بایگانی: اردیبهشت ۱۳۹۲

ام البنین زوجهامیرالمومنین علیه السلام

الثالث عشر من جمادى الآخر ذکرى وفاه ام البنین فاطمه بنت حزام زوج امیر المؤمنین(ع)

اسمها ونسبها :
إن أم البنین ( علیها السلام ) غلبت کنیتها على اسمها لأمرین :
۱ – أنها کُنِّیَت بـ ( أم البنین ) تشبهاً وتیمناً بجدتها لیلى بنت عمرو حیث کان لها خمسه أبناء .
۲ – التماسها من أمیر المؤمنین ( علیه السلام ) أن یقتصر فی ندائها على الکنیه، لئلا یتذکر الحسنانِ ( علیهما السلام ) أمَّهما فاطمه ( علیها السلام ) یوم کان ینادیها فی الدار .
وإن اسم أم البنین هو : فاطمه الکلابیّه من آل الوحید، وأهلُها هم من سادات العرب، وأشرافهم وزعمائهم وأبطالِهم المشهورین، وأبوها أبو المحل، واسمُه : حزام بن خَالد بن ربیعه .

نشأتها :
نشأت أم البنین ( علیها السلام ) بین أبوینِ شریفین عُرِفا بالأدب والعقل، وقد حَبَاهَا الله سبحانه وتعالى بجمیل ألطافه، إذ وهبها نفساً حرهً عفیفهً طاهره، وقلباً زکیاً سلیماً، ورزقها الفطنه والعقل الرشید .
فلما کبرت کانت مثالاً شریفاً بین النساء فی الخُلق الفاضل الحمید، فجمعت إلى النسب الرفیع حسباً منیفاً، لذا وقع اختیار عقیل علیها لأن تکون قرینهَ أمیر المؤمنین الإمام علی بن أبی طالب ( علیه السلام ) .

الاقتران المبارک :
أراد الإمام علی ( علیه السلام ) أن یتزوج من امرأه تنحدر عن آباء شجعان کرام، یضربون فی عروق النجابه والإباء، لیکون له منها بنون ذوو خصالٍ طیّبه عالیه، ولهذا طلب أمیرُ المؤمنین ( علیه السلام ) من أخیه عقیل – وکان نسابه عارفاً بأخبار العرب – أن یختار له امرأهً من ذوی البیوت والشجاعه،

فأجابه عقیل قائلاً :
(أخی، أین أنت عن فاطمه بنت حزام الکلابیه، فإنه لیس فی العرب أشجع من آبائها) .
ثم مضى عقیلُ إلى بیت حزام ضیفاً فأخبره أنه قادم علیه یخطب ابنتَه الحره إلى سید الأوصیاء علی ( علیه السلام ) .
فلما سمع حزام ذلک هَشَّ وَبَشَّ، وشعر بأن الشرف ألقى کلاکله علیه، إذ یصاهر ابنَ عم المصطفى ( صلى الله علیه وآله )، ومَن ینکر علیاً ( علیه السلام ) وفضائله، وهو الذی طبق الآفاق بالمناقب الفریده .
فذهب حزام إلى زوجته یشاورها فی شأن الخِطبه، فعاد وهو یبشر نفسه وعقیلاً وقد غمره السرور وخفت به البشاره .
وکان الزواج المبارک على مهرٍ سَنه رسول الله ( صلى الله علیه وآله ) فی زوجاته وابنته فاطمه ( علیها السلام )، وهو خمس مئه درهم .

مجمع المکارم :
أم البنین ( علیها السلام ) من النساءِ الفاضلاتِ، العارفات بحق أهل البیت ( علیهم السلام )، وکانت فصیحه، بلیغهً، ورعه، ذات زهدٍ وتقىً وعباده، ولجلالتها زارتها زینبُ الکبرى ( علیها السلام ) بعد منصرفها مِن واقعه الطف، کما کانت تزورها أیام العید.
فقد تمیزت هذه المرأه الطاهره بخصائصها الأخلاقیه، وإن مِن صفاتها الظاهره المعروفه فیها هو : ( الوفاء ) .
فعاشت مع أمیرِ المؤمنین ( علیه السلام ) فی صفاءٍ وإخلاص، وعاشتْ بعد شهادته
( علیه السلام ) مدّه طویلهً لم تتزوج من غیره، إذ خطبها أبو الهیاج بن أبی سفیان بن الحارث، فامتنعت .
وقد روت حدیثاً عن علی ( علیه السلام ) فی أن أزواج النبی والوصی لا یتزوجن بعده.
وذکر بعض أصحاب السیر أن شفقتها على أولاد الزهراء ( علیها السلام ) وعنایتها بهم کانت أکثر من شفقتها وعنایتها بأولادها الأربعه – العباس وأخوته – ( علیهم السلام )، بل هی التی دفعتهم لنصره إمامهم وأخیهم أبی عبد الله الحسین ( علیه السلام )، والتضحیه دونه والاستشهاد بین یدیه .

وفاتها :
وبعد عمرٍ طاهر قضته أم البنین ( علیها السلام ) بین عبادهٍ لله جل وعلا وأحزانٍ طویلهٍ على فقد أولیاء الله سبحانه، وفجائع مذهله بشهاده أربعه أولادٍ لها فی ساعهٍ واحده مع حبیب الله الحسین ( علیه السلام ) .
وکذلک بعد شهاده زوجها أمیر المؤمنین ( علیه السلام ) فی محرابه .
بعد ذلک کله وخدمتها لسید الأوصیاء ( علیه السلام ) وولدیه الإمامین ( علیهما السلام ) سبطَی رسول الله ( صلى الله علیه وآله ) سیدی شباب أهل الجنه، وخدمتها لعقیله بنی هاشم زینب الکبرى ( علیها السلام ) أقبل الأجَلُ الذی لابُدَّ منه، وحان موعدُ الحِمام النازل على ابن آدم .
فکانتْ وفاتُها المؤلمه فی الثالث عشر مِن جمادى الآخره سنه ( ۶۴ هـ ) .
فسلامٌ على تلک المرأه النجیبه الطاهره، الوفیّه المخلصه، التی واست الزهراء ( علیها السلام ) فی فاجعتها بالحسین ( علیه السلام )، ونابت عنها فی إقامه المآتم علیه، فهنیئاً لها ولکل من اقتدت بها من المؤمنات الصالحات .

موقع السیدکمال الحیدری

زیارت پیامبربه نظروهابیون ممنوع؟

زیارت پیامبر ممنوع!

مخالفت وهابیون با زیارت قبر رسول خدا
مسجدالنبی

یکی از افکار ابن تیمیه این است که زیارت قبر پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) را جایز نمی‎داند و آن را بدعت می‎نامند. و آن را حتی برای اهل مدینه مورد شبهه قرار داده است. وی در کتاب خود به نام “مجموعه الرسائل الکبری” آورده است که هر حدیثی که درباره زیارت قبر پیامبر(صلی الله علیه و آله) وارد شده، ضعیف بلکه جعلی است. از کلام ابن تیمیه پیداست که با زیارت مرقد مطهر پیامبر اکرم در کل مخالف است.

این که وی می‎گوید نباید برای زیارت تربت نبی و ائمه بار سفر بست، بین همه وهابی‎ها از جمله ابن‎تیمیه و محمدبن عبدالوهاب اجماع است.

ابن تیمیه نظرش این است که حتی برای کسانی که در خود مدینه ساکن هستند نیز رفتن برای زیارت قبر نبی اکرم جایز نیست اما محمدبن عبدالوهاب در این قسمت با ابن تیمیه اتفاق نظر ندارد. وی می‎گوید برای مردم مدینه رفتن به زیارت مرقد نبی اکرم مستحب و سنت است.

در این مقاله قصد داریم موضع اهل تسنن را در مقابل وهابیون که زیارت مرقد پیامبر(صلی الله علیه و آله) را غیر مجاز و شرک می‎داند، را روشن کنیم.
با توجه به روایات و نظرات علمای اهل تسنن دریافتیم که ایشان نه تنها زیارت مرقد مطهر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) را بدعت نمی‎دانند بلکه مستحب و به نظر برخی واجب دانسته و آن زیارت را موجب شفاعت حضرت در قیامت می‎دانند. و این که وهابیان با زیارت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) مخالفت می‎کنند از عقاید گمراه کننده خودشان است و ربطی به عقاید اهل تسنن ندارد. نظر شیعه هم که در این مورد واضح و روشن می‎باشد.
اتفاق نظر علمای اهل تسنن بر جواز زیارت رسول خدا(صلی الله علیه و آله)

بسیاری از علمای اهل تسنن بر جواز و استحباب زیارت مرقد رسول خدا اجماع و اتفاق نظر دارند:

۱- سمهودی از تقی الدین سبکی نقل می‎کند که گفته است: «مسئله اجماعی است، هم از نظر اقوال که همه گفته‎اند و هم از نظر فعل و عمل، اجماعی است.» و به طور تفصیل کلام علمای اهل سنت را در این مورد بیان نموده و گفته است که زیارت رسول خدا «قربهً الی الله» است؛ یعنی موجب قرب به خدا می‎شود؛ هم به دلیل کتاب، هم سنت، هم اجماع و قیاس.

اما در کتاب(قرآن)، به این آیه استدلال نموده است:

«… و لو أنّهم إذ ظلموا أنفسهم جاوک فاستغفروالله واستغفر لهم الرّسول لوجدوا الله توّاباً رحیماً»(۱)؛ چون آیه دلالت دارد به ترغیب آمدن نزد رسول خدا و استغفار نزد آن حضرت، و استغفار رسول خدا برای آنان. این مقامی است که با رحلت پیامبر قطع نمی‎شود و بعد از رحلت هم رسول خدا برای مؤمنین و امت، استغفار می‎کند چون پیغمبر زنده است و پس از رحلت و هنگامی که اعمال بر آن حضرت عرضه می‎شود، برای امت استغفار می‎کند و از کمال رحمتش دانسته می‎شود که ترک نمی‎کند استغفار را برای کسی که نزد آن حضرت آمده در حالی که استغفار می‎کند خداوند را.

علما از این آیه برای هر دو حالت استفاده‎ کرده‎اند؛ یعنی هم حالت قبل و بعد از موت رسول خدا را. و نیز برای کسی که نزد قبر می‎آید، تلاوت این آیه را مستحب دانسته‎اند.

و اما در سنت و روایات:

در احادیثی صحیح و موثق، ثواب و تاکید زیارت قبر پیغمبر ذکر شده که خللی در آن نیست.

اما اجماع، عیاض گفته است: «زیاره قبره(صلی الله علیه و آله) سنّهٌ بین المسلمین مجمع علیها و فضیله مرغب فیها»(۲)؛ زیارت قبر پیامبر(صلی الله علیه و آله) بین مسلمان‎ها سنت و بر آن اجماع هست و فضیلتی می‎باشد که به آن ترغیب شده است.

۲- سمهودی می‎نویسد: فقها و علمای حنفی گفته‎اند: زیارت قبر پیغمبر(صلی الله علیه و آله) از با فضیلت‎ترین مستحبات بلکه به درجه‎ واجبات نزدیک است و هم چنین “مالکیه” و “حنابله” هم بر این مطلب تصریح نموده‎اند و سبکی در کتابی که درباره زیارت دارد، نقل‎های آنها را توضیح داده، ولی چون بر آن اجماع هست، نیازی به بررسی و تتبّع آنها نیست.(۳)
علامه امینی(ره) می‎گوید: «بر اساس روایتی که به طور شایع نقل شده، از عمر بن عبدالعزیز نقل شده است که او همواره از شام به سوی مرقد رسول خدا(صلی الله علیه و آله) قاصد می‎فرستاد تا بر پیامبر(صلی الله علیه و آله) سلام کند و برگردد.

۳- در مسند ابی حنیفه در پاورقی حدیث: «زیاره قبر نبی(صلی الله علیه و آله) از فاضل لهنوی در شرح موطّأ می‎نویسد: «به درستی که علما اتفاق دارند بر این که زیارت قبر پیغمبر(صلی الله علیه و آله) از بزرگ‎ترین اعمال مستحب و افضل مشروعات است و کسی که در مشروعیت آن نزاع کند، گمراه و گمراه کننده است.»(۴)

۵- در کتاب: الفقه علی المذاهب الأربعه – که موارد اتفاقی علمای مذاهب اربعه را نقل می‎نماید – می‎گوید: «زیاره قبر النبیّ (صلی الله علیه و آله) أفضل المندوبات و ورود فیها احادیث.»(۵)

بنابراین، جواز زیارت مرقد رسول خدا(صلی الله علیه و آله) را علمای اهل تسنن اجماعی و اتفاقی دانسته‎اند، چگونه می‎شود اجماع و اتفاق بر مسئله‎ای باشد و ابن تیمیّه آن را بدعت بداند؟

عمل اصحاب و تابعین به زیارت

در کتاب‎های علمای اهل سنت، روایات بسیاری مبنی بر سیره و عمل همیشگی اصحاب و تابعین، بر زیارت قبر پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) وجود دارد:

۱- مالک بن انس، از عبدالله بن دینار نقل می‎کند که ابن عمر نزد قبر پیغمبر می‎ایستاد و بر آن حضرت صلوات می‎فرستاد و برای ابوبکر و عمر دعا می‎کرد.(۶)

۲- بیهقی نیز با سندی از عبدالله بن دینار نقل کرده است که گفت: «دیدم عبدالله بن عمر را که بر قبر پیغمبر(صلی الله علیه و آله) ایستاده و بر پیغمبر سلام کرده و دعا می‎کند، بعد برای ابوبکر و عمر دعا کرد.»(۷)

۳- در وفاء الوفا از ابن عون نقل می‎کند که مردی از نافع پرسید: آیا عمر بر قبر پیغمبر(صلی الله علیه و آله) سلام می‎نمود؟ جواب داد: «آری، به تحقیق دیدم او را صد مرتبه یا بیشتر که می‎آمد نزد قبر، می‎ایستاد و می‎گفت: السّلام علی النبی(صلی الله علیه و آله)، السّلام علی أبی بکر، السّلام علی أبی.»(۸)

۶- علامه امینی(ره) می‎گوید:

«بر اساس روایتی که به طور شایع نقل شده، از عمر بن عبدالعزیز نقل شده است که او همواره از شام به سوی مرقد رسول خدا(صلی الله علیه و آله) قاصد می‎فرستاد تا بر پیامبر(صلی الله علیه و آله) سلام کند و برگردد. در عبارت دیگری است که او همواره قاصدی از شام به مدینه به محضر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روانه می‎کرد؛ این مطلب را بیهقی در کتاب شعب الایمان و ابوبکر احمد بن عمرو نیلی(متوفی ۲۸۷) در مناسکش و قاضی عیاض در کتاب الشفاء و حافظ ابن جوزی (در کتاب مثیر الغرام الساکن) و تقیّ الدین سبکی در شفاء السقام(۹) و دیگران نیز ذکر کرده‎اند.»(۱۰)
شبهه ابن تیمیّه مبنی بر بدعت بودند زیارت مرقد رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و این که تعظیم غیر خداوند منجرّ به شرک شده و حرام است، شبهه‎ای بی پایه و اساس است چرا که هرگز نمی‎تواند عملی حرام و بدعت باشد و در عین حال مورد عمل اصحاب و تابعین قرار گیرد.

از تعبیر نقل شده معلوم می‎شود که این عمل، مکرر انجام شده، زیرا می‎گوید: «و کان (عمربن عبدالعزیز) یبعث» این تعبیر: «کان» دلالت بر استمرار و تکرار دارد، نه این که یک بار انجام شده باشد.

بنابراین، شبهه ابن تیمیّه مبنی بر بدعت بودند زیارت مرقد رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و این که تعظیم غیر خداوند منجرّ به شرک شده و حرام است، شبهه‎ای بی پایه و اساس است چرا که هرگز نمی‎تواند عملی حرام و بدعت باشد و در عین حال مورد عمل اصحاب و تابعین قرار گیرد.

نظرات علمای اهل تسنن درباره زیارت مرقد پیامبر(صلی الله علیه و آله)

با تحقیق در کتاب‎های اهل سنت، به وضوح می‎تواند دریافت که جواز زیارت مرقد پیامبر(صلی الله علیه و آله) مورد تصریح علمای اهل سنت قرار گرفته و شبهه‎ای در آن نیست. در اینجا برخی از نظرات را ذکر می‎کنیم.

۱- یکی از علمای بزرگ اهل سنت به نام “تقی الدین ابوالحسن عبدالکافی السبکی” در کتاب شفاء السقام فی زیاره خیر الأنام، احادیث زیادی از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نقل کرده و درباره سند آن احادیث، بحث نموده و اسناد بسیاری از آنها را صحیح و معتبر دانسته است. در ذیل یکی از این روایات، ضمن بررسی سند آن روایت می‎گوید:

«با این مطلبی که گفتیم بلکه به کمتر از این هم افترای کسی که می‎گوید همه احادیثی که در مورد زیارت وارد شده مجعول و جعلی است، روشن می‎شود.»

سپس می‎گوید: «منزّه است خداوند تبارک، آیا از خدا و رسولش در این گفتار حیا نمی‎کنند، چیزی را می‎گویند که نه عالم و نه جاهل و نه هیچ اهل حدیث و نه غیر اینان، کسی آن را نگفته است، چگونه مسلمانی اجازه می‎دهد که به تمام احادیث – که حدیث زیارت تربت پیامبر نیز یکی از آنهاست – بگوید همه اینها جعل و ساختگی است؟!»

۲- در الفقه علی المذاهب الأربعه؛ کتابی که موارد اتفاق علمای مذاهب اربعه را نقل کرده (و این کتاب، فقهی است) می‎گوید: «زیاره قبر النبیّ أفضل المندویات و ورد فیها أحادیث»(۱۱)؛ زیارت قبر پیامبر، با فضیلت‎ترین مستحبات است و در این زمینه، روایاتی وارد شده است.
محمد غزالی – که علمای اهل تسنن او را امام غزالی می‎گویند – نیز در کتاب احیاء العلوم خود، مسافرت را چند قسم کرده و بعد می‎گوید: «یک قسم از مسافرت، مسافرتی است که انسان برای عبادت انجام می‎دهد مثل جهاد، حج، زیارت قبور پیامبران، صحابه، تابعین و اولیا که خود این زیارت کردن، عبادت است.»

۳- محمد غزالی – که علمای اهل تسنن او را امام غزالی می‎گویند – نیز در کتاب احیاء العلوم خود، مسافرت را چند قسم کرده و بعد می‎گوید: «یک قسم از مسافرت، مسافرتی است که انسان برای عبادت انجام می‎دهد مثل جهاد، حج، زیارت قبور پیامبران، صحابه، تابعین و اولیا که خود این زیارت کردن، عبادت است.»

بعد ادامه می‎دهد: «زیارت قبور پیامبران، صحابه، تابعین و اولیا با روایتی که می‎گوید: لا تشدّ الرحال ألاّ إلی ثلاثه مساجد، هیچ منافاتی ندارد؛ چون این روایات می‎گوید: سفر برای مساجد جایز نیست مگر این سه مسجد، زیارت با این مسئله تفاوت دارد و با هم منافاتی ندارند.»(۱۲)

۴- علامه امینی(ره) بیش از چهل نفر از بزرگان و علمای مذاهب اربعه را نام می‎برد که کلمات آنها را در استحباب زیارت و سفر برای آن را نقل می‎کند.(۱۳)

۵- سمهودی(متوفّی ۹۱۱ هـ.ق.) روایات زیادی در استحباب زیارت پیغمبر(صلی الله علیه و آله) نقل کرده است و بعد می‎گوید:

«فصل دوم در بقیه دلایل زیارت است، اگرچه متضمن لفظ زیارت نیستند و همچنین بیان تأکید مشروعیت زیارت و نزدیک بودن به درجه وجوب تا آنجا که بعضی، لفظ وجوب را بر آن اطلاق نموده‎اند و از آن به وجوب زیارت رسول الله تعبیر کرده‎اند. بنابراین درستی به سوی قبر پیامبر جهت زیارت آن حضرت رفتن و صحیح بودن نذر زیارت آن حضرت و اجیر گرفتن برای رساندن سلام به آن حضرت از یقینیات است.»(۱۴)

۶- در مسند ابی حنیفه از ابن عمر است که گفت: من السنه ان تأتی قبر النبی(صلی الله علیه و آله) من قبل القبله و تجعل ظهرک إلی القبله و تستقبل القبر بوجهک ثمّ تقول السلام علیک أیّها النبیّ و رحمه الله و برکاته»(۱۵)؛ از سنت است که از طرف قبله، به سمت مرقد پیامبر بروی، پشت خود را به سمت قبله قرار دهی و رو به قبر نمایی؛ یعنی قبر را مقابل خود قرار دهی، بعد بگویی سلام بر تو ای پیغمبر و رحمت خدا و برکات او بر تو باد.

۷- از ابن عربی نقل شده است که: «زیاره قبور الأنبیاء و الصحابه والتابعین و العلماء و سائر المرسلین للبرکه أثر معروف»

(۱۶)؛ زیارت قبور انبیاء، صحابه، تابعین، علما و سایر مرسلین برای برکت است، که روایت معروفی است.

۸- ابی عمران مالکی گفته است: «زیاره قبر النبیّ(صلی الله علیه و آله) واجبهٌ قال عبدالحقّ؛ یعنی من السنن الواجبه»

(۱۷)؛ زیارت قبر پیغمبر واجب است و عبدالحق صقلی، این وجوب را به سنت‎های واجب تفسیر کرده است.

۱۰- صاحب وفاء الوفا از فقها و علمای حنفی نقل می‎کند که آنها می‎گویند: «زیارت قبر پیغمبر(صلی الله علیه و آله) از با فضیلت‎ترین مستحبات است … و بعد از آن که اجماع بر آن هست، حاجتی به بررسی و تتبع آنها نیست.»
بهوتی می‎نویسد: «زیارت مرقد پیامبر(صلی الله علیه و آله) برای مردان و زنان مستحب است، به دلیل عموم روایتی که دارقطنی از ابن عمر نقل کرده که رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: هر کس حج به جا آورد و بعد از مرگم، قبر مرا زیارت کند، مانند این است که مرا در حال حیاتم زیارت نموده است. و در روایتی دیگر است: «هر کس قبر مرا زیارت کند، شفاعتم برای او واجب می‎شود.»

۱۲- محی الدین نووی می‎نویسد:

«به دلیل روایتی از ابن عباس، زیارت قبر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) مستحب است، وی نقل کرده است که پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: هر کس قبر مرا زیارت کند، شفاعت من برای او واجب می‎شود. و مستحب است که زائر در مسجد رسول خدا نماز بخواند، چون آن حضرت فرمود: یک نماز در مسجد من، برابر است با هزار نماز در سایر مساجد.»

۱۳- بکری دمیاطی می‎نویسد:

«فایده زیارت قبر پیامبر(صلی الله علیه و آله) سنت مؤکّد است. وقتی کلام مصنّف درباره مناسک از قبیل ارکان، واجبات و مستحبات به پایان رسید، شروع می‎کند به بحث درباره چیزی که حقّ مؤکّد بر هر مسلمانی به ویژه حاجی است و آن زیارت آقای ما رسول خدا(صلی الله علیه و آله) است.»(۱۸)

۱۴- محمّد بن شربینی می‎نویسد:

«زیارت قبر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) مستحب است؛ به دلیل فرمایش آن حضرت که فرمود: هر کس قبر مرا زیارت کند، شفاعت من برای او واجب می‎شود.

نیز به دلیل فرموده حضرت که فرمود: هر کس برای زیارت من بیاید، و جز زیارت من، کار دیگری نداشته باشد، بر خداوند حق است که روز قیامت مرا شفیع او قرار دهد. ابن سکن این روایت را در سنن خود، جزو اخبار صحیح نقل کرده است.

بخاری روایت کرده است که حضرت فرمود: هر کس نزد قبرم بر من درود فرستد، خداوند فرشته‎ای را می‎گمارد تا آن را به من برساند و خدا کار دنیا و آخرت او را کفایت می‎کند و روز قیامت، من شفیع و یا شاهد او خواهم بود.

در حدیثی آمده است که حضرت فرمود: هر کس حج به جا آورد ولی مرا زیارت نکند به من جفا کرده است. این روایت را ابن عدی در کتاب الکامل نقل کرده‎اند. (۱۹)

۱۵- بهوتی می‎نویسد:

«زیارت مرقد پیامبر(صلی الله علیه و آله) برای مردان و زنان مستحب است، به دلیل عموم روایتی که دارقطنی از ابن عمر نقل کرده که رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: هر کس حج به جا آورد و بعد از مرگم، قبر مرا زیارت کند، مانند این است که مرا در حال حیاتم زیارت نموده است. و در روایتی دیگر است: «هر کس قبر مرا زیارت کند، شفاعتم برای او واجب می‎شود.»(۲۰)

با توجه به روایات و نظرات علمای اهل تسنن دریافتیم که ایشان نه تنها زیارت مرقد مطهر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) را بدعت نمی‎دانند بلکه مستحب و به نظر برخی واجب دانسته و آن زیارت را موجب شفاعت حضرت در قیامت می‎دانند. و این که وهابیان با زیارت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) مخالفت می‎کنند از عقاید گمراه کننده خودشان است و ربطی به عقاید اهل تسنن ندارد. نظر شیعه هم که در این مورد واضح و روشن می‎باشد.

پی‎نوشت‎ها:

۱- و اگر این مخالفان، هنگامی که به خود ستم می‎کردند (و فرمان‎های خدا را زیر پا می‎گذاردند)، به نزد تو می‎آمدند؛ و از خدا طلب آمرزش می‎کردند؛ و پیامبر هم برای آنها استغفار می‎کرد؛ خدا را توبه‎پذیر و مهربان می‎یافتند.(نساء/ ۶۴)

۲- وفاءالوفا، ج ۴، ص ۱۳۶۲٫

۳- همان، ص ۱۳۶۶٫

۴- مسند، ابی حنیفه، حدیث زیاره قبر النبیّ، ص ۲۰۱٫

۵- الفقه علی المذاهب الأربعه، ج ۱، ص ۵۹۰٫

۶- الموطّأ، ج ۱، ص ۱۶۶٫

۷- سنن بیهقی، ج ۵، ص ۲۴۵، کتاب الحج، باب زیاره قبر النبی صلی الله علیه وآله.

۸- وفاء الوفا، ج ۴، ص ۱۳۵۸٫

۹- شفاء السقام، ص ۴۱٫

۱۰- الغدیر، ج ۵، ص ۱۲۷/ وفاء الوفا، ج ۴، ص ۱۳۵۷٫

۱۱- الفقه علی المذاهب الاربعه، ج ۱، ص ۵۹۰٫

۱۲- ردّ المختار علی الدر المختار، ج ۲، ص ۶۸۹٫

۱۳- الغدیر، ج ۵، ص ۱۰۹٫

۱۴- وفاء الوفا، ج ۴، ص ۱۳۴۹٫

۱۵- مسند ابی حنیفه، ۲۰۱، حدیث زیاره قبر النبیّ صلی الله علیه وآله.

۱۶- وفاء الوفا، ج ۴، ص ۱۳۶۳٫

۱۷- همان، ص ۱۳۶۴٫

۱۸- اعانه الطالبین، ج ۲، ص ۳۱۲٫

۱۹- مغنی المحتاج، ج ۱، ص ۵۱۲٫

۲۰- کشّاف القناع، ج ۵، ص ۳۷٫

برگرفته از کتاب وهابیت مبانی فکری و کارنامه عملی، آیه الله جعفر سبحانی؛ آیین وهابیت، آیه الله جعفر سبحانی؛ توحید و زیارات، آیه الله سیدحسن طاهری خرم آبادی.

گروه دین و اندیشه تبیان

مهری هدهدی