فضیلت مسجدکوفه وثواب نمازدرآن

دربیان مختصری ازفضائل مسجداعظم کوفه وفضیلت نمازدرآن.

نقل شده است:حضرت آدم ابوالبشرعلیه السلام حدودآن مسجد را معین کرده است ومحدوده مسجد خیلی بیشترازمسجد فعلی بوده است.
شیخ صدوق ازامام صادق علیه السلام روایت کرده است که حضرت فرمود حد مسجدکوفه آخرسراجین (محله خورجین فروشان یامنظوربلندیهای اطراف کوفه )است که بوسیله حضرت آدم علامت گذاری شد ومن اکراه دارم که سواره داخل کوفه شوم به حضرت گفته شد چه کسی آن راتغییرداد حضرت فرمود امااولین تغییرپس طوفان زمان نوح علیه السلام سپس اصحاب کسری ونعمان که مدتی برکوفه وحیره حکومت میکردند سپس زیادابن ابی سفیان آن راتغییرداد.(۱)
وحضرت فرمود کانه می بینم یک دیرانی درمسجدکوفه دردیرخودش که مابین زاویه ومنبرواقع است ودرآن دیرهفت اصله نخل وجوددارد وآن دیرانی ازدیرخودش مشرف است برنوح وبااوسخن میگوید.(۲)
وصدوق ازابی بصیرروایت کرده است که گفت شنیدم ازابی عبدالله علیه السلام می فرماید چه خوب مسجدی است مسجد کوفه که درآن هزارنبی وهزاروصی نمازخوانده اند وازآن آب ازتنورفوران کردودرآن سفینه نوح به گل نشست درقسمت راست آن رضوان الله ودروسط آن روضه ازروضه های بهشت ودرقسمت چپ آن مکراست یعنی خانه های شیاطین است.(۳)
وقول حضرت که فرمود رضوان الله یعنی محل رضای خداوندعا لم وکانه اشاره به کربلا ونجف داردچراکه این دومکان مقدس درسمت راست مسجد واقع شده است وهمینطورمنزل امیرالمومنین وحسنین علیهم السلام وقول حضرت که فرمودمنازل شیاطین اشاره به خانه های بنی امیه دارند.
ازحضرت امیرالمومنین علیه السلام روایت شده است که حضرت فرمودلاتشدالرحال الا فی ثلاثه مساجد المسجدالحرام ومسجدرسول الله صلی الله علیه وآله ومسجدالکوفه بارسفربسته نشود مگربرای رفتن به سه مسجد مسجدالحرام ومسجدرسول الله ومسجدکوفه یعنی این سه مسجد درفضیلت به آن حدرسیده است که سزاواراست انسان ازشهرهای خیلی دوربه این مساجدسفرکندودرآن به اقامه نماز پرداخته وفضیلت آن رادرک کند.(۴)
چنانچه روایت شده است حضرت امام سیدالعابدین صلوات الله علیه ازمدینه بکوفه آمدند ودرآن مسجد نمازخواندندوسپس رفتند.
قال النبی صلی الله علیه وآله لمااسری بی مررت بموضع الکوفه
پیامبرفرمودوقتی مرا به معراج بردندازموضع مسجدکوفه مرا عبوردادند
درحالیکه من بر(براق )سواربودم وجبرئیل بامن بودجبرئیل گفت یا محمداینجا کوفان است واینهم مسجدکوفه ومن این مسجدرا بیست(۲۰) بارآن راویرانه دیدم وبیست(۲۰) بارآن راآباد یافتم وبین هرکدام ازدومرتبه پانصد(۵۰۰)سال فاصله بود.(۵)
البته این گفته باآنچه ما آنرا بیان کردیم که حضرت آدم حدودمسجد را معین کرده است منافاتی نداردچراکه بنابرآنچه نقل شده ومشهوراست اینکه اززمان ابتدای خلقت آدم تازمان پیغمبرخاتم صلی الله علیه وآله شش هزار(۶۰۰۰)سال یانزدیک به شش هزارسال فاصله بوده است پس اگرمسجد درزمان آدم علیه السلام بناء شده باشد پس رویت جبرئیل علیه السلام اززمان حضرت آدم تازمان پیامبرخاتم صلی الله علیه وآله دوازده(۱۲) مرتبه می شود واین منافات با بیست مرتبه جبرئیل نخواهدداشت چراکه ممکن است باقی آن مدت که بیست وهشت(۲۸) باردیگرباشد درزمان خلافت ملئکه وجن قبل ازآدم علیه السلام وعمارتهای این مسجد درزمان آنان بوده است که حالا ممکن است باعبادت دراین مسجد بوده است یابناء ظاهروساختمان مسجد.
و روی عن الاصبغ ابن نباته انه قال: بینا نحن ذات یوم حول امیر المومنین علیه السلام فی مسجد کوفه اذ قال ” یا اهل الکوفه لقد هباکم الله عزوجل بما لم یهب به احدامن فضله مصلاکم بیت ادم و بیت نوح ئ بیت ادریس و مصلی ابراهیم خلیل و مصلی اخی الخضر علیهم السلام و مصلای”.(۶)
درکتاب من لایحضره الفقیه روایت شده است ازاصبغ ابن نباته که گفت روزی ماکه درپیرامون امیرالمومنین علیه السلام جمع بودیم درمسجدکوفه فرمودند ای اهل کوفه خداوند به شما چیزی عطا کرده است وبه شمااختصاص داده است که به هیچ کس نداده است ازفضل مصلای شما در خانه آدم و خانه حضرت نوح و خانه حضرت ادریس ومصلی حضرت ابراهیم ومصلی برادرم حضرت خضرومصلای من
و این مسجد شما از جمله چهار مسجدی است که خداوند آن را برگزیده است برای اهل آ ن و کانه مشاهده می کنم که فردای قیامت این مسجد را در دو پیراهن سفید که شبیه به شخص محرم است می آورند و شفاعت می کند به اهل خودش و برای کسا نیکه در آن نماز خوانده اند
و شفاعت این مسجد رد نمی شود و پذیرفته می شود.
و روزها و شبها نمی گذرد تا ا ینکه حجر الاسود در این مسجد نصب می شود و زمانی بر این مسجد خواهد آمد که مصلی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از فرزندان من خواهد بود.
و همچنین مصلای هر مومنی خواهد بود و هیچ مومنی روی زمین نمی ماند مگر اینکه قلب او به آن مسجد متمایل است پس آن را ترک مکنید و به خداوند عا لم تقرب بجویید با نماز خواندن در آن مسجد و رغبت کنید به آن مسجد در قضا ء حوائج خود تان از خداوند متعال پس اگر مردم می دانستند چه برکاتی دارد این مسجد هر آینه از همه اقطار زمین بسوی این مسجد می آمدند و لو با کشیده شدن چون حرکت بر روی یخها بصورت سینه خیز و یا سر خوردن رو دست .
قوله علیه السلام : لقد هبا کم الله الخ ای اعطا کم و اختارکم بذلک.
و من فضل مصلاکم بیان لما .
و بیت آدم عطف بیان لمصلاکم.
و احد الاربعه المساجد خبران دخلت علیه اللام للتاکید.
و یحتمل ان یکون المراد بالمساجد الاربعه مسجد مکه و مسجد المد ینه و مسجد البصره و مسجد الکوفه و ان یکون مسجد البصره بدل مسجد بیت المقدس .
و یدل علیه ما روی عن ابی جعفر الباقر علیه السلام قال لابی حمزه الثمالی المساجد الاربعه المسجد الحرام و مسجد الرسول صلی الله علیه و آله و مسجد بیت المقدس و مسجد الکوفه یا اباحمزه الفریضه فیها تعدل حجه و النافله تعدل عمره
قوله علیه السلام : کانی اوتی به ای کانی المشاهده بثیابه بنفسه او بمثاله .
قوله علیه السلام: و لا تذهب الایام و اللیالی الخ
یمکن ان یکون نصب الحجر بطریق الحق من المعصوم علیه السلام لا عدوانا و یکون من خصا ئص زمانه صلواه الله علیه کاشیاء کثیره و یخدش فیه انه لم ینقل من خصا یصه صلوات الله علیه ذلک النقل و التحویل و لعل المراد الاخبار بما وقع عدوانا فی زمن القرامطه حیث نقل الحجر من مکه الی الکوفه ونصبوه فی ذالک المسجدحتی انقرضوا فنقل الی موضعه.
درکشکول ذکرشده است که درسال سیصدوده(۳۱۰)هجری سالی که قرامطه که فرقه ای ازخوارج بودنددرایام موسم وارد مکه معظمه شدند وحجرالاسودرا برداشته با خود بردند وبه مدت بیست سال نزد آنان ماندوعده زیادی راکشتندوازجمله افرادی که کشته شدعلی ابن بابویه(شاید محمد ابن علی )وی درحال طواف بودوطواف خودراقطع نکردپس باشمشیراوراازپای دراوردند وروی زمین افتاد واین شعررازمزمه میکرد:
تری المحبین صرعی فی دیارهم کفتیه الکهف لم یدرون کم لبثو
واعاده حجرالاسودکه درزمان محمدابن قولویه واقع شده است خودحکایت عجیبی دارد:
حکایت شده است وقتی که محمدابن قولویه شنید که حجرالاسودرابه مکه برمی گردانندتصمیم گرفت بااین کاروان حرکت نماید چراکه قصدرویت حضرت صاحب الامرراداشتندچراکه می دانست هیچ کس حجرالاسودرادرموضع خودنخواهدگذاشت مگر کسی که خداونداورامعصوم قرارداده است پس ازاینکه بکوفه رسید به شدت مریض شد که امکان حرکت باآن کاروان رانتوانست پس یکی ازامنای خودرابااموال زیادی برای متولیان وخدام حرم فرستاد وبه وی گفت که ازآنان بخواهد که وی رادرنزدیک رکن قراردهند که درهنگام نصب حجرالاسودشاهد باشد وبوسیله این شخص امین نامه سربه مهربه صاحب الامرصلوات الله علیه ارسال نمود وبه اوگفت هرفردی که حجرالاسودرادرجای خودقرارداد نامه رابه آن بدهد پس آن شخص امین باکاروان حجرالاسودحرکت نمود تا به مکه رسیدآنچه که به او امرشده بودانجام داد در هنگام نصب حجرالاسود قوام مسجدالحرام وی رادرنزدیک رکن حاضرکردند پس شیوخ عرب وبزرگان آنان را مشاهده کردکه آمدند وحجررادریک پیراهن گذاشته وهمه آن رابالابرده تامحاذی جایگاه رسانیده دراین هنگام یک جوان خوش سیما حجررا ازمیان آن پیراهن برداشته وبه جای خودگذاشت وازبین آن قوم ازمسجد بیرون رفت این شخص امین به سرعت پشت سروی خارج گردیدتااینکه به پشت کوههای مکه رسیدند پس آن جوان صدا کرد فلانی آن نامه را به من بدهیدکه ازجانب محمد ابن قولویه است پس آن امین رفت وآن نامه رابه وی دادپس به اوگفت به محمدابن قولویه بگو من دعاکردم وازخداوندعافیت توراطلب کردم وخداوندوی راشفادادوازاین مرض سخت رهائی خواهی یافت وتوبه مریضی سختی دچارخواهی شدکه هرکه تورامی بیندازرهاشدن ازآن مرض ناامیدمی شودولی ازآن مرض هم تامدت سی سال دیگر رهایی خواهی یافت پس درساعتی ازشب که خداوندتوراقبض روح می کنددرحالیکه هیچ گونه مرضی نخواهی داشت سپس آن جوان ازدیدمن غایب شدپس آن فرستنده می گویدمن دراین وقت دانستم که این شخص صاحب الامرعلیه السلام بود وپس ازبازگشت به بغداد به محمدابن قولویه به آنچه دیده وشنیده خبردادومحمدابن قولویه پس ازاین واقعه مرضهای زیادی مبتلا شدمرضهای شدیدی که همه اطباء واقرباء مایوس می شدندووی آنها رادلداری می دادومی فرمود:”ازاین مرض من ازدنیا نخواهم رفت”. ولیکن آن شب موعود که رسیدهمه اقرباء راودوستان خودراجمع کرده وبا آنان وداع کرده وچنین گفت :
که من امشب درفلان ساعت ازاین شب دارفانی راوداع خواهم کرد.به او گفتند تو به امراض زیادی مبتلاشده ای که ما همه ازتو قطع امید می کردیم وتومارا دلداری میدادیدوتو امشب که هیچ کسا لتی نداریدوعارضه ندارید پس گفته توازکجااست وازکجا خبرداری پس این حکایت رابرای آنان نقل کردودرآن شب قبض روح گردید قدس الله روحه درهمان ساعت موعود.
واین حکایت راازجده من ثقه عالمه وفاضله زاهده عابده آمنه بنت علامه مولانا محمدتقی مجلسی رحمه الله تعالی شارح کتاب فقیه طاب ثراهما وجعل الفردوس مثویهما.
وفی قوله علیه السلام ولاتذهب الایام واللیالی.
شاید تاییدی برای آنچه ذکرکردیم باشدچراکه دلالت برقرب عهدآقاامیرالمومنین علیه السلام واقع شده است.
قوله علیه السلام ولوحبواعلی الثلج قال فی النهایه :
الحیوان یمشی علی دیه ورکبتیه اواسته وحبا البعیر اذابرک ثم زحف من الاعیاء وحب الصبی اذ ازحف انتهی .
مرادازاین نحو آمدن به سمت مسجد کوفه مبالغه درآمدن است ولوروی یخ آمدن باشد یا اینکه این نحو راه رفتن سخت ترین راه رفتن است پس اگر آن فضیلت را بداند با هر وضعی خود را به آن مسجد میرساند نه اینکه اینگونه راه رفتن مستحب باشد که از ظاهر اخبار عدم استحباب است ولیکن بعید نیست استحباب این گونه مشی با علم به آن فضیلت و آنچه حق و واقعیت آن است.
خلاصه فضل مسجد اعظم کوفه بر سایر مساجد و فضیلت عبادت در آن مسجد از اخبار متفق علیه بین خاصه و عامه است و انچه را که ذکر کردیم شما را کفایت است.

(۱): من لایحضره الفقیه.ج ۱٫ ص ۲۳۰٫
(۲):همان. ص ۲۳۱٫
(۳):همان.
(۴) من لایحضره الفقیه. همان. ۲۳۱٫
(۵):همان.
(۶):همان.ص ۲۳۱_۲۳۲ .

امام سجادعلیه السلام وعبدالملک مروان

یکى از اصحاب امام زین العابدین علیه السّلام و از راویان حدیث که به نام زهرى معروف است ، حکایت کند:روزى به همراه آن حضرت ، نزد عبدالملک مروان رفتیم

؛ عبدالملک ، احترام شایانى نسبت به حضرت سجّاد علیه السّلام به جا آورد؛ و چون چشمش به آثار سجود در چهره و پیشانى مبارک امام زین العابدین علیه السّلام افتاد، گفت :اى ابو محمّد! خود را بسیار در زحمت عبادت انداخته اى ، با این که خداوند متعال تمام خوبى ها را به تو داده است و تو نزدیک ترین فرد به رسول اللّه مى باشى ، تو داراى علم و کمالى هستى که دیگران از داشتن آن محروم مى باشند!امام سجّاد علیه السّلام فرمود: آنچه از فضل پروردگار و توفیقات الهى براى من گفتى ، نیاز به شکر و سپاس دارد.و آن گاه فرمود: پیغمبر خدا صلّى اللّه علیه و آله با این که تمام خطاهاى گذشته و آینده اش بخشیده شده بود، آن قدر نماز مى خواند که پاهاى مبارکش ورم مى کرد، به قدرى روزه مى گرفت که دهانش خشک مى گشت و مى فرمود: آیا نباید بنده اى شکرگزار باشم و سپس حضرت در ادامه سخنانش افزود: حمد خداوندى را، که ما را بر دیگران برترى بخشید و به ما پاداش خیر عطا نمود، و در دنیا و آخرت حمد و سپاس ، تنها مخصوص اوست .به خدا سوگند! چنانچه اعضاء و جوارحم قطعه قطعه گردد و در اثر عبادت نفسم قطع شود، یک صدم شکر یکى از نعمت هاى خداوند را هم انجام نداده ام .چگونه مى توان نعمت هاى الهى را برشمرد؟! و چگونه توان شکر نعمتى از نعمت هایش را خواهیم داشت ؟!نه به خدا قسم ! خداوند هرگز مرا غافل از شکر نعمت هایش نبیند.و چنانچه عائله ام و دیگر خویشان و سائر مردم حقّى بر من نمى داشتند، به جز عبادت و ستایش و مناجات با خداوند سبحان ، کار دیگرى انجام نمى دادم و سخنى به جز تسبیح و ذکر خداى متعال نمى گفتم تا آن که نفسم قطع شود.زهرى مى گوید: سپس امام علیه السّلام به گریه افتاد و عبدالملک نیز گریان شد و گفت : چقدر فرق است بین کسى که آخرت را طلب کرده و براى آن جدیّت و کوشش مى نماید و بین آن کسى که دنیا را طلب کرده است و باکى ندارد که از کجا و چگونه به دست مى آورد، پس چنین افرادى در آخرت سهمى و نجاتى برایشان نخواهد بود.(۱)
۱- طبقات ابن سعد ۵/۱۵۷ ؛ النجوم الزاهره ۱/۲۲۹ ؛ بحار الانوار ۴۵/۳۲۹

نوشته شده توسط سید ضیاء میرعمادی

موقعیت جغرافیایی حجراسماعیل

حجر اسماعیل میان رکن شامی و رکن غربی مکه قرار دارد. حجر به معنای پناه و دامن است و از این رو به حضرت اسماعیل (ع) منسوب شده چون دیوارهای کعبه بدست او و پدرش بنا شد.

وی برای پناه بردن از گرمای خورشید در سایه و کنار این دیوار می نشست و سایبانی کنار آن برای خود برافراشته و در آنجا پناه می گرفت.

چون از گرمای مکه نزد خداوند شکوه کرد، خدا به او وحی فرمود که من در این مکان برای تو روزنه ای به بهشت می گشایم تا روز قیامت از آن نسیم روح افزا بر تو بدمد. حضرت اسماعیل (ع) چون درگذشت او را در همان مکان دفن کردند.
عبدالله بن زبیر هنگام تجدید بنای کعبه، حجر را حفر کرد و در آن سنگی به رنگ سبز یافت. از قریش در اینباره پرسید، عبدالله بن صفوان گفت این قبر حضرت اسماعیل است، به آن دست نزن …

گفته می شود غیر از حضرت اسماعیل (ع)، مادر آن حضرت هاجر و دختران وی نیز در این مکان دفن شده اند.

حجر اسماعیل بخشی از خانه کعبه بوده که طی چند نوبت در دورانهای مختلف در جریان تعمیر و بازسازی کعبه، از خانه خارج شده است.

حجر اکنون با نیم دایره ای کوتاه محصور است که ارتفاع دیواره آن ۳۰/۱ متر بوده و فاصله آن از دیوار کعبه بیش از دو متر است .

بر حسب موقعیت جغرافیایی حجر اسماعیل در سمت شمال شرقی کعبه جای دارد. در برخی روایات آمده که پیامبران زیادی(۷۰ پیامبر) در اینجا مدفون شده اند.

از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمود: الحِجرُ بَیتُ إِسمَاعِیلَ وَ فِیهِ قَبرُ هَاجَرَ وَ قَبرُ إِسمَاعِیلَ؛ حجر، خانه اسماعیل و محل دفن هاجر و اسماعیل است. (کافی، ج۴، ص۲۱۰)

گویا برای نخستین بار، منصورعباسی حجر اسماعیل را با سنگ های سفید پوشاند.

براساس روایتهای تاریخی تصمیمات بسیاری دراین مکان گرفته شده است از جمله درخواست شق المقمر از پیامبر اسلام(قطب راوندی)، مکانی برای پاسخگویی پیامبر(ص) به سؤالات، سوء قصد به پیامبر اسلام، طرح توطئه های مختلف دشمنان علیه پیامبر(ص) .

برگرفته ازسایت رجانیوز

مقام امام صادق علیه السلام در کربلا

مقام امام جعفرابن محمدالصادق علیه السلام ازمراکزدینی است که درکربلا واقع شده است این مقام که دروسط مزارع وباغات است مزاری است که درقدیم الایام جای قدم دوستداران مذهب اهل بیت علیهم السلام بوده است

این جایگاه بابرکت مرکزی بوده است که درآن طالبان علم نشو ونما کرده اندومحل نشرفرهنگ اسلامی بوده است واین جایگاه موردبازدید کاروانهای زیادی است که ازکشورهای مختلف اسلامی اعم ازعراق وایران وکشورهای خلیج فارس وسوریه ولبنان که به قصد زیارت حضرت ابی عبدالله الحسین علیه السلام مشرف می شوندپس ازآن به این مقام که منتسب به شاخه طوبی ورئیس مذهب شیعه اثنی عشری است که شیعه بنام اوجعفریه نامیده شده اندآمده وزیارت آن حضرت راازراهی دورقرائت مینمایند

محقق محترم تاریخ آقای سعید زمزم چنین عنوان می کند :

“اهالی کربلا به اطراف این مقام حلقه زده وساختمانهای خودرا دراطراف این مقام بناکرده وبه قصدقربتا الی الله وباذکرتوسل به خاندان وحی چراکه بهترین وسیله برای خودشان درآخرت میدانند.

این مکان سابقا به جعفریات معروف بوده که ازموقوفات خیریه مرحوم شیخ امین الدین بوده است که درکناراراضی و باغات خودوی درحائرحسینی

قرارداشته است .

وتاریخ بنای این مقام به سال ۹۰۴هجری قمری بازمیگردد.

واین مقام توسط جیهان دده بکتاشی درسال ۹۷۱هجری بناشده است.

محقق محترم ادامه می دهند:

این منطقه به شریعه امام صادق علیه السلام نیزمعروف شده است چراکه حضرت پس اززیارت مرقدمطهرجد بزرگوارش امام حسین علیه السلام به این منطقه آمده اند وسپس به منطقه هیابی معروف گشت.

موقیت مکانی این مقام :

این مقام درکنارنهرغربی علقمی که درحال حاضراثری ازآن درمیان نیست ودارای راهی که پستی وبلندی وازکنارمقام امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف میکذرد بوده است وپس ازتوسعه مقام که محلی برای

عبادت بندگان خداوعرض توسلی به پیشگاه امام صادق علیه السلام مسیرنسبتامناسبی که دردوطرف این مسیرمحل های تجاری ومغازه هائی واقع شده است که جهت فروش مایحتاج زائرین ویک بازارچه محلی راتشکیل داده است .

محقق محترم توضیح میدهند:

آنچه درمنابع مختلف آمده است ازجمله درکتاب دائره المعارف ومنابع ومصادرقدیمی نیزبراین مطلب تاکیدداردکه تشرف امامصادق علیهالسلامدرسال۱۴۴هجری قمری به زیارت جدش امیرالمومنین علیه السلام که پس اززیارت آن حضرت درقسمت شمالی کربلا ساکن می شوندوپس ازانجام غسل درآب فرات باپای پیاده به زیارت جدش امام حسین علیه السلام مشرف می شوندکه پس ازرسیدن به قبرمطهرخودراروی قبرجدش می اندازدومی فرماید:السلام علیک یاوارث آدم صفی الله …. .

وحضرت که جماعتی ازاصحاب وجمعی ازاهل حجازباایشان بوده اند به غاضریه برمیگردد دراینجابوده که شیعیان وطالبان علم ازهرسو به اطراف آن حضرت گردآمده وازعلوم اسلامی درموضوعات مختلف بهره می بردندومی توان گفت دانشگاه کربلادرزمان حضرت ازپایگاههای مهم اسلامی بوده که متاثر ازیک حرکت علمی قوی وبنیانی توسط آن حضرت بوجودآمده شمرده شده است.

آقای سیدمحمد بحرالعلوم که خودازمتولیان آن مقام می باشندمی گوید:

دورانهای مختلفی براین مقام همانندسایراماکن مذهبی گذشته است که دردورانی به این مقام اهتمام خاصی بوده است ودربعضی مواقع موردخرابی وهجوم قدرت ظالمه وقت بوده است ازجمله درسال ۱۹۹۱میلادی وبعدازانتفاضه شعبانیه این مقام راویران کردند.

بحرالعلوم اضافه می کند :

این مقام دارای کمبودهائی ازجمله آب آشامیدنی بهداشتی وهمچنان کمبودآب منطقه هیابی راعنوان نموده اند ودرعین حال خادمین این مقام شریف ازهرگونه خدمات دهی به زائرین ملیونی آن کوتاهی نداشته وندارند.

نامبرده اضافه کردند درحال حاضراین مقام جایگاهی برای تلاوت قرآن ونماز می باشدودرآینده نه چندان دوربراساس نقشه تهیه شده ساخته وآماده خواهدشد.

محقق محترم تاریخ آقای سعید زمزم به ما چنین گفت: “این مقام شریف در زمان قبل خیلی جایگاه مختصربا یک دیوار به طول یک متر و بلندی یک و نیم متر که زیارت امام صادق در آن بوده است قرار داشت.به علت نزدیکی مقام به اداره امنیت نظام قبل ساختمان در این اطراف ممنوع بوده لذا یک بنای مختصر با یک سایبان که زایرین در زیر آن به نماز مشغول میشدند.آن مقام دارای محرابی نیز بود که بعد از سقوط آن نظام و فزونی زوار امام حسین علیه السلام این مقام شاهد تعمیراتی در حال حاضر می باشد.این مقام جایگاهی بیاد امام صادق علیه السلام است که دلالت بر اهمیت زیارت امام حسین علیه السلام و اصحاب بزرگوار او می باشد و از آنجایی که کربلا به بغداد پایتخت دولت عباسیان بوده است چه مشکلات سختی از لحاظ مکتب تدریسی حضرت بوده است که حضرت آن را در کربلای جدش بر پا نموده است و این مقام خود یاد آور ظلمی است که بر قبر شریف آن حضرت رفته است و تا کنون قبر مطهر حضرت به صورت خرابه ای در بقیع مانده است.از خداوند علیم و قدیر دفع ستم وهابیان که قبور ائمه را ویران می کردند خواستار و از خداوند فرج و ظهور فرزندش حضرت مهدی عج الله فرجه الشریف و دفع ظلم ظالمین را آرزو داریم.”

برگرفته از مجله الروضه الحسینیه شماره ۱۹ ص ۱۰محرم الحرام ۱۴۳۱

زندگی زبیده دوانیقی

زبیده دخترجعفرابن منصوردوانیقی همسرهارون الرشیداززنان فاضله ومادرامین نامش امه العزیزبودولی بالقب زبیده مشهورشد.

چشمه زبیده درمکه باومنسوب است که دروادی النعمان طرف شرقی مکه ودردورترین محل بامخارج زیادآنرابه مکه سرازیرکرد .

دربعضی جاهابنای شهرتبریزرانیزبه زبیده نسبت داده اندکه بی اساس است وی ثروت فراوان داشت ودرقضرخودیکصد کنیز حافظ قرآن داشت که برای هریکی قرائت یک دهم قرآن مقررشده بودلذادرقصراومانندکندوی زنبورعسل دایماصدای آهسته ویکنواخت شنیده می شد. سال۱۶۵هجری به ازدواج هارون درامد.

زبیده شیعه ومعتقدبوده است وچون به هارون الرشیدمذهب اومحقق شدسوگندخوردکه اورابه دوکلمه طلاق بدهدوبیشترنه به کاغذی نوشت ” کنت فبنت “بدی وبریده شدی وبه زبیده فرستادزبیده ازغایت محبت مرتضی وزهراودوپسرش سلام الله علیهم اجمعین درزیرآن نوشت “کنافحمدناوبناوماندمنا”بودیم وآنچه بودیم وبدان حمدوشکرکردیم ؟وبریده شدیم ودرآن پشیمانی نداریم  ومدتی ماندوبجواررحمت خداشد.

الکنی والالقاب ص ۲/۲۸۹

الاعلام ج ۳/۷۳

شروع به کار سایت

با سلام

به امید خدا و توکل بر او

سایت مدینه در موضوعات اعتقادی اخلاقی و تاریخی

و ….  را آغاز نمود و امیداست که مورد رضایت خداوند سبحان

و مرضی او قرار گیرد

به امید موفقیت شما

افراد ناشناس چاه نبوی “العهن” مدینه را تبدیل به گورستان حیوانات کردند

یک روزنامه سعودی عکاظ از اقدام افراد ناشناس در پر کردن چاه تاریخی العهن در مدینه منوره و تبدیل آن به گورستان حیوانات خبر داد. …

به گزارش گروه ترجمه پایگاه اطلاع رسانی حج، روزنامه عکاظ امروز یکشنبه نوشت : طرفهای ذیربط در مدینه منوره تحقیق درباره عاملان پرشدن و تخریب چاه مشهور العهن در جنوب مدینه منوره و پر کردن آن با سنگ و خاک و تلاش برای از بین بردن هر گونه اثر از این چاه را آغاز کردند.

عکاظ نوشت : خسارتهایی به منطقه “چاه های پیامبر” وارد شده است تا جایی که این منطقه به گورستان حیوانات تبدیل شده است و تعداد زیادی اجساد حیوانات در این منطقه مشاهده شده است.

این منبع افزود : چاه العهن از جمله آثاری بود که شورای عمومی گردشگری و آثار باستانی آن را در پی تاکید حفظ آثار اسلامی مکه مکرمه و مدینه منوره ثبت کرده بود.

بر اساس این گزارش، این شورا اخیرا سیستم نظارت بر آثار باستانی در برخی از مناطق عربستان از جمله منطقه مدینه منوره را اجرا کرد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی حج، در منطقه چاه العهن که حدود ۱۰۰ متر از خط اصلی منتهی به منطقه قباء قرار دارد، تعداد زیادی بقایای اجساد حیوانات به چشم می خورد که منظره زشت با بوی متعفن را به وجود آورده است.

بنابراین گزارش، افراد ناشناس اقدام به انداختن سنگهای بزرگ و خاک و همچنین لباسهای کهنه کودکان در داخل چاه کرده و آن را پر کرده اند.

چاه العهن یکی از هفت چاه نبوی در مدینه منوره است که از این چاه برای پیامبر(ص) آب آورده می شد؛ این چاه در تمام کتابهای مورخان ذکر شده است.

این دومین مورد حمله به چاه های نبوی پس از تصرف چاه غرس از سوی مالک مدرسه ای است که البته سبب دخالت طرفهای ذیربط و خارج کردن چاه از تصرف مالک این مدرسه شد.

خاطر نشان می شود فیروزآبادی تلفّظ “العهن” را به کسر عین و سکون ها و نون خوانده است و مدینه شناسان آن را از جمله چاه های هفتگانه مدینه دانسته اند که پیامبر را در آنجا حضوری بوده است.

فیروزآبادی در نیمه سده هشتم هجرت، چاه “العهن” را چاهی معروف در میان باغی از نخلستانهای عالیه دانسته که به عقیده دیگر محقّقان، روزگاری منازل طائفه انصار “بنوامیّه ابن زید” بوده است.

مطری و ابن نجّار در این که چاه مزبور، برخوردار از موقعیّت تاریخی باشد، تردید کرده اند و سمهودی اطمینانی به ارزش تاریخی آن نشان نمی دهد. وی در زمان خود، مشاهده کرده است که مردم، به چاه العهن به عنوان چاهی که پیامبر از آن آبی نوشیده و وضو گرفته و حضوری در کنارش داشته، تبرّک می جویند; ولی در نوشته های خود با تردید از کنار این موضوع گذشته است.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی حج، چاه مزبور خارج از شهر مدینه قرار دارد قطر چاه حدود ۳ متر و به گفته کشاورزانِ حول آن، عمقش ۱۶ متر است.

از اسناد اوقافی مدینه چنین برمی آید که خاندان برزنجی، چاه و باغِ در برگیرنده اش را وقف عام کرده اند. اکنون حدودش از جانب مغرب به بلاد ابراهیم شاکر و از شمال به بلاد ناعمه و از مشرق به بلاد نقیره الغری و از جنوب به بلاد القطیعه مشخّص شده است.

موقعیّت تاریخی این چاه برای مدنی ها و زائران، ناشناخته مانده است و فضلای مدینه، موقعیّت جغرافیایی آن را با تعبیر “بلادالعهن” می شناسانند.

گفتنی است عربستان سعودی دارای بیش از چهار هزار اماکن ثبت شده مذهبی بوده که بسیاری از فعالان فرهنگی دولت عربستان خواهان حفظ و نگهداری میراث اسلامی در این کشور می باشند.

برگرفته ازسایت بعثه مقام معظم رهبری