(۳۹۴) اراک نام موضعى در نمره است.(۳۹۵)

نوشته شده دتوسط محمدامین پورامینی

دعاهایی که خداوندبه پیامبرش آموزش داد

– ۱ . در سوره زمر، خداوند متعال به پیامبرش حضرت محمّد(ص)آموزش های متعددی می دهد. یکی از آن تعلیمات این دعاست که ای محمد بگو:
اللَّهُمَّ فاطِرَ السَّمواتِ وَالأَرْضِ عالِمَ الغَیْبِ وَالشَّهادَهِ أَنْتَ تَحْکُمُ بَیْنَ عِبادِکَ فِیما کانُوا فِیهِ یَخْتَلِفُونَ؛
ای پروردگار آفریننده آسمان ها و زمین، دانای پنهان و پیدا، تو حکم می کنی بین بندگانت در آنچه که در آن اختلاف کنند.
۲ . دشمنان حضرت محمد(ص) افراد عنود و لجوجی بودند و هر روز برای گریز از پیام حق و گمراه کردن مردم، نغمه ای ساز می کردند. اما در برابر هر سخن و بهانه ای، جواب شایسته ای از پیامبر دریافت می کردند. و چه بسا پیامبر در انتظار می ماند تا از سوی خداوند جواب مناسبی صادر شود، تا هم به دشمنان پاسخ دهد و هم بر عزم و اراده آن جناب بیفزاید. در پایان سوره انبیاء ضمن جواب به منکران توحید، خداوند به حضرت محمد(ص) آموزش می دهد که این گونه بگو:
رَبِّ احْکُمْ بِالحَقِّ وَرَبُّنا الرَّحْمنُ المُسْتَعانُ عَلی ما تَصِفُونَ؛
پروردگارم، به حق داوری کن، و پروردگار ما بخشنده ای است که از او یاری جویند بر آنچه شما (از دروغ و باطل) گویید.
۳ . خداوند متعال به پیامبر گرامی اش حضرت محمد(ص) این گونه تعلیم و آموزش می دهد که بگو:
رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَأَنْتَ خَیْرُ الرَّاحِمینَ؛
خداوندا! بیامرز، و رحم کن، تو بهترین رحم کنندگانی.
گرچه در این آیه نفرمود چه کسی را بیامرز و به چه کسی رحم کن، اما به کمک آیات و ادلّه دیگر درمی یابیم که رسول خدا(ص) برای خود و برای همه مسلمانان از حق تعالی آمرزش و رحمت طلب می کند. وچون رسول اللَّه(ص) الگوی همگان است، ما هم به آن جناب اقتدا می کنیم و می گوییم:
۴ . خداوند بزرگ به پیامبر اسلام(ص) دستور می دهد که برای قرائت آن بخش از قرآن که در حال وحی بر آن حضرت است پیش از پایان یافتن وحی، شتاب نکند. به آن حضرت فرمان می دهد که بگو:
رَبِّ زِدْنی عِلْماً؛ پروردگارا، دانش مرا بیشتر فرما.
با توجه به این نکته که پیامبر ما داناترین آفریدگان خداست در عین حال حق تعالی به او چنین دستوری می دهد، بر ما که از علم و دانش ذرّه ای بیش نداریم ضروری تر و لازم تر است که این دعا را تکرار و از خداوند حکیم دانش فراوان طلب کنیم.
پیامبر ما فرمود:
۵ . ما مسلمان و پیرو قرآنیم. قرآن کریم با
پیامبر اسلام فرموده است: هر کار با نام خدا و حمد الهی آغاز نشود پایان خوش و کاملی ندارد.
در سوره اسراء خداوند دعایی را به حضرت محمد(ص) تعلیم می دهد که هر وقت بر کاری تصمیم گرفتی برای موفقیت در آن این طور دعا کن:
رَبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِی مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَلْ لِی مِنْ لَدُنْکَ سُلْطاناً نَصِیراً؛
بارالها، مرا با صدق و استواری داخل کن، و با صدق و درستی بیرون آر، و برای من از جانب خود تسلّطی یاری بخش قرار ده.
این دعای قرآنی در آغاز هر کار، شایسته و مناسب است تا شروع و پایان آن به درستی و استواری باشد و در هنگامه کار یاری الهی همراهی کند. در تاریخ آمده است: پیامبر گرامی اسلام(ص) هنگام فتح مکه این دعا را خواندند.
و از امام(ع) نقل شده که فرمود:
۶ . حضرت محمّد(ص) فرمود:
چون پیام توحید بزرگ و عظیم بود، بیشترین فرصت های تبلیغی پیامبران را به خود اختصاص داد، پیامبر ما هم برای معرفی توحید، گفت وگوهای بسیار با مردم داشت. آیات و نشانه های خداوند را برای مردم باز می گفت و از آنان می خواست به تأمل و دقت نشینند. در آغاز سوره شورا، خداوند موادّ لازم را برای این گفت وگوها به پیامبرش می آموزد و در ضمن به او تعلیم می دهد تا بگوید:
اللَّهُ رَبّی عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَإِلَیْهِ أُنیبُ؛
اللَّه پروردگار من است، بر او توکل کردم و به سوی او باز می گردم.
۷ . یکی از آموزش های الهی و قرآنی حمد و سپاس الهی است، ودیگری یاد نیک و شایسته از برگزیدگان وادی توحید، یعنی پیامبران و اولیای الهی که راهنمایان بشر به سوی تقوا و پاکی و عدالت و توحید بودند. آنانی که خداوندشان برگزید تا مشعل هدایت دیگران به سوی خدا و آخرت باشند. خداوند به حضرت محمد(ص) فرمان می دهد که بگو:
الْحَمْدُ للَّهِ وَسَلامٌ عَلی عِبادِهِ الَّذینَ اصْطَفی ؛
تمام حمد و سپاس برای خداست، و سلام بر بندگانش، آنان که برگزید.
۸ . مهم ترین پیام پیامبران الهی، توحید و خدا پرستی بوده است. پیامبر ما هم به سان دیگر پیامبران پایه و شالوده دعوتش یکتاپرستی بود و سعی می کرد تصویر درستی از توحید ذات و صفات و افعال به بشر ارائه دهد، و به دور از خرافات و پندارها، توحید ناب و خالص را تبیین کند. در قرآن کریم آیاتی که مربوط به توحید است از آیات دیگر بیشتر است. هر بار که مردم نادان برای کجروی خود بهانه ای می تراشند و بر پایه اندیشه های جاهلی، اعتراض می کنند پیامبر با صبر و سعه صدر به آنان پاسخ سنجیده می دهد. یک بار پس از پاسخ به آنان به فرمان الهی چنین می گوید:
الحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَمْ یَتَّخِذ وَلَداً وَلَمْ یَکُنْ لَهُ شَرِیکٌ فِی المُلْکِ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ وَلِیٌّ مِنَ الذُّلِّ وَکَبِّرْهُ تَکْبِیراً؛
حمد و سپاس خدایی راست که فرزندی نگرفته و در حکومت شریکی برای او نیست، و هم پیمانی برای یاری او در مشکلات نیست (چرا که احتیاج ندارد) و بزرگ دار او را برترین بزرگ داشتن.
رسول خدا(ص) فرمود:
۹ . پیامبر ما در راه ابلاغ پیام الهی، از ناکسان آزار بسیار دید. و هر گاه که فشار روحی و روانی و تبلیغاتی دشمن اوج می گرفت، خداوند پیامبرش را دل داری و روحیه می داد.
در صلح حدیبیه به هنگام نوشتن صلحنامه، یکبار به گاه نوشتن بسم اللَّه الرحمن الرحیم در آغاز صلحنامه، و بار دیگر به وقت نوشتن کلمه
هوَ رَبّی لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَإِلَیْهِ مَتابِ؛
او پروردگار من است، به جز او خدایی نیست، بر او توکل کردم و به سوی او باز می گردم.
۱۰ . یکی از تعلیمات خدا به پیامبرش حضرت محمّد(ص) این است که بگو:
إِنَّ صَلاتی وَنُسُکی وَمَحْیایَ وَمَماتی للَّهِ ِ رَبِّ العالَمینَ؛
به درستی که نماز من، عبادات من، زندگی من و مرگ من برای خداوند است که پروردگار جهان هاست.
۱۱ . پیامبر ما از منافقان رنج بسیار دید؛ آنان که به زبان تظاهر به اسلام می کردند و در دل اعتقاد به آن نداشتند بلکه درپی کارشکنی و شیطنت و عیب جویی بودند. خداوند هم از درون و شیوه آنان، پیامبرش را آگاه می کرد. به همین سبب درجای جای قرآن کریم از منافقان و کج رفتاری آنان یاد می شود. آنان که می دیدند از گفت وگوها و محفل آنان، پیامبر خبردار می شود، به جای اصلاح کار و برنامه خود و آمدن به راه راست، شیوه خود را عوض کردند و این بار با زبان ایما و اشاره پیام های خود را به یکدیگر می رساندند. این بار هم خداوند پیامبرش را از روش آنان آگاه ساخت و ضمن تجلیل از آن حضرت به وی فرمود: در برخورد با چنین مشکلات بگو:
حَسْبِیَ اللَّه لا إِلهَ إلاَّ هُوَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ العَرْشِ العَظیم؛
خداوند مرا بس است، به جز او خدایی نیست، بر او توکل کردم، او که صاحب عرش عظیم است.
پیامبر گرامی فرمود:
عبداللَّه بن عباس گوید:
۱۲ . در قرآن کریم گاهی ملاحظه می شود دعاهایی را خداوند به پیامبرش یاد می دهد. گرچه در این نوع جملات طرف خطاب حضرت محمد(ص) است، اما از آن جا که پیامبر برای همگان اسوه و الگوست، پیداست که این گونه خطاب ها شامل حال دیگران نیز می شود.
یکی از آموزش های خدای متعال به حضرت محمد(ص)این دعاست:
قُلِ اللَّهُمَّ مالِکَ المُلْکِ تُؤْتِی المُلْکَ مَنْ تَشاءُ وَتَنْزِعُ المُلْکَ مِمَّنْ تَشاءُوَتُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَتُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِیَدِکَ الخَیْرُإِنَّکَ عَلی کُلِّ شَی ءٍ قَدِیرٌ تُولِجُ اللَّیلَ فِی النَّهارِ وَتُولِجُ النَّهارَ فِی اللَّیْلِ وَتُخْرِجُ الحَیَّ مِنَ المَیِّتِ وَتُخْرِجُ المَیِّتَ مِنَ الحَیِ وَتَرْزُقُ مَنْ تَشاءُ بِغَیْرِ حِسابٍ؛
ای محمد، بگو بارالها، صاحب حقیقی حکومت تویی، به هر که خواهی حکومت دهی و از هر که خواهی باز ستانی، هر که خواهی عزیز و گرامی داری و هر که را خواهی ذلیل و پست گردانی، تمام خیرات به دست تواست، به درستی که تو بر هر چیز توانایی. شب را درروز فرومی بری و روز را درشب فرومی بری، زنده را از مرده برآوری و مرده را از زنده خارج سازی، و هر که را خواهی بی شمارروزی می دهی.
برگرفته ازسایت بعثه

ربناصل علی احمدخیرالمرسلینا + صدا

ربنا صل علی احمد خیرالمرسلینا

و علی الساقی علی الحوض امیرالمومنینا

و علی فاطمه الزهراء ام الاکرمینا

و علی السبطین و السجاد زین العابدینا

و علی الباقر و الصادق علماو یقینا

و علی الکاظم موسی و الرضا فضلا و دینا

و التقی الخاشع الباسط بالجود یمینا

و علی الهادی الذی اشرق کالشمس جبینا

و زکی العسکری الحسن الخلق امینا

و علی القائم بالقسط مغیثا و معینا

آل یاسین الهداه الطیبین الطاهرینا

ربنا سیدنا صل علیهم اجمعینا

دانلود کنید :

rabana_sale_ala_ahmade

گوش بدهید:

 

ولادت رسول الله محمدصلی الله علیه وآله اعجازالهی

ولادت پیامبر اکرم از زبان حضرت آمنه سلا الله علیها
آمنه می گوید: وقتی زمان زایمانم نزدیک شد، دیدم بال پرنده‌ای سفید بر قلبم کشیده شد

و همه ترس و نگرانی‌ها از من دور گردید، نوشیدنی سفید رنگی برای من آوردند و من که تشنه بودم، از آن نوشیدم. نوری مرا در بر گرفت. سپس بانوانی بلند قامت با من سخن گفتند ولی گفتار آنان همانند گفتار انسان‌ها نبود. ناگهان دیدم پارچه ابریشمی سفیدی بین آسمان و زمین را پوشانده است و هاتفی می‌گوید: «از گرامی‌ترین مردم، او را بگیرید.»

مردانی را دیدم که در آسمان ایستاده بودند و در دستان آنان جام‌های آب بود. به شرق و غرب زمین نگاه کردم و پرچمی از سندس (پارچه بافته شده از حریر) دیدم که بر ستونی از یاقوت بین آسمان و زمین در پشت کعبه بر افراشته بود. پس از آن محمد صلی الله علیه و آله و سلم به دنیا آمد در حالی که انگشتان خود را به آسمان بلند کرده بود.
ابر سفیدی از آسمان پایین آمد و او را در بر گرفت. گوینده‌ای گفت:« محمد را در شرق و غرب زمین و دریاها گردش دهید تا همگان او را به نام و صورت و عنوان بشناسند.»
سپس او را باز گرداندند، و دیدمش که در پارچه‌ای سفیدتر از شیر پیچیده شده بود و زیر او پارچه‌ای بود از ابریشم سبز.

سه کلید از جنس مروارید تازه با او بود. هاتفی می‌گفت:« کلیدهای یاری (نصرت)، رحمت و نبوت همیشه با اوست.» پس از آن، ابر دیگری او را فرا گرفت و مدتی بیش از بار اول او را با خود برد. شنیدم که گوینده‌ای می گفت:« محمد را در شرق و غرب بگردانید و او را بر جنیان و آدمیان، پرندگان و درندگان نمایش دهید و به او عطا کنید صفای آدم، نازک‌دلی نوح، دوستی ابراهیم، زبان اسماعیل، کمال یوسف، شادی یعقوب، صدای داود، زهد یحیی و کرم عیسی را.» سپس هاتفی گفت:« همه دنیا در اختیار و قدرت محمد در آمد.»

سپس سه نفر را دیدم که صورت آنان همانند خورشید می‌درخشید؛ در دست یکی از آنان جامی نقره ای با مشک بود و در دست دومی ظرف زمرّدین چهارگوشه‌ای بود که در هر گوشه آن مروارید سفیدی قرار داشت. در این وقت هاتفی گفت:« این دنیاست؛ ای حبیب خدا، آن را بگیر.» محمد صلی الله علیه و آله وسلم وسط آن را گرفت.

گوینده‌ای گفت:« محمد صلی الله علیه و آله و سلم کعبه را گرفت.» در دست سومی پارچه ابریشمین سفیدی بود که آن را گشود و از آن مهری خارج کرد که چشم بیننده را به خود جلب می کرد. پس از آن هفت بار از آب همان جام شست و کتف محمد صلی الله علیه و آله وسلم را با آن مهر کرد و آب دهان خود را در دهان مبارک کودک نهاد و او را به سخن گفتن واداشت و چیزهایی گفت که من نفهمیدم، مگر این چند جمله را:« در پناه خدا باشی. من قلب تو را از ایمان و علم و یقین و عقل و شجاعت انباشتم.
تو برترین انسان هستی. آن که از تو پیروی کند سعادتمند است و آن که فرمان تو را نبرد بدبخت.»

این فرشته همان رضوان (نگاهبان بهشت) بود. رفت و پس از مدتی بازگشت و به محمد گفت:« بر تو بشارت باد ای سایه سر بلندی دنیا و آخرت.» سپس نوری از سر محمد صلی الله علیه و آله وسلم تا آسمان درخشید و من کاخ‌های سرزمین شام را دیدم و در اطراف خود انبوهی از مرغان زیبا را که بالهایشان را گشاده بودند.

منابع:
بحارالانوار، ج۱۵، ص۲۷۲ — مناقب آل ابیطالب
همان، ص۲۸۷ — الفضائل

دیدار فرشتگان با حضرت محمد « ص » در اولین لحظه های تولد

پس از زایمان آمنه، حوریان بهشتی کودک را در پارچه ای پیچیده در برابر آمنه نهادند و به آسمان بازگشتند تا بشارت ولادت حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم را به ملائکه برسانند.

جبرئیل و میکائیل* دو ملک متقرب خداوند به صورت دو جوان وارد خانه آمنه شدند. در دست جبرئیل ظرف بزرگی از طلا و با میکائیل آبریزی از عقیق سرخ بود پس جبرئیل بدن حضرت محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم را شست و شو می داد و میکائیل بر آن آب می ریخت پس از پایان شستشو در چشمان کودک سرمه کشیدند و بر سر او ماده ای ساخته شده از مشک و عنبر و کافور قرار دادند.
پس ملائکه هفت آسمان به دیدار حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) آمدند و گروه گروه بر او سلام کردند.

میکائیل یکی از چهار فرشته مقرب خداست که مأمور روزی رساندن به مخلوقات است .

منابع:
بحارالانوار، ج۱۵، ص ۲۸۸ — الفضائل

نورپیامبراکرم پس ازولادت

پس از به دنیا آمدن حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم، شبانگاهان نور از سیمای او ساطع شد. این نور چنان در فضا گسترده شد که خانه‌ی همه‌ی مکّیان را روشن کرد.
عبدالمطلب می‌گوید: پس از زایمان آمنه، به دیدار او و فرزندش رفتم. سیمای محمد همانند ماه تمام، می‌درخشید.

منابع:
بحارالانوار، ج۱۵، ص۲۸۹ —الفضائل
همان ص۲۹۰ — الفضائل
پرچم های بهشتی در شب ولادت پیامبر اکرم 
خداوند در شب تولد حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم به جبرئیل امر فرمود چهار پرچم بهشتی به زمین فرود آورد. جبرئیل پرچم اول را که پرچمی سبز بود و بر آن با خطی سفید نوشته شده بود « لا اله الا الله، محمد رسول الله »، بر کوه قاف نهاد و پرچم دیگر را بر کوه ابوقبیس. این پرچم دو شعبه داشت که بر یکی نگاشته بود:« گواهی بر وحدانیت خداوند » ( شهاده ان لا اله الا الله ) و بر شعبه دیگرش « دینی جز دین محمد بن عبدالله نیست.» ( لا دین الا دین محمد بن عبدالله )

پرچم سوم را بر بام مسجد الحرام نصب کرد که بر یک تکه آن نوشته بود:« خوشا آنان که بر خدا و محمد صلی الله علیه و آله وسلم ایمان آوردند.» ( طوبی لمن آمن بالله و بمحمد ) و بر دیگری نوشته بود:« وای بر آنان که به محمد صلی الله علیه و آله وسلم نگروند و یک حرف از آنچه را که از نزد خداوند آورده است رد کنند.» ( ویل لمن کفر به ورد علبه حرفاً مما یاتی به من عند ربه ) و پرچم چهارم را بر ضریح بیت المقدس نهاد که بر آن به خط سیاه در سطر اول نوشته بود:« پیروز، جز خدا نیست.» ( لا غالب الا الله ) و در سطر دوم:« نصرت و یاری تنها برای خدا و محمد صلی الله علیه و آله وسلم است.» ( النصرلله و لمحمد صلی الله علیه و آله وسلم )

منابع:
بحارالانوار، ج۱۵، ص۲۸۹ — الفضائل

ولادت پیامبر اکرم از زبان حضرت عبدالمطلب

عبدالمطلب می‌گوید:
هنگام زایمان آمنه، در حال طواف خانه خدا بودم که ناگاه مشاهده کردم بت‌های کعبه همگی بر زمین ریختند و متلاشی شدند. بت بزرگ نیز با صورت بر زمین افتاد. در همان موقع ندایی آسمانی شنیدم که گفت:« اینک آمنه، رسول خدا را به دنیا آورد.» با دیدن این صحنه متحیر شدم و با سرعت به سوی خانه آمنه شتافتم. ابر سفیدی تمامی خانه را پر کرده و بوی مشک ناب و عنبر و عود همه جا را گرفته بود.

به نوزاد نگاه کردم، او را بوسیدم و خداوند را ستایش نمودم: « الحمدلله الذی اخرجک الینا حیث وعدنا بقدومک » ( سپاس خداوندی را که همان گونه که وعده کرده بود، تو را به دنیا آورد.) سپس محمد صلی الله علیه و آله و سلم را که در چهره من و آمنه تبسم می‌کرد به آمنه سپردم و گفتم: « او را نگاهبانی کن که مقامی بسیار بزرگ خواهد یافت.»

مردم از هر سو به دیدار محمد می‌آمدند. هر کس او را زیارت می کرد، چنان از بوی مشک خوشبو می‌شد که وقتی برمی‌گشت، دیگران تا مدت‌ها بوی خوش او را استشمام می‌کردند.

منابع:
بحارالانوار، ج۱۵، ص۳۲۹ — الانوار

ندای آسمانی در هنگام ولادت پیامبر اکرم
امام صادق علیه السلام ماجرای ولادت پیامبر اکرم را از زبان آمنه چنین نقل می‌فرماید:
به خدا سوگند، فرزندم با دستان خود بر زمین فرود آمد. آن‌گاه سر به سوی آسمان بلند کرد و به آن نگریست. نوری از من ساطع شده بود که همه چیز در پرتوش نورانی بود. شنیدم که منادی صدا زد: « تو بزرگترین مرد جهان را به دنیا آوردی.»

و نیز نقل کرده اند:
آمنه صدایی شنید که می گفت: « تو باردار بزرگ این امت هستی. پس وقتی فرزندت متولد می‌شود بگو: « اعیذه بالواحد شرّ کل حاسد » ( او را از گزند همه‌ی حسودها به خدای یگانه می‌سپارم ) سپس او را محمد نام بگذار.»

منابع:
بحارالانوار، ح۱۵، ص۲۵۸
سیرهالنبویه، ج۱، ص۱۶۶
الکامل، ج۱، ص۲۹۴
بحارالانوار، ج۱۵، ص۲۶۱ — احتجاج
بحارالانوار، ج۱۵، ص۲۹۷، ح۳۵ —

کمک حوریان بهشتی در زایمان آمنه

آمنه در اتاقی تنها، بر مرگ همسر خود، عبدالله، می‌گریست که ناگهان درد زایمان او را فرا گرفت. خواست از اتاق خارج شود ولی در باز نشد. برگشت و در حالی‌که درد می کشید بر تنهایی خویش گریست. ناگاه دید که سقف خانه گشوده شد و چهار حوری بهشتی از آن فرود آمدند. صورت‌های آنان چنان نورانی بود که خانه از پرتو آنان روشن شد.
آنها به آمنه گفتند:« نترس، و از چیزی بیمناک نباش. ما آمده‌ایم در زایمانت کمک کنیم.» سپس در چهار طرفش نشستند.
چشمان آمنه آرام به خواب رفت و وقتی چشم گشود که حضرت محمد صلی الله علیه و آله را در کنار خویش دید، در حالی که پیشانی بر زمین نهاده بود، سجده می‌کرد، انگشت اشاره خود را به آسمان بلند کرده بود و اشاره به وحدانیت خداوند (لا اله الا الله) می‌فرمود.»

منابع:
بحارالانوار، ج۱۵، ص۲۸۷ — الفضائل

برگرفته ازسایت رشد

باب الثعبان

روزی امیر المؤمنین علی (علیه السلام) دردوران حکومتشان در مسجد کوفه در هنگام سخنرانی ،ناگهان اژده هایی وارد مجلس شد و کنار منبر حضرت نشست مردم ترسیدند

،عده ای فرار کردند وعده ای هم وسیله آماده کردند تا به او حمله کنند ،حضرت اشاره کرد کاری نداشته باشید او با من کار دارد!!

اژدها سرش را بالا گرفت تا با حضرت صحبت کند صحبت هایی بینشان رد وبدل شد ،بعد از مدتی ازدها از همان در بیرون رفت و ان در معروف شد به باب الثعبان .

آن هایی که در مجلس بودند پرسیدند این که بود وچه کار داشت ؟!

حضرت فرمود: او برادر جنی شما ست وپسرفلان رئیس ازطائفه جن است.

گفت:پدرم از دنیا رفته ومرا وارث خود در امر حکومت بر قبیله کرده، امدم از شما اجازه بگیرم براین امر ،وحضرت فرمود من هم اجازه دادم.

بعدها معاویه لعنهالله علیه واله دیدعلی(علیه السلام) با این ماجرا نزد مردم محبوبیت خاصی پیدا می کند ،دستور داد فیلی را اوردند وانجا نشاندن تا هر کس می خواهد وارد مسجد شود سرگرم فیل شود وماجرای اژدها را کم کم فراموش کنند .

و بعد ها آن در که معروف به«باب الثعبان»بود به «باب الفیل» مشهور شد.

«اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وال محمد واخر تابع له علی ذلک»